وحید خانه ساز
بهرام بیضایی در طول حیات خود بیش از ۳۰ نمایشنامه نوشت، اما تعداد کمی از آنها را کارگردانی کرد. بخش قابل توجهی از آثار نمایشی او در ایران اجازه اجرای عمومی نیافتند. این شکاف میان تولید متن و امکان حضور بر صحنه، مسألهای است که اهمیت نمایشنامههای او و البته نقش «نمایشنامهخوانی» را به عنوان بدیلی برای اجرای صحنهای برجسته میکند.
شاید در همین راستاست که پس از درگذشت بهرام بیضایی خوانش آثار او بیش از قبل مرسوم شده است. آخرین رویدادی که با همین موضوع برگزار میشود، رویداد «هفته بیضایی» است که از امروز یکشنبه هفدهم آبان ماه، در تالار مشاهیر تئاتر شهر اجرا میشود. در این برنامه دانشجویان رشته تئاتر به روخوانی آثار بیضایی خواهند پرداخت.
داود فتحعلی بیگی پژوهشگر، نویسنده، کارگردان و مدرس تئاتر در گفتگو با روزنامه اطلاعات درباره اهمیت بیضایی و آثارش در دنیای امروز گفت: به نظرم ایشان پس ازدرگذشتشان احتیاج به شناساندن ندارد، اما اینکه آثارش مورد توجه و تحلیل قرار گیرند، اتفاق خیلی مهمی است که باید رخ دهد. نسلهای جدید باید او را بشناسند. در نهایت با وجود این توجه، عدهای تحت تاثیر سبک و سیاق ایشان قرار خواهند گرفت و آثارش را روی صحنه خواهند برد.
اهمیت نمایشنامه خوانی
متخصصان تئاتر تأکید دارند که نمایشنامهخوانی نمونهای کوچک از تئاتر نیست؛ بلکه میتواند ضعف و قوت متن را در مواجهه با مخاطب آشکار کند. از سوی دیگر، خوانش کارگردانهای مختلف از یک متن واحد، لایههای پنهان آن را آشکار میسازد. هر کارگردان با انتخاب لحن، ریتم و تأکیدها، تفسیری متفاوت از اثر ارائه میدهد و همین تنوع، شناخت نویسنده را عمیقترمیکند؛ زیرا نشان میدهد متن ظرفیت چند صدایی دارد و به یک اجرا یا یک قرائت واحد محدود نخواهد شد. نمایشنامهخوانی نه جایگزین اجرا، بلکه دریچهای برای ورود به جهان فکری نویسنده است.
فتحعلی بیگی، درباره اهمیت نمایشنامه خوانی نیز گفت: زمانی که اثری خوانش میشود عدهای میآیند و مینشینند و میبینند و گوش میدهند؛ انگار که آنها نیز نمایشنامه را خواندهاند. این کار نمایشنامه خوانی را ترویج میکند.
او درباره خوانش آثار نمایشی بیضایی نیز گفت: با توجه به ساختار آثار بیضایی، خوانش آنها باعث میشود مخاطب در جریان ساختار نیز قرار میگیرد و چه بسا دنبال این موضوع برود که آن نمایشنامه را اجرا کنند. با این حساب اثر نیز معرفی شده است.
در رابطه با آثار بیضایی، نمایشنامههایی که از ساختار سنتی ایرانی گرته برداری شدهاند، میتوانند تحت نظر کارشناسان آگاه مورد تحلیل قرار گیرند و زمینهای برای یادگیری فراهم شود. تاکید میکنم که بهرام بیضایی به ما نقشه راه داده است.
چرا نمایشنامههای بیضایی اهمیت دارند؟
نمایشنامههای بهرام بیضایی از آن رو اهمیت دارند که اسطوره، تاریخ و سیاست را در بافتی دراماتیک و با زبانی فاخر ترکیب میکنند. او با اتکا به پژوهشهای تاریخی و ادبی، شخصیتهایی چون یزدگرد یا پهلوان اکبر را به الگویی برای طرح پرسشهای معاصر تبدیل کرده است. آثار این نویسنده و کارگردان نه صرفاً متنهایی برای اجرا، بلکه بخشی از ادبیات نمایشی ایران هستند که خواندنشان به تنهایی نیز ارزشمند است.
فتحعلی بیگی در اینباره نیز گفت: استاد بیضایی که من نیز شاگردش بودم سعی کرد به تنهایی باور خودش را به ورطه عمل برساند؛ این باور که میتوان اشکال نمایشهای سنتی را به عنوان دستمایه در اختیار گرفت تا زمینههای خلق آثار نمایشی به روز فراهم شود. او به تنهایی این موضوع را تجربه کرد و کاملا استادانه و درخشان کارش را انجام داد. بیضایی به ما راه را نشان داد؛ اینکه چگونه میتوانیم با توجه به الگوهای ساختاری نمایش سنتی، چه ایرانی و چه آسیایی، آثاری را برای تئاتر امروز خلق کنیم؛ که هم جلوههای نوینی از ریشههای نمایشی باشد و هم اینکه نوشتهای باشد که به کار تئاتر امروز بیاید.
بیضایی؛ درام نویسی که فرجام اجرای آثارش را نیافت
متأسفانه اجرای صحنهای آثار بهرام بیضایی در ایران به دلایل متعددی نافرجام مانده است، اما موضوع مهم دیگر ساختار پیچیده آثار او برای اجراست که همواره باعث شده کارگردانها با وسواس به سراغ متونش بروند. در چنین شرایطی، نمایشنامهخوانی کارکردی چندگانه مییابد.
داود فتحعلی بیگی درباره ساختار آثار بهرام بیضایی نیز گفت: من معتقدم بین «تئاتر ایرانی» و «نمایش ایرانی» باید تفاوت قائل شویم و از آنها تعاریفی جداگانه ارائه دهیم. کلمه تئاتر از فرنگستان آمده است.
زمانی که میگوییم تئاتر ایرانی؛ یعنی آثار نمایشی ایرانی که تحت تاثیر درام غربی نوشته شدهاند؛ مانند اغلب آثار زنده یاد اکبر رادی و خیلی از نمایشنامه نویسان دیگر. اما زمانی که میگوییم نمایش ایرانی منظورمان آثاری است که تحت تاثیر ساختار دراماتیک شیوههای سنتی نمایش در ایران نوشته شدهاند. تعدادی از نمایشنامههای زنده یاد بیضایی در همین دسته میگنجد.
شما چه نظری دارید؟