مورخان نمی‌توانند زمان دقیق تأسیس کتابخانه و دانشگاه جندی شاپور را تعیین کنند و نظرات مختلفی در این زمینه بیان کرده‌اند. اما آنچه مشخص است این است که ساسانیان از ابتدای نشستن بر سریر قدرت در پی آن برآمدند تا میراث دینی ، علمی و ادبی ایران و جهان آن روزگار را در کتابخانه‌هایی گرد آورند. اردشیر بابکان کتابخانه‌ای ایجاد کرد و جانشینش شاپور اول دستور داد تا کتابهای مهم را از هند و روم به ایران بیاورند و ترجمه کنند. مهمترین مرکزی که این کتابها در آن جمع شد و در اختیار اهل علم آن روزگار قرار گرفت، در شهر تازه تأسیس جندی شاپور بود.  گویند که این شهر پس از شکست والریانوس از شاپور اول به دست اسیران رومی بنا شد و این شهر در روزگار ساسانیان و قرون نخستین ایران اسلامی از مهمترین شهرهای خوزستان بود.۱ معماری این شهر  به سان صفحه شطرنج  انجام شده بود. حمزه اصفهانی اصل کلمه جندی شاپور را « به از اندیو شاپور » خوانده که به معنی « شهر شاپور بهتر از انطاکیه » است.۲ شاپور با بنای این شهر قصد داشت تا شهری باشکوه و منظم در ایران بسازد به گونه‌ای که برتر از شهر مهم امپراطوری روم شرقی؛ انطاکیه؛ باشد. زیرا انطاکیه در آن روزگار از رونق اقتصادی و تجاری زیادی برخوردار بود و معماری منظم آن شهر شهرت بسیاری داشت. حضور پزشکان و روحانیان مذهبی در جندی شاپور و ایجاد کتابخانه‌ای غنی در این شهر، کانون علمی مهمی را در ایران دوره ساسانی به وجود آورد. به تدریج آموزش‌های دینی، پزشکی و نجوم در این دانشگاه رواج چشمگیری یافت.
 سخت‌گیری‌های مذهبی در روم شرقی، راندن مسیحیان نسطوری و بسته شدن مدارس فلاسفه آتن سبب شد تا در زمان حکمرانی انوشیروان، هفت تن از فلاسفه‌ی مهم آن روزگار به ایران بیایند و آثار مهم فلسفی یونان را به ایران بیاورند. به فرمان انوشیروان این آثار ترجمه شد و در جندی شاپور در اختیار عالمان ایرانی قرار گرفت. همچنین آنچه مربوط به علم و فرهنگ هند بود نیز به ایران آوردند و در جندی شاپور مورد استفاده قرار گرفت. معروف‌ترین و مهم‌ترین دستاوردی که برزویه؛ طبیب سرشناس ایرانی؛ از هند به ایران آورد کتاب داستانی کلیله و دمنه بود که میراث حکمی و فرهنگی مهم هند در آن روزگار بود. 
با ورود اسلام به ایران ساکنان جندی شاپور بدون جنگ به مسلمانان تسلیم شدند و این شهرکماکان اهمیت علمی، فلسفی و پزشکی‌اش را حفظ کرد. گرچه امویان در شام میراث‌دار فرهنگ و علوم باقی مانده از رومیان بودند، اما جندی شاپور در آن روزگار کماکان پرورش دهنده‌ی علما و پزشکانی حاذق بود. با تأسیس خلافت عباسی و انتقال پایتخت خلافت به بغداد، دانش آموختگان جندی شاپور؛ به ویژه پزشکان؛ به واسطه خاندان برمکی به خلفای عباسی نزدیک شدند و با تأسیس بیت‌الحکمه وظیفه ترجمه‌ی آثار مختلف فلسفی و علمی به دانشمندان دانش آموخته در جندی شاپور واگذار شد. دانش بالای آنها و تسلط بر زبانهای سریانی، پهلوی و حتی یونانی در آن دوره امری معمول بود.
