دکترغلامعلی رموی
یکی از کلیدیترین مفاهیم توسعه در جهان امروز مفهوم Professionalismیا همان «حرفهای بودن» است. حرفهای بودن تنها به معنای داشتن تجربه یا مهارت نیست، بلکه مجموعهای از ویژگیهاست. تسلط علمی و فنی بر حوزه کاری، رعایت اخلاق و یکپارچگی، پاسخگویی در برابر جامعه و تعهد به کیفیت و آموزش مداوم.
هرجا این اصول نهادینه شده، توسعه پایدار شکل گرفته و اعتماد اجتماعی افزایش یافته است؛ و هر جا نادیده گرفته شده، فساد، ناکارآمدی، اتلاف منابع و بیاعتمادی عمومی فراگیر شده است.
ایران امروز در بسیاری از حوزهها از اقتصاد و بازار تا سیاست و ورزش با بحران نبود رفتار حرفهای مواجه است. غیبت این اصل کلیدی نه تنها موجب تخلفات گسترده و هزینههای سنگین شده بلکه مسیر توسعه را هم منحرف کرده است.James W. Begun در پژوهش خود حرفهای بودن را به عنوان ترکیبی از مهارت تخصصی، اخلاق اجتماعی و پاسخگویی معرفی میکند. یک پزشک حرفهای صرفاً درمانگر نیست، بلکه حافظ اعتماد بیماران است؛ همانطور که یک مشاور املاک حرفهای موظف است اطلاعات را کامل و صحیح به مشتری ارائه دهد و حقیقت را کتمان نکند.
در بازار، حرفهای بودن همان خط تمایز میان فعال اقتصادی متعهد و خلاق با فرصتطلبی است که تنها به سود کوتاهمدت میاندیشد. پژوهشهای تطبیقی نشان دادهاند هر چه سطح حرفهایگری در مشاغل بالاتر باشد، میزان اعتماد عمومی افزایش یافته و کیفیت خدمات ارتقا مییابد.
رفتار غیرحرفهای در ایران هزینههای سنگینی بر دوش جامعه گذاشته است. چنانکه در اقتصاد، تخلفات صنفی، کمفروشی، رانت و فرصتطلبی منابع ملی را نابود کرده و بیاعتمادی عمومی نسبت به بازار را گسترش داده است. براساس گزارش بانک جهانی (۲۰۲۰)، فساد و نبود حاکمیت حرفهای یکی از مهمترین موانع رشد بهرهوری در ایران است.ادارات و سازمانها هم بازده پایین کار، تأخیر در انجام وظایف و خطاهای مکرر در دستگاههای دولتی ناشی از فقدان آموزش حرفهای و عدم پایبندی به استانداردهاست و این امر موجب اتلاف زمان و سرمایه ملی شده است.همچنین درجامعه، نبود رفتار حرفهای در زندگی روزمره، از رانندگی گرفته تا مشاغل کوچک، به شکل بیقانونی، تخلف و بیاعتمادی خود را نشان میدهد.
در رقابت میان احزاب و جناحهای سیاسی در ایران هم بهجای آنکه بر اساس شناسایی نقاط ضعف و ارائه برنامههای کارآمدتر باشد، بیشتر به عرصه عناد و حذف رقیب تبدیل شده است. در چنین فضایی، اصول حرفهای کنار گذاشته میشود و حتی رفتارهای غیرمنصفانه برای کنار زدن طرف مقابل به کار میرود.
نتیجه این رویکرد، اتلاف توان و انرژی احزاب در نزاعهای درونی است. به همین دلیل در زمان انتخابات بسیاری از گروهها فاقد برنامههای روشن و سناریوهای علمی هستند و تنها به شعارهای پوپولیستی بسنده میکنند. این وضعیت به جای تقویت دموکراسی، موجب کاهش اعتماد مردم به سیاست میشود.در اقتصاد، آثار رفتار غیرحرفهای بسیار خطرناکتر است. وقتی مدیریت حوزههای کلیدی به دست افراد فاقد تخصص میافتد، نتیجه چیزی جز رانتجویی و ویژهخواری نیست. در چنین فضایی، نخبگان و نیروهای حرفهای یا به حاشیه رانده میشوند یا بهکلی از چرخه تصمیمگیری حذف میشوند و پیامد آن کاهش نوآوری، فرار سرمایه انسانی و هدررفت منابع است.همچنین در ورزش فقدان حرفهای بودن مشهود است. انتخاب مربیان و مدیران ورزشی اغلب نه بر اساس شایستگی و کارنامه حرفهای، بلکه بر اساس روابط و منافع شخصی صورت میگیرد. در بسیاری از موارد حتی وقتی ضعف فرد آشکار است، باز هم منافع گروهی بر منافع ملی غلبه میکند و نتیجه آن ناکامیهای بینالمللی، اتلاف استعدادهای ورزشی و بیاعتمادی افکار عمومی است.
هیچ جامعهای بدون آموزش حرفهای نمیتواند توسعه یابد. در گذشته در ایران، آموزش مکاسب به تجار و بازاریان بخشی از نظام تربیتی بود. این آموزشها هرچند با صبغه دینی، در اساس آنان را برای ایفای نقش حرفهای در بازار آماده میکرد. در آن نظام، ربا، احتکار و تقلب به شدت مذموم بود و صداقت و امانت به عنوان معیار اصلی رفتار حرفهای شناخته میشد. در دنیای امروز هم همین قاعده برقرار است.
Freidson نشان میدهد که در جوامع توسعهیافته، آموزش تخصصی از سطح مدارس فنی تا دانشگاه و سپس عضویت در نهادهای حرفهای، افراد را برای مسئولیتهای مشخص آماده میکند. پزشک، وکیل، سیاستمدار یا ورزشکار همگی باید آموزشهای تخصصی را بگذرانند و تحت نظارت دائمی نهادهای حرفهای عمل کنند.
با عنایت به مطالب پیش گفته به نظر می رسد که حرکت به سمت جامعهای حرفهای در ایران نیازمند مجموعهای از اصلاحات اساسی شامل موارد زیر است:
۱. اصلاح آموزش: ایجاد رشتههای تخصصی و مهارتمحور در دانشگاهها و مؤسسات فنی برای آمادهسازی نیروهای حرفهای.
۲. نظارت شفاف: تقویت نهادهای حرفهای و مستقل برای صدور مجوز، نظارت بر عملکرد و برخورد با تخلفات.
۳. آموزش مداوم: الزام به بازآموزی و آزمونهای دورهای برای مشاغل حساس و تخصصی.
۴. پاسخگویی: ایجاد سیستمهای ارزیابی عملکرد و پاداشدهی بر اساس کیفیت واقعی خدمات.
۵. فرهنگسازی: آگاهیبخشی به مردم برای مطالبه خدمات حرفهای و حمایت از افراد متعهد و متخصص.
۶. بازگشت به ارزشها: احیای مبانی اخلاقی و دینی در رفتار حرفهای، همچون صداقت، امانت و عدالت، که در فرهنگ ایرانی-اسلامی ریشهای دیرینه دارد.
رفتار حرفهای نه یک انتخاب لوکس، بلکه ضرورتی بنیادین برای توسعه پایدار ایران است. در سیاست، حرفهای بودن میتواند رقابت سالم و رشد دموکراسی را تضمین کند؛ در اقتصاد، فعالان حرفهای میتوانند بازار را از فرصتطلبی به سمت خلاقیت و ارزشآفرینی سوق دهند و در ورزش، انتخابهای حرفهای میتواند استعدادها را شکوفا کند و جایگاه کشور را ارتقا دهد.
ایران امروز برای عبور از بحرانهای ناکارآمدی و بیاعتمادی، بیش از هر چیز به «انسانهای حرفهای» نیاز دارد؛ انسانهایی که آموزش دیده، مسئولیتپذیر و متعهد به اخلاق و تخصص باشند. حرفهای بودن همان حلقه مفقودهای است که میتواند مسیر توسعه ایران را باز کند.

شما چه نظری دارید؟