مراسم معارفه وزیر داخله دولت مخبرالسلطنه در عمارت وزارت داخله برگزار شد. بنا به راپورت جریده اطلاعات در ۱۳ خرداد ۱۳۰۶ در مراسم مختصری که گویا با حضور مهدی میرمشیری (وزیر داخله دولت قبلی) برگزار شد ادیبالسلطنه به عنوان وزیر جدید داخله (وزیر کشور) معرفی شد.
در این راپورت میخوانیم :
امروزآقای ادیبالسلطنه به معیت آقای رهنما چهارساعت قبل ازظهر به وزارتخانه حاضرشده و روسای ادارات خدمت آقای وزیر شرفیاب شدند. آقای ادیبالسلطنه اظهار کردند با مشکلاتی که در وزارت داخله پیدا شده مع ذالک برای خدمت به مملکت حاضرشده و البته آقایان روسای ادارات نیز با حسننیت و صمیمیتی که لازمه کار است به وظائف خود مشغول خواهند بود. تا بتوانیم متفقا خدمتی را انجام داده باشیم و در این موقع بسیار خوشوقتم که یک عضو فعال و کاردان و لایقی مانند آقای رهنما در این وزارتخانه میباشد که برای پیشبردن اصلاحات و آسایش عامه بهترین عامل میباشند و امیدواریم با این ترتیب و با وجود ایشان موفق به خدمات مهمی بشویم .
آقای رهنما نیز شرحی از سابقه خدمات مهم آقای ادیبالسلطنه و حسننیت ایشان درکارها و مسائل مملکتی اظهار کردند. سپس آقای نظامالدوله نیز شرحی در زمینه فوق و اظهار خوشوقتی از سرپرستی آقای ادیبالسلطنه در وزارت داخله و وجود آقای رهنما و امیدواری که همه به ایشان دارند اظهار کردند و سپس آقایان روساء به ادارات خود رفته و مشغول بکار شدند.
ادیب السلطنه که بود؟
درباره مرحوم ادیبالسلطنه نوشتههای پراکنده بسیاری در گوشه و کنار اسناد تاریخی به چشم میخورد از جمله آنها صفحات ۴۰۰ و ۴۰۱ و دیگر صفحات نشریه ارمغان است که شرح زندگی او را نوشته است ( که بریدهای از دو صفحه اول آن را در اینجا آورده ایم) و طی آن آمده است که :
ادیبالسلطنه، دولتمرد، سناتور، نماینده مجلس و ادیب اواخر دوره قاجار و اوائل دوره پهلوی بود. او ریاست فرهنگستان ایران را برعهده داشت.
پدرش میرزاحسنخان ادیبالسلطنه از خاندان سمیعی گیلان و اعضای دیوانی بود که مدتها پیشکاری امیرافخم همدانی (حاکم کرمانشاه) را برعهده داشت. حسین نزد معلمان خصوصی تحصیلات خود را آغاز کرد و پس از آنکه مقدماتی از فارسی و عربی فرا گرفت، تحصیلات خود را نزد دوتن از عرفا و دانشمندان معروف کرمانشاه به نام ابوالفقراء اصفهانی و میرزای سالک ادامه داد و در ادبیات فارسی و اصول حکمت و ادبیات عرب معلوماتی کسب کرد. سپس به درخواست حسامالملک همدانی وارد دارالفنون ناصری شد و تحصیلات خود را ادامه داد و زبانهای خارجی و شیوه نگارش و حسنخط آموخت.
فعالیتهای اداری و سیاسی
در ۱۲۷۴ خورشیدی وارد وزارت خارجه شد و در اداره عثمانی مشغول به کار گردید و مدت پانزده سال در آن وزارتخانه در سمتهای مختلف انجام وظیفه کرد. مدتی نیز ریاست اداره دول غیرهمجوار را برعهده داشت. در (۱۲۸۹ خورشیدی) به وزارت داخله منتقل شد و به سمت مدیرکل آن وزارتخانه مشغول کار شد و پس از چندی معاون آن وزارتخانه شد.
در اواخر دوره سوم مجلس شورای ملی به نمایندگی از رشت وارد مجلس و عضو فراکسیون دموکرات شد. در همین دوره پدرش درگذشت و لقب ادیبالسلطنه به او رسید. عمر مجلس سوم زیاد دوام نیافت زیرا دامنه جنگ بینالمللی اول به شرق نیز رسید و ایران هم که بیطرفی خود را اعلام کرده بود، مورد تجاوز قرار گرفت و اشغال شد. مجلس سوم تصمیم به مهاجرت گرفت، ادیبالسلطنه نیز از مهاجرینی بود که ابتدا به قم و بعد به کرمانشاه رفتند و دولت موقتی به سرپرستی رضاقلیخان نظامالسلطنه تشکیل دادند. ادیبالسلطنه در آن دولت به وزارت داخله رسید. مهاجرین سپس به عثمانی رفتند و مدتی در آن کشور اقامت کردند. سمیعی سرانجام به حلب رفت و مدتی در آن دیار اقامت داشت.
در ۱۲۹۶ خورشیدی با سایر مهاجرین به ایران بازگشت و دور از کارهای سیاسی به مطالعه در ادبیات فارسی و زبان و متون عربی پرداخت و به تشکیل انجمن ادبی مبادرت کرد. در کابینه فتحاللهخان اکبر (سپهدار رشتی) معاونت نخستوزیر را برعهده گرفت. در خرداد ۱۳۰۰ در کابینه احمد قوامالسلطنه، وزارت تجارت و فوائد عامه به عهده او قرار گرفت و تا مهر همان سال بر سر کار بود. در دوم بهمن همان سال بار دیگر برای تصدی همین وزارتخانه اما این بار در دولت مشیرالدوله به مجلس معرفی شد که تا اردیبهشت سال بعد که دولت مشیرالدوله بر سر کار بود، بر این سمت باقی ماند. در ۲۵ بهمن ۱۳۰۱ که کابینه به ریاست مستوفی تشکیل شد، شغل سمیعی، کفالت (سرپرستی) وزارت داخله بود تا اینکه این کابینه در ۲۱خرداد ۱۳۰۲ کنار رفت.
در دوم خرداد ۱۳۰۳ سردار سپه ادیبالسلطنه را به عنوان معاون خود و در هشتم شهریور به عنوان وزیر عدلیه به مجلس معرفی کرد.
مرداد سال بعد، سردار سپه، سمیعی را از وزارت عدلیه برداشت. پس از آنکه رضاشاه به سلطنت رسید و در زمستان ۱۳۰۴ حکومت نظامی پایتخت را لغو کرد، سمیعی را حاکم تهران کرد تا یازدهم خرداد ۱۳۰۶ که او در کابینه مخبرالسلطنه هدایت عهدهدار وزارت داخله شد. با ترمیم کابینه نیز همچنان وزیر داخله ماند تا در ۱۳۰۸ به استانداری آذربایجان رفت.
اقدام مهم او در دوران وزارت داخله، اجباری کردن اخذ شناسنامه در ایران بود که با به تصویب رساندن قانون سجل احوال در ۲۰ امرداد ۱۳۰۷ در مجلس شورای ملی، آغاز شد. صدور شناسنامه در ایران از سال ۱۲۹۹ آغاز شده اما اجباری نبود و خودداری از دریافت آن، مجازاتی نداشت.
در ۱۳۱۱ پس از عزل و بازداشت تیمورتاش که عنوان وزیر دربار منسوخ شد، به دربار رفت و عملا وظایف وزیر دربار را انجام میداد تا سال ۱۳۱۸ که جم به وزارت دربار تعیین شد. سمیعی در خلال خدمت در دربار، ریاست سازمان پیشاهنگی را نیز برعهده گرفت و در سال ۱۳۱۴ پس از تشکیل فرهنگستان اول، به نیابت رئیس آن تعیین شد.
در سال ۱۳۱۹ ادیبالسلطنه سمیعی با سمت سفیرکبیر ایران به افغانستان رفت و قریب دو سال در این سمت باقی ماند. پس از بازگشت، به ریاست فرهنگستان رسید.
در ۲۸ بهمن ۱۳۲۱ به عنوان وزیر مشاور کابینه سهیلی و در نوزدهم تیر ۱۳۲۲ به عنوان وزیر کشور به مجلس معرفی شد ولی فقط مدتی کوتاه در این سمت باقی ماند و در شهریور ماه استعفا داد. در آن سال مجدداً به دربار رفت و به ریاست تشریفات منصوب شد.
سمیعی از ۱۵ تیر ۱۳۲۴–۳۰ شهریور ۱۳۲۵ مسئولیت سازمان تربیتبدنی را بر عهده داشت. در دوره او کمیته ملی المپیک ایران تشکیل شد. پس از وی برای مدتی علی شایگان به ریاست سازمان تربیتبدنی منصوب میشود اما پس از ۶ ماه یعنی در ۲۷ اسفند ۱۳۲۵ سمیعی مجدداً مسئولیت این سازمان را بر عهده میگیرد در دوره ریاست دوم او ایران بهصورت رسمی به عضویت کمیته ملی المپیک درآمده و اساسنامه کمیته ملی المپیک نیز تصویب میشود.
ادیبالسلطنه در سال ۱۳۲۸ در انتخابات دوره اول سنا، به سناتوری گیلان رسید و در همین سمت در سال ۱۳۳۲ در سن ۷۷ سالگی درگذشت. در وصیتنامه خود که فقط چهار خط بود و در سال ۱۳۱۵ نوشته شده بود، تأکید کرد که در مقبره خانوادگی در گورستان ابن بابویه تهران به خاک سپرده شود.
شما چه نظری دارید؟