 یکی از این بزرگان علمی حنین بن اسحاق؛ پزشک و مترجم مسیحی؛ بود. وی ابتدا در جندی شاپور درس خواند ولی به سبب کدورتی از استاد خود جندی شاپور را ترک کرد تا پزشکی را از یونانیان بیاموزد. از همین روی هفت سال در این کار ممارست کرد و چنان استاد شد که اشعار هومر را از بر به یونانی می‌خواند. وی آثار مهم پزشکی یونانیان را از کتابهای آنها فراگرفت و یکی از ماهرترین پزشکان آن دوره شد.  اخلاق علاوه بر علم یکی از اصول مهم افرادی چون حنین بن اسحاق بود. متوکل عباسی از وی خواست، ترکیبی سمی بسازد تا به آن وسیله متوکل بتواند بدون دردسر دشمنانش را از میان بردارد، ولی حنین از قبول این امر سر باز زد. از همین روی خلیفه فرمان داد تا او را به زندان بیندازند. پس از گذشت یک سال خلیفه دستور داد تا دوباره وی را از زندان به حضورش بردند و متوکل خواسته‌اش را دوباره تکرار کرد و حنین را تهدید نمود که در صورت ردّ فرمان، دژخیم سر از تنش برخواهد داشت، ولی باز با جواب منفی حنین روبرو شد، زیرا این پزشک حاذق، خود را طبیبی می‌دانست که وظیفه درمان و نجات انسانها را برعهده دارد. حنین در پاسخ اصرار بیشتر اطرفیان خلیفه گفت:« مرا خداوندی است که حق مرا در روز رستخیز خواهد داد، در صورتی که خلیفه بخواهد خویشتن را بیازارد بگذار آنچنان کند». در این زمان بود که متوکل خندید و گفت که با این فرمان می‌خواسته تا میزان وفاداری اخلاقی حنین بن اسحاق را به قواعد و سنتهای اخلاق پزشکی امتحان کند و او را به مقام طبیب شخصی خود برگزید.۳
حنین بن اسحاق و همچنین سایر دانش‌آموختگان جندی شاپور آثار فلسفی، علمی و پزشکی را از زبانهای سریانی، یونانی و پهلوی به عربی ترجمه کردند و این آثار نه تنها باعث شد تا انقلابی علمی و فرهنگی در جهان اسلام رخ دهد، بلکه این آثار در سرزمین‌های اسلامی باقی ماند و به لحاظ علمی و فلسفی ارتقا یافت. ساکنان اروپا که در طی قرون وسطی از مطالعه‌ی آثار علمی، فلسفی و فرهنگی یونان و روم باستان محروم شده بودند، در پی جنگهای صلیبی و همچنین آمد و شدهای تجاری به جهان اسلام،  آثار پزشکی، علمی و فلسفی مسلمانان را با خود به اروپا بردند. از جمله‌ی این آثار کتابهایی بود که دانش‌آموختگان جندی شاپور ترجمه کرده بودند و به این ترتیب میراث فلسفی و علمی یونان و روم باستان دوباره به خاستگاه اصلی خود بازگشت. یکی از مهمترین عوامل مهم در تحولات فکری و علمی غرب ورود همین آثاری بود که شاگردان مکتب جندی شاپور در حفظ و ارتقای آنها کوشیده بودند. از همین روی جندی شاپور و برآمدگان این مکتب حلقه مهمی در حفظ، ارتقا و انتقال میراث علمی و فلسفی در تاریخ فرهنگ و تمدن بشری به حساب می‌آیند و حق بزرگی بر گردن تاریخ فرهنگ و تمدن بشری دارند. در حال حاضر این شهر از میان رفته است و تنها نام و یاد آن را باید در دفتر تاریخ و کاوش‌های باستان‌شناسی ایران جستجو کرد.
پانویس
۱   ) محمدجواد مشکور، تاریخ سیاسی ساسانیان، ج۱، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۶، ص۱۷۸    ۲) حمزه اصفهانی، سنی ملوک الارض و الانبیاء، ترجمه جعفر شعار، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶، ص۴۷
 ۳ ) حسین‌علی ممتحن، سرگذشت جندی شاپور، اهواز، بی‌نا،‌ ۱۳۵۰، ص۵۵

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی