جریده اطلاعات در راپورتی که در۱۸ اردیبهشت ۱۳۰۷ منتشر کرد خبر از انجام تغییراتی در تشکیلات وزارت پست وتلگراف داده است که طی آن اعلام شده است که حین انجام این تغییرات مطیعالدوله حجازی (محمد حجازی- نویسنده معاصر) به سمت ریاست مدرسه پست و تلگراف منصوب شده و یاد آوری هم شده که وی قبل از این سرپرستی محصلین اعزامی پست و تلگراف به اروپا را نیز عهده دار بوده است.
در این راپورت میخوانیم: درنتیجه تبادل افکاری که بعمل آمده است، آقای میرزا داود خان رادا، رئیس اداره پست، به سمت ریاست ایالتی پست طهران منصوب گردیدند.
آقای مطیع الدوله حجازی (سرپرست سابق محصلین وزارت پست و تلگراف در اروپا) و غلامحسین خان کیوان رئیس پرسنل اداره تلگراف به سمت ریاست قسمت پست وتلگراف مدرسه پست وتلگراف(که قریبا برای تعلیم اجزاء آن وزارتخانه درمرکز تاسیس خواهدشد)، تعیین گردیدهاند.همچنین روسای ادارات زیر این وزارتخانه به این طریق تعیین شدهاند.
۱- اداره کابینه وزارتی تحت ریاست آقای میرزایوسف خان مستوفی منقسم به دائره (اداره پست و اداره تلگراف)- رئیس دائره پست آقای میرسیدعلیاکبرخان طاهری معاون حضور( که عهده دارتحریرات سمت حمل ونقل هم خواهند بود)رئیس اداره تلگراف ورمز، آقای میرزا علیخان سمندرعلی
۲- دوائر پرسنل پست وتلگراف حذف وفقط اداره پرسنل وزارتی خواهد بود که ریاست اداره مذکور به عهده آقای میرزاخلیل خان شیبانی واگذار شده است .جمشیدخان رئیس دائره پرسنل پست هم به اداره پست مرکزی منتقل شده است.
۳- اداره تفتیش به ریاست آقای میرزا محمودخان.
۴-اداره فنی پست دارای دو دائره خواهد بوداول دائره حمل و نقل کنتراتی واجرای قانون که آقای رحیم خان ارجمند برای ریاست آن تعیین شده،دوم دائره بینالملل که ریاستش با آقای حجازی خواهد بود.
۵-اداره فنی تلگراف نیزدارای دودائره است اول دائره بین الملل که به ریاست «مسیو ونسان »رئیس کابینه اداره تلگراف خواهدبود- دوم دائره مکانیک که ریاست آن به آقای یوسف میرزا محول شده است. تشکیلات حوزه وزارتی و مرکز در ظرف این چند روزه به موقع اجرا گذارده میشود.
درباره مطیع الدوله
به بهانه مرور این راپورت تاریخی خوب است که درباره مرحوم محمّد حجازی این نکات را اضافه کنیم که اومتولد، ۲۵ فروردین ۱۲۸۰ شمسی در تهران ودرگذشته – ۱۰ بهمن ۱۳۵۲ رماننویس، نمایشنامهنویس، مترجم، سیاستمدار و روزنامهنگار معاصر ایرانی بود.
سیدنصرالله مستوفی، پدر سیدمحمد حجازی، (مستوفی یعنی همان میرزا بنویس و نویسنده) دربار قاجار بود. محمد حجازی تحصیلات مقدماتی خود را در مدرسه سن لویی در تهران انجام داد. پس از گذراندن دوران تحصیلی متوسطه به فرانسه رفت درآنجا دانشنامهٔ مهندسی در تلگراف بیسیم گرفت وپایاننامهٔ خود را در برلین به فارسی ترجمه کرد.در بازگشت به ایران به استخدام وزارت پست و تلگراف درآمد. سپس عهدهدار سمتهای مختلفی شد،از جمله مدیر مجلهٔ ایران امروز (از۱۳۱۷ تا ۱۳۲۰) ومجله «پست وتلگراف وتلفن» شد ومقالات خود را در نشریات آن زمان بهخصوص باباشمل، به چاپ میرساند.حجازی صاحب سبکی نو و دلنشین درنویسندگی بودوهمین امر او را در دستهٔ نویسندگان درجه یک قرار میداد.
حجازی یکی از تحلیلگران زندگی عاطفی زنان طبقه بالای ایران بود و مهم ترین آثاراو متشکل ازسه کتاب است که عناوینشان هم از اسم قهرمانان زن داستان گرفته شده است.
رمان «هما »داستان یک دختر ثروتمند و زیباست که نویسنده در اثنای قصه در دفاع از تعلیم وتربیت اروپایی وآزادی زنان سنگ تمام میگذارد.
دومین رمان او یعنی «پریچهر» هدفش تحلیل روانی از پیوندزناشویی دو زوج جوان است که زندگی عشقی پرماجرایی دارند. زن هوسباز است ومرد تمام بی وفاییها و هوسبازی های او را با عشقی که به سختی قابل درک است تحمل می کند.
رمان سوم محمد حجازی ، «زیبا» نام دارد و قصه جوانی ناپخته و خوشآتیه است که با زن جذاب ولی هوسباز و با تجربه ای که او را در زندگی کمک می کند آشنا می شود و این زن به جای این که قاتق نانش شود قاتل جانش میگردد. این اثر نیز با بینش بدبینانه از جامعه معاصر ایران نوشته شده است و حال آنکه کمدی سیاسی وی با عنوان«محمود آقا را وکیل کنید » تصویر بدون تعلقی از حیات سیاسی ایران را ارائه میدهد.
حجازی رمانهای زیادی نوشت و ضمناً قطعات منثور کوتاهی به سبک مقاله تحریر کرد که در مجموعههایی چون آینه، ساغر، آهنگ و غیره جمعآوری شدند. وی همچنین مضامینی را از زندگی طبقات پایین جامعه انتخاب می کرد ولی همچنان به صورت یک ناظر سرد و خشک بر آن مینگریست.
او در سال ۱۳۳۲ برای رمانهای سرشک و پروانه و در سال ۱۳۳۸ برای کتاب «میهن ما» برنده جایزه سلطنتی شد،ولی هیچگاه مورد توجه جامعه روشنفکرآن روزگارقرارنگرفت ،گرچه کتاب هایش دارای تیراژهای قابل توجه ونیز مورد استقبال جامعه جوان کتابخوان آن روزگار قرارمی گرفت و هنوز هم آثارش مخاطب خاص خودش را دارد.
شما چه نظری دارید؟