دکتر مرضیه محمدزاده ۴
در بخشهای قبل به مهمترین ویژگیهای بانوان مؤثر در نهضت حسینی اشاره شد. اینک ادامه سخن:
۱۱. حضور در میدان جنگ و فعالیتهای پشت جبهه
ایثار این بانوان در حدّ بالایی بود؛ به طوری که اگر امام حسین(ع) مانع حضورشان در میدان جنگ نمیشد، همگی با جان و دل آمادة حضور در میدان و کشته شدن در پیش روی آن حضرت بودند. با وجود این، در کربلا یک زن نیز به شهادت رسید. او امّوهب (هانیه) همسر عبدالله بن عمیر کلبی بود. پس از شهادت عبدالله، اموهب خود را بر سر پیکر شوهرش رساند و چهرة او را که از خاک و خون پوشیده بود، با دست پاک کرد و گفت: «بهشت گوارایت باد. از خدایی که بهشت را به تو ارزانی داشته، میخواهم مرا نیز در آنجا همنشین تو گرداند.» شمر به غلامش دستور داد که او را بکشد و وی چنین کرد و زن دلاور در کنار شوهر شهیدش برخاک افتاد.
۱۲. رضای محض در برابر حضرت حق
بانوان عاشورایی در برابر حضرت حق، تسلیم بودند و رضایت او را با جان و دل پذیرا بودند. حضرت زینب(س) بلافاصله پس از شهادت امام حسین(ع) هنگامی که با پیکر مطهر برادر که بر اثر زخم شمشیر و نیزه پارهپاره گردیده بود، روبرو شد، ثابت و استوار دستانش را در زیر آن پیکر مقدس برد و به طرف آسمان بالا آورد و گفت: «اَللّهُمَّ تَقَبَّل هذَا القُربان: خدایا، این قربانی را بپذیر!» حقیقتاً عقل از درک این عظمت و تفسیرش عاجز است. سکینه(س) نیز به همراه اهلبیت، پدرش را در سفر کربلا همراهی کرد و شاهد اتفاقاتی بـود کـه در طول این سفر رخ داد و همه وقایع عاشورا را با چشم دید. وی از کسانی است که نهضت عاشورا را به گوش تاریخ رساند. او همه بلاها را با دلی استوار تحمل کرد و اگر توجهش به ذات احدیت نبود، ارکان وجودش درهم میریخت. بند اسارت بر گردن او نهادند، زخمزبانها به او زدند، عزیزانش را از دم تیغ گذراندند، اطفال خاندانش را در تشنگی گداختند، برادر شیرخوارهاش را گلو دریدند، دل بانوان حرم را به آتش کشیدند، اما او لب به شکوه نگشود و از طریق تسلیم و رضا خارج نگردید.
۱۳. وجود گزارشگران برای رساندن اخبار به گوش تاریخ
از کهنترین روزگار، گزارشگرانی در میدان جنگ حضور داشته و آنچه را بر دو سپاه رویاروی میگذشته، برای دیگران گزارش میکردهاند. در نهضت امام حسین(ع)، علاوه بر مردان، زنانی نیز واقعه را به گوش تاریخ رساندند و خود یکی از راویان حادثة کربلا بودند، آنان عبارتند از:
ـ حضرت زینب(س)، فاطمه و رقیه، دختران امام علی(ع)؛
ـ فاطمه دختر امام حسن(ع)،
ـ فاطمه دختر امام حسین(ع)،
ـ رباب همسر امام حسین(ع)،
ـ حمیده دختر مسلم بن عقیل(ع)
آنان واقعیات را یا خود و یا با یک واسطه به ابومخنف أزدی کوفی (متوفای۱۵۸ق) رساندند و او نیز گزارشهای مربوط به واقعة کربلا را در کتاب «مقتلالحسین» گرد آورد. این زنان بزرگوار نگذاشتند کربلا فراموش شود.
تاریخ از دو نفر از زنان بهطور مستقیم نام برده است: فاطمه دختر امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه دختر امام حسین(ع). طبری به نقل از حارث بن کعب و او از فاطمه دختر امام علی(ع) جریان آماده شدن کاروان از شام به سمت مدینه را نقل کرده است که: یزید به نعمان بن بشیر مأموریت داد تا وسایل سفر خانواده پیامبر(ص) را به مدینه فراهم کند و مردی صالح و امانتدار از مردم شام را مأمور کرد که همراه عدهای سوار از آنان مراقبت کند. مأموران با احترام کاروانیان را همراهی کردند و چون به نزدیکی مدینه رسیدند، فاطمه به خواهرش زینب(س) گفت: «مسئول این مأموران در کمال خوشرفتاری با ما عمل کرد، خوب است به نحوی از او قدردانی کنیم.» مقداری زیورآلات داشتند. آنها را برای آن مرد فرستادند و از او تشکر و قدردانی کردند. آن مرد گفت: «اگر این نحوة رفتارم با شما بهخاطر دنیا بود، به کمتر از این هم خشنود بودم؛ اما کاری که کردم برای رضای پروردگار و خویشاوندی شما با پیامبراکرم(ص) بود.»
همچنین برپایی مجلس عزا در خانة یزید و نوحهسرایی خاندان یزید به مدت سه روز بر امام حسین(ع) نیز توسط ایشان نقل شده است.
روایت هجوم به خیمهها و غارت اموال کاروانیان را عبدالله، فرزند حسن مثنی از مادرش فاطمه دختر امام حسین(ع) نقل کرده است. دوران اسارت اهلبیت علیهمالسّلام از کربلا تا شام و بعضی وقایع توسط ایشان نقل شده است. همچنین ماجرای مشاجرة زینب(س) با یزید را نیز ایشان نقل کرده است.
ادامه دارد

شما چه نظری دارید؟