ارمغان زمان فشمی - ضمیمه جامعه روزنامه اطلاعات|هر وقت عمر جهان به آخر برسد و بخواهد قیامت شود و در دست یکی از شما نهال درختی باشد، چنانچه به قدر کاشتن آن فرصت باشد، باید از فرصت باقیمانده استفاده کنید و آن را بکارید.»
«هر کس درختی بکارد و از آن حفاظت کند تا ثمر دهد، خداوند به اندازه ثمره آن به وی پاداش خواهد داد.»
«هر مسلمانی که بذری بیفشاند یا نهالی بنشاند و از حاصل آن بذر و نهال، پرندهای یا انسانی یا چرندهای بخورد، برای او صدقه محسوب خواهد شد.»
اینها احادیث نبوی هستند. رسول خدا (ص) حتی هرگاه میخواست سپاهی را به جهاد بفرستد، به آنها سفارش میکرد: «درختی را قطع نکنید، مگر آن که ناگزیر باشید.» پس چه شد که امروز ما خود را مسلمان میدانیم و درخت، اعتبار خود را تا این حد از دست داده است؟
ما مسلمانهای خوبی نیستیم، اسلام از محاسن صله رحم میگوید، ما آن را قطع میکنیم. اسلام از ارزش درخت میگوید، آن را هم