سوگل عصاری
اگر من جای مامان بودم، برای ناهار روی دیس ماکارونی یک عالمه سُس قرمز میریختم.
اگر من جای مامان بودم، موقع آب دادن به گلدانهای توی بالکن روی دمپاییهای توسی رنگم را با آبپاش خیس می کردم.
اگر من جای مامان بودم، عصر که برای خرید نان سنگک کنجدی از خانه بیرون میرفتم، چهار تا بسته شکلات با مغز فندق هم میخریدم.
اگر من جای مامان بودم، آخر هفتهها که خانه را جاروبرقی میکشیدم با صدای بلند دکلمه میکردم.
* * *
برای پختن یک ماکارونی خوشمزه تقریباً یک ساعت زمان لازم است تا ماکارونی دَم بکشد و آماده شود.
من حوصله ایستادن پای گاز را ندارم.
برای آب دادن به گلدانها باید یادت باشد که هر کدامشان چقدر آب لازم دارند، صبح باید به آنها آب بدهی یا شب. باید توی آفتاب باشند یا توی سایه که خوب رشد کنند.
مراقبت از گلدانها برای من راحت نیست.
خرید کردن برای خانه، حساب و کتاب دارد؛ باید روی اصول باشد. باید حواس جمع باشی که بتوانی خوب خرید کنی.
رعایت نظم و اصول و نگهداری حساب و کتاب، برای من آسان
نیست.
هر هفته جاروبرقی کشیدن زیر مبلهای سنگین اتاق پذیرایی، کنار میز شیشهای جلوی تلویزیون، روی فرش اتاقخوابها و جلوی کمد لباسها برای من سخت است!
مامان، من خیلی دوستت دارم.
مامان، تو سر جای خودت باش.
شما چه نظری دارید؟