رسانه انگلیسی با اشاره به تحول در سیاست‌های «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا نوشت: او با شعار «تور انتقام» تلاش می‌کند مخالفان خود را تحت پیگرد قانونی قرار دهد و  نهادهای دموکراتیک را تضعیف کند که این امر با تمرکز بی‌سابقه قدرت منجر به کارشکنی در اجرای قانون و به خطر انداختن دموکراسی آمریکایی خواهد شد.
سیاست‌های «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا در داخل نشان می‌دهد که او با سرکوب مخالفان، حمایت متحدان مطیع و حمایت  انگلیس و هوادارانش به دنبال بنیان نهادن یک نظم نوین جهانی است.
روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی  که ایسنا آن را به فارسی برگردانده است، نوشت: ترامپ در مراسم خاکسپاری «چارلی کرک» چهره رسانه‌ای محافظه‌کار آمریکایی که در سپتامبر ترور شد، با رد کردن روحیه گذشت کرک اقرار کرد که «من در این زمینه با چارلی مخالف بودم؛ من از مخالفانم متنفرم و بهترین‌ها را برای آن‌ها آرزو نمی‌کنم. متاسفم».رئیس‌جمهوری آمریکا یک سال پس از پیروزی دوباره در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا-که اگر با مقیاس تمامی اتفاقاتی که از آن زمان رخ داده است، چند دهه می‌شود-عمیقا در گیرودار آنچه یکی از دستیاران پیشین او «تور انتقام» نامیده، قرار دارد.
 ترامپ سیگنال‌های سردرگم‌‎کننده‌ای برای جهان ارسال کرده است. او هم برای برقراری آتش‌بس در غزه و کسب جایزه صلح نوبل تلاش می‌کند و هم در جایی دیگر قایق‌های ناشناس در کارائیب را نابود می‌کند و به الحاق سرزمین‌های کشورهای همسایه فکر می‌کند. اگرچه در داخل کشور رویکرد او کاملا یک‌طرفه و مشخص بوده است.او روزها پس از مراسم کرک در نشستی که با ژنرال‌های آمریکایی در ویرجینیا داشت، گفت که اولویت آن‌ها «مبارزه با دشمن از داخل» است. دادستانی فدرال در هفته‌های اخیر «جیمز کومی» رئیس اف‌بی‌آی، «لیتیشا جیمز» دادستان کل ایالت نیویورک و «جان بولتون» مشاور امنیت ملی پیشین ترامپ را متهم کرده‌اند. هر یک از آن‌ها با جرائمی مواجه هستند که مجازات زندان دارند. هر کسی که فکر می‌کند رئیس‌جمهور آمریکا سر شوخی دارد یا اینکه دادستان کل، رئیس اف‌بی‌آی، وزیر امنیت داخلی و سایر وفاداران قدرتمند او در عمل به دستورات او تردید یا کارشکنی خواهند کرد، توجه دقیقی به این موضوع ندارد. 
جان بولتون اوایل اکتبر به فایننشال تایمز گفته بود: «او اصلا تظاهر نمی‌کند؛ ترامپ کاملا به دنبال تسویه حساب با هر کسی است که با او مخالفت کرده است».فایننشال تایمز در ادامه نوشته است: امروز دولت اول ترامپ مانند الگویی از خویشتنداری در برابر قانون اساسی به نظر می‌رسد. اما این بار او بر کنگره چیره شده است و اعضای کابینه در تعریف و تمجید از او در دیدارهایش به سبک و سیاق کره شمالی از هم پیشی می‌گیرند و دیوان عالی به ندرت مانعی برای اقدامات او ایجاد کرده است. حداقل این بار، جدایی قوا در آمریکا صرفا نظری است. 
