نشریۀ فرهنگ امروز دربارۀ وقایع اخیر قرهباغ گفتوگویی با کاوه بیات کرده که خواندنی است. تلخ است. هشداردهنده است (ش۳۱، زمستان۱۳۹۹، ص۵۰-۵۲). بیات در زمینۀ مسائل آذربایجان و قفقاز متخصص مبرّزی است. کتابها و مقالات نوشته و ترجمه کرده است. به زیر و بم موضوع توجه و اشراف دارد. محققی است که مستند و مستدل سخن میگوید. با دیدی مبتنی بر حفظ منافع ملی و در صدر آن تمامیت ارضی، به این موضوع حساس مینگرد و با دلسوزی و متانت و انصاف تذکر میدهد. چه گوش شنوا بیابد و چه نیابد، بیات کار خود را میکند. تا آیندگان بدانند کسانی بودند که بهوقت سخنها را گفتند ولی در هنگامۀ هیاهوها، شنیده نشد. با اینهمه نومید نتوان بود. کار ایران عظیمتر و عزیزتر از آن است که نومیدیبردار باشد.
جان سخن بیات در این مصاحبه این است:
۱.اگر «منافع ملی» مبنا و ملاک عمل در سیاست خارجی ایران باشد قفقاز و مسائل میان آذربایجان و ارمنستان باید در اولویت قرار بگیرد نه آنطور که در این چهل سال بوده در ذیل و حاشیت امور باشد.
۲. «آنچه روشن و مسلم است، آنچه روزگاری حلقۀ اتصال مستقیم بلاواسطۀ ایران با جمهوری ارمنستان (و درنتیجه گرجستان و روسیه) محسوب میشد از میان برخاسته است و ترتیبی که جایگزین آن خواهد شد، ترتیب پیچیدهای خواهد بود تحت نظر مسکو، آنکارا و باکو؛ تمام فرمایشات طرفهای بازندۀ این دگرگونی (مقامات ایرانی و ارمنی) و طرف پیروز آن (باکو و آنکارا) پیرامون مزایای اقتصادی نهفته در این ترتیب جدید نیز نمیتواند بر واقعیت امر و دگرگونی استراتژیک عمیقی که به ضرر ایران و ارمنستان صورت گرفته است، پرده اندازد».
۳. دربارۀ شعرخوانی اردوغان هم سخن بیات تأملبرانگیز است: «این مجلس مشاعره بیش از آنکه نشانگر شکلگیری یک سیاست جدید باشد نشانهای از تداوم یک سیاست قدیمی است که بنابه مجموعهای از ملاحظات گاه پررنگ میشود و گاه کمرنگ؛ سیاستی که بهرغم قدمتی یکصد ساله تمایلی به شناسایی و رویارویی با آن نداریم و بر امثال اردوغان است که هرازگاهی با غزلسراییهای خود یادآور آن شوند. اشاره به جدایی دو آذربایجان از سوی عالیترین مقام ترکیه چگونه میتواند بدون منظور خاصی باشد؟ مگر خانات مسلماننشین قفقاز در خلال پیشرویهای نظامی قوای عثمانی تحت هدایت امثال انورپاشا و نوریپاشا که در همین رژۀ نظامی ۲۰ آذر باکو، اردوغان از شادی روح آنان نیز سخن گفت، بدون منظور خاصی آذربایجان نامیده شد که این غزلسرایی بدون منظور باشد؟
سخنان اردوغان موجب تحیّر و شگفتی نیست، چرا که گفتاری منطبق با یک پیشینۀ تاریخی یک فرایند دیرپای پانترکیستی است که در مراحل پایانی امپراتوری عثمانی شکل گرفت و تحول و تطور آن در این یکصد سال اخیر گستردهتر از آن است که در این گفتوگو بدان بپردازیم. آنچه موجب تحیّر و شگفتی است اقدامات و سخنانی بود که حامیان داخلی ترکیه در مراحل بعد از واکنش اولیه و توفندۀ ایرانیان نسبت به این ترهات، در توضیح و توجیه آن و «شعر بودن» آن مطرح کردند. مقامات عالیرتبۀ کشورهای مسئول و جدی، معمولاً شعر نمیخوانند و اگر هم بخوانند مقصودی دارند».
و این هم حرف آخر کاوه بیات:
«چیرگی محور آنکارا - باکو در امتداد مرزهای شمالی ما با قفقاز، عمل بسیار سنگینی است که از منظر «داخلی» و خارجی تبعات بسیاری برای ما خواهد داشت».

شما چه نظری دارید؟