در دل یک جنگ نابرابر و یک تجاوز آشکار، خانوادههای بسیاری در کشور ایران، عزیزانشان را از دست دادند و خانواده شهید شدند. یکی از آنها، خانواده شهید طاهره آقایی دوست است. شهیده سیده طاهره آقایی دوست، یکی از آن بیگناهانی بود که در زندان اوین و هنگام ملاقات با همسرش که به دلیل مشکلات مالی، هشت ماهی میشد در زندان بود، به شهادت رسید. سیده طاهره آقایی دوست، فرزند سید مجتبی، در آخرین روزهای تابستان ۱۳۶۰ به دنیا آمد. روزهایی که ایران درگیر جنگ با رژیم بعث عراق بود. اصالت خانوادگی آقایی دوست به روستای رودبنه، یکی از شهرهای لاهیجان در استان گیلان برمیگردد. اینطور که راویان میگویند، سیده طاهره به همراه پسرش محمد امین برای ملاقات همسرش به زندان اوین رفته بود. اولین موشک رژیم صهیونیستی به درب زندان اوین خورد و موج انفجار، هردو را پرتاب کرد. تصاویر منتشر شده از مادر سیده طاهره آقایی دوست که در زمان شهادت، ۴۰ سال داشت، در هنگام تشییع او در پنجمین روز از تیرماه، دل هرکسی را به درد میآورد. بغض و حسرت از سر و روی مادرش میبارد. بغض از جوانی از دست رفته دختر جوانش و حسرت ندیدن دوباره او در روزها و ماههای پیشرو. عکس طاهره را دست گرفته است، آرام قدم برمیدارد و اشک میریزد. شیونهایش را پیش از این کرده است و انگار روز خاکسپاری، وقت یک خداحافظی پیش از موعد برایش است.
حالا محمد امین سالم است و مادرش طاهره شهید شده است؛ طاهرهای که در غیاب همسرش که به دلیل مسائل مالی در زندان افتاده بود، چراغ خانه را روشن نگه داشته بود و حمایتگر فرزندش بود. فرزندی که این روزها نه فقط زخم جراحتش که آن حادثه، هیچوقت از جسم و روحش پاک نخواهد شد. خبر شهادت طاهره را عمویش بعد از جست و جو در بیمارستانها به خانوادهاش داد. جست و جویی که خبر از سلامت محمدامین و شهادت طاهره میداد. خانوادهاش باورشان نمیشد:« به من نگویید طاهره شهید شده؛ نگویید بچهام نیست!» اما طاهره، بدون هیچ گناهی، در حادثه حمله به زندان اوین شهید شده بود و مادرش باید این را میپذیرفت. اینکه این جنگ دوازده روزه علیه کشور ایران، دخترش را از او گرفت.
شما چه نظری دارید؟