محمد صادقی
واقعیت این است که آمارها و گزارشها درباره کتاب و کتابخوانی در ایران، مایه تأسف است و مردم ما چندان اهل مطالعه نیستند. با این حال، اگر نگاهی دقیق داشته باشیم، با واقعیتی دیگر نیز مواجه میشویم که جای اندیشیدن دارد. بیش از دو دهه است که ما با ترجمه آثار ارزشمندی از نویسندگان و پژوهشگران در زمینه ادبیات، فلسفه، روانشناسی، تاریخ، علوم سیاسی، جامعهشناسی، اقتصاد و... مواجه هستیم که بسیار قابلتوجه است. البته میدانیم که همه این ترجمهها، دقیق و ارزنده نیستند، اما تعداد قابلتوجهی از آنها، هم کتابهای خوبی هستند، هم به خوبی ترجمه شدهاند و بیتردید، چنین کارهایی سود فراوانی برای جامعه ما در پی خواهند داشت و مسیر رشد فکری و اندیشهورزی را نیز هموار میسازند. به باور استاد مصطفی ملکیان، ترجمه و تفکر از پنج لحاظ با هم در ارتباط هستند. به نظر او، ترجمه زمینه آشنایی با آخرین دستاوردهای علوم و معارف بشری را فراهم میآورد، با ترجمه آثار و اندیشههای پژوهشگران و اندیشمندان جهان از پژوهشهای تکراری در دیگر جوامع جلوگیری میشود، ترجمه مواد خام برای تفکر و اندیشهورزی را تأمین میکند، ترجمه جامعه را از تکآوایی فکری و فرهنگی نجات میدهد و همچنین با ترجمه، نظریه ناآشکارگی حقیقت در جامعه شکل میگیرد و زمینه صلح پایدار جهانی فراهم میآید.
اما میان مترجمهایی که در کار خود دقیق، توانا و ورزیده هستند، اگر به ترجمههای برخی از آنها بنگریم، انتخابهای درخشان و هوشمندانهشان ستودنی است. به نظرم، یکی از آن مترجمها، احمد عزیزی است. از ترجمههای او میتوان به «جهان مسطح است» اثر توماس فریدمن، «ابرطبقه» نوشته دیوید راتکاف، «اندیشه عدالت» اثر آمارتیاسن، «آینده قدرت» نوشته جوزف نای، «در باغ حیوانات» اثر اریک لارسن، «ممنون که دیر آمدید» نوشته توماس فریدمن و... اشاره کرد. عزیزی در تمام این سالها، با انتخابها و ترجمههای خواندنی خود، نشان داده که از سویی در کار خود بسیار قوی و دقیق است و از سوی دیگر با مسائل جامعه ما به خوبی آشنایی دارد؛ از این رو کوشیده تا آثاری را برای ما ترجمه کند که بتوانیم بیشتر و بهتر بیندیشیم. مترجمهایی مانند احمد عزیزی، توانستهاند با خدمات خالصانه خودشان، ما را با اندیشهها، مباحث و موضوعهایی آشنا کنند که در کتابهای درسی و دانشگاهی و در محافل فکری و فرهنگی ما خبر چندانی از آنها نیست یا اگر هست، از عمق چندانی برخوردار نیست. اما در این مجال کوتاه فقط نگاهی کوتاه به یکی از ترجمههای عزیزی به نام «در باغ حیوانات» خواهم داشت. این کتاب ما را با حال و هوای آلمان، در سالهای قبل از آغاز جنگ جهانی دوم یعنی سالهایی که نازیها قدرت را در دست گرفته بودند، آشنا میکند. نازیها در آن سالها با دروغ، فریب و خشونتورزی، شکلهای مختلفی از وحشیگری را بروز داده و با تنظیم قوانین ظالمانه و رفتارهای بیمارگونه به آزار، آوارهکردن و نابودکردن دگراندیشان و مخالفان میپرداختند. در چنین فضایی، سفیر جدید آمریکا در آلمان به همراه خانواده خود به برلین میرود و سپس ماجراهایی روایت میشود که به ما کمک میکند به درک بهتری از آن سالها و رخدادهایی که سرانجام نیز به پدیدآمدن جنگی ویرانگر منتهی شد، دست یابیم.
احمد عزیزی (مترجم و دیپلمات بازنشسته) متولد ماه خرداد است. هرچند میدانم، کوچکتر و ناتوانتر از آن هستم که بخواهم درباره این انسان شریف و ارجمند و خدمات بارزی که به فرهنگ ما کرده، سخنی بگویم اما بهعنوان یکی از خوانندگان ترجمههای سودمند و روشناییبخش او مهر، احترام و سپاسگزاری خود را نسبت به جایگاه والای فرهنگی او ابراز میکنم.

شما چه نظری دارید؟