انتقام برای ترامپ مهم است 
گفته شده است که ترامپ در تابستان گذشته به مشاورانش گفته است: «اکنون همه طرف من هستند. دفعه قبل با من می‌جنگیدند».انتقام یکی از سه انگیزه غالب ترامپ است. انگیزه‌های دیگر او درآمدزایی و سلطه بر رسانه‌هاست. مخالفان او هر یک از این اهداف را مختل می‌کنند. روسای دانشگاه‌ها، مدیران اجرایی تعدادی از برترین شرکت‌های آمریکایی، شرکای موسسات حقوقی و مقامات ارشد ارتش از روش‌های ترامپ ناامید و دلسرد هستند. آزمون‌های وفاداری مفتضحانه ترامپ از دولت او پا فراتر می‌گذارد؛ بسیاری از مقامات دولت «جو بایدن» رئیس‌جمهور پیشین آمریکا نتوانسته‌اند شغل مناسبی پیدا کنند. یک کارمند غیرسیاسی پیشین در کاخ سفید دوران ریاست‌جمهوری بایدن گفت: «هر کارفرمایی چیزی شبیه به این می‌گوید که "دوست داریم شما را استخدام کنیم اما ارزش خطر کردن ندارد". تمام چیزی که به من پیشنهاد می‌کنند عذرخواهی است».به عنوان یک قاعده کلی، هر چه یک سازمان بیشتر در معرض زیان کردن باشد، احتمال تسلیم شدن آن در قبال خواسته‌های ترامپ بیشتر است. بسیاری از موسسه‌های حقوقی بزرگ در مواجهه با تهدید محرومیت از دولت فدرال و در نتیجه از دست دادن مشتریان خود از استخدام یا نمایندگی افراد ذکرشده در فهرست دشمنان ترامپ خودداری کرده‌اند. «بردلی مس» وکیل سه تن از مقامات پیشین اف‌بی‌آی که به دلیل اخراج غیرمنصفانه شکایت کرده‌اند، در این باره می‌گوید: «در این فضای حقوقی و سیاسی دیگر هیچ گونه هنجار یا عرفی وجود ندارد. هیچ کسی واقعا در امان نیست».کسانی که در دولت اول، ترامپ را محدود کردند، گمراه کردند یا در مواردی مانع او شدند، با بیشترین خطر انتقام او مواجهند. «مارک میلی» ژنرال بازنشسته‌ ارتش و رئیس ستاد پیشین ارتش آمریکا در زمان تلاش ترامپ در سال ۲۰۲۰ برای بر هم زدن انتخابات ریاست‌جمهوری پس از بازگشت او به کاخ سفید، مانند جان بولتون حفاظت دولتی خود را از دست داد.
در یک قدمی سرپیچی از احکام دادگاه
 فایننشال تایمز نوشته است: بسیاری با این تصور که ترامپ هنوز صراحتا به نافرمانی از یک حکم دادگاه اعتراف نکرده - عملی آشکارا دیکتاتورمآبانه - هنوز آرامش خاطر خود را حفظ کرده‌اند. این موضوع حائز اهمیت است، چراکه دادگاه‌های رده‌پایین‌تر و تجدیدنظر بیش از ۳۰۰ حکم بازداشت و قرار توقف دادرسی علیه اقداماتش صادر کرده‌اند. احکام مخالف روند استرداد گسترده مهاجران غیرقانونی به مراکز بازداشت، به‌ویژه در السالوادور را کند کرده‌اند.دادگاه‌ها عموما دادرسی عادلانه را رعایت کرده‌اند. قضات به طرق مختلف اقدامات ترامپ برای لغو هزینه‌های مصوب کنگره، توقیف سوابق مالیاتی و تامین اجتماعی شهروندان آمریکا و اعزام گارد ملی به حداقل یک ایالتی که مورد نیاز نیست را متوقف یا لغو کرده‌اند. اما بسیاری از دستورات دادگاه نیز نادیده گرفته شده‌اند. 
ترامپ تا رعایت نکردن احکام دادگاه تنها یک قدم فاصله دارد. برای مثال، ماموران اداره مهاجرت و گمرک همچنان با ماسک، هویت خود را پنهان می‌کنند و به بازداشت و بازرسی سرزده ادامه می‌دهند. این اقدامات شامل دستگیری مادرانی است که فرزندانشان را به مدرسه می‌رسانند و نمایش قدرت در زمین‌های بازی کودکان بوده است.دیوان عالی کشور آمریکا که سال گذشته مصونیت کامل ریاست‌جمهوری برای «اقدامات رسمی» را اعلام کرد-اقدامی که ترامپ را از تقریبا هرگونه مسئولیتی مصون می‌دارد- درباره بیشتر سوالات بزرگی که ایجاده شده، سکوت کرده است. سه نفر از ۹ قاضی دیوان عالی را ترامپ منصوب کرده است. ۶ نفر مدام اقدامات او را تایید می‌کنند. از جمله مسائل مطرح‌شده در دادگاه موارد مربوط به استفاده ترامپ از ارتش برای نظارت بر خیابان‌ها، رد تابعیت اعطاشده بر اساس محل تولد و قابلیت او در تصمیم‌گیری شخصی درباره چیستی وضعیت اضطراری است. ماس، وکیل سه مقام پیشین اف‌‎بی‌آی در این باره می‌گوید: «قوه قضائیه به سختی در حال مقاومت است. باید دید که آیا دیوان عالی کشور به تضعیف کار دادگاه‌های رده‌پایین‌تر برای متوقف کردن اقدامات خلاف قانون اساسی و نامشروع این دولت ادامه خواهد داد یا خیر».فایننشال تایمز در بخش پایانی این مطلب نوشت: حتی اگر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان دوره‌ای سال آینده اکثریت مجلس نمایندگان را از دست بدهند و در سال ۲۰۲۸ نیز نتوانند کنترل کاخ سفید را حفظ کنند، دموکرات‌ها جامعه‌ای را تحویل خواهند گرفت که به طرز حیرت‌آوری با شرایطی که آن را ترک کرده بودند، متفاوت است. وسوسه استفاده از روش‌های ترامپ و به‌کارگیری تاکتیک جنگ حقوقی او علیه جمهوری‌خواهان و دیگر دشمنان داخلی بسیار قدرتمند خواهد بود.
از سوی دیگر، تهدیدات فزاینده ترامپ علیه ونزوئلا و حملات دریایی اخیر آمریکا در کارائیب، آغاز دوره تازه‌ای از مداخله‌گری واشنگتن در نیم‌کره غربی است؛ روندی که ادامه سنت طولانی و پرهزینه مداخلات سیاسی و نظامی آمریکا در آمریکای لاتین تلقی می‌شود.نشریه آمریکایی نیوزویک در مقاله‌ای اشاره کرده است که تهدیدهای فزایندهٔ «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور ایالات متحده علیه ونزوئلا همراه با سلسله‌ای از حملات آمریکا علیه شناورها در دریای کارائیب، آغاز «دوران جدیدی از مداخله‌گری آمریکا در نیم‌کرهٔ غربی» است، اقدامی که در امتداد سابقه طولانی و جنجالی مداخلات سیاسی آمریکا در سرتاسر آمریکای جنوبی طی در یک قرن گذشته انجام می‌شود.
 «نیوزویک» یادآوری کرده است که سنت مداخله‌گری آمریکا در آمریکای جنوبی پیش از جنگ سرد آغاز شده و به سده نوزدهم و «دکترین مونرو» بازمی‌گردد؛ دکترینی که در ابتدا توسط رهبران استقلال‌طلبی چون «سیمون بولیوار» مورد استقبال قرار گرفت. با این حال، مقاله تأکید کرده است که واشنگتن بعدها این دکترین را به‌عنوان توجیهی برای سلطهٔ سیاسی و نظامی خود به‌کار برد، از جمله با دخالت در جدایی پاناما از کلمبیا در سال ۱۹۰۳ و سپس اشغال کشورهای پیرامونی برای تضمین کنترل بر کانال پاناما.مقاله اشاره کرده است که این مداخلات اولیه با هدف جلوگیری از بازگشت قدرت‌های اروپایی انجام شد؛ امری که واشنگتن آن را تهدیدی برای منافع خود در این کانال تلقی می‌کرد.رسانه آمریکایی همچنین به تغییر منطق مداخلهٔ آمریکا در دوران جنگ سرد اشاره کرده است؛ زمانی که واشنگتن از مقابله با نفوذ اروپایی‌ها به سرکوب جریان‌های چپ‌گرا و سوسیالیست روی آورد، از جمله حمایت از کودتای ۱۹۶۴ در برزیل، کودتای ۱۹۷۳ در شیلی و همراهی آمریکا با رژیم‌های عضو «عملیات کوندور» در آرژانتین، بولیوی، پاراگوئه، پرو و اروگوئه.نیوزویک به نقل از یک تاریخ‌نگار نوشته است که این مداخلات هیچ پیامد مثبتی نداشت و در عوض به نقض گستردهٔ حقوق بشر، از جمله ناپدیدشدن ده‌ها هزار نفر فقط در آرژانتین، انجامید.در این گزارش همچنین نقش آمریکا در منازعات آمریکای مرکزی در نیکاراگوئه، السالوادور، گواتمالا و هندوراس برجسته و تاکید شده که واشنگتن در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ از نیروهای ضدشورشی علیه جنبش‌های چپ‌گرا حمایت کرده است. مقاله بیان کرده است که هرچند این جنگ‌ها بعدها با توافق‌های صلح پایان یافت، اما بی‌ثباتی ساختاری، مسیرهای قاچاق مواد مخدر و فشارهای مهاجرتی ماندگاری به جا گذاشت که امروز نیز بر آمریکا اثرگذار است.
بدگمانی عمیق نسبت به واشنگتن 
نیوزویک یادآوری کرده است که میراث مداخلات آمریکا، بدگمانی عمیق نسبت به واشنگتن در منطقه ایجاد کرده و خطابه‌های ملی‌گرایانه رهبران برخی کشورهای آمریکای جنوبی از جمله «نیکولاس مادورو» را تقویت کرده است. این سابقه موجب شده است که ضدیت با آمریکا به ابزاری پایدار در سیاست تبدیل شود و افکار عمومی را شکل دهد. گرچه نیروهای راست‌گرا در آمریکای لاتین گاهی با رویکرد ترامپ همسویی دارند، اما دولت‌های ترقی‌خواه در برزیل و کلمبیا نسبت به تشدید تنش‌ها از سوی واشنگتن ابراز نگرانی کرده‌اند.به گزارش نیوزویک، گرچه ترامپ رسماً سیاست سرنگونی مادورو را اعلام نکرده است، اما در نخستین دوره ریاست‌جمهور وی تلاش‌هایی برای جایگزینی «خوان گوایدو» در بحران سیاسی ونزوئلا صورت گرفت. 
مقاله اشاره کرده است که توان نظامی ونزوئلا و بسیج نیروهای مردمی این کشور، آن را با اهداف قبلی آمریکا مانند پاناما غیرقابل قیاس کرده است. برخی تحلیلگران بر این باورند که اقدام نظامی آمریکا واکنش شدیدی را در سراسر آمریکای لاتین در پی خواهد داشت.رسانه آمریکایی همچنین با بیان اینکه اصل «عدم مداخله» همچنان در روابط بین‌الملل آمریکای لاتین یک مسئله محوری است، به اظهارات کارشناسانی اشاره کرده که باور دارند حملهٔ یک‌جانبهٔ آمریکا به ونزوئلا نه‌تنها دولت‌های چپ‌گرا، بلکه متحدان آمریکا مانند برزیل، آرژانتین، اروگوئه، شیلی و کلمبیا را نیز خشمگین خواهد کرد. به اذعان رسانه آمریکایی،‌ حتی اگر ایالات متحده در حمله به ونزوئلا به اهداف نظامی خود دست پیدا کند، هزینه دیپلماتیک بلندمدت آن برای کاخ سفید بسیار سنگین خواهد بود، زیرا جوامع آمریکای لاتین نسبت به حاکمیت ملی حساس هستند و بیم آن دارند که چنین اقدامی به الگویی تکراری در آینده تبدیل شود. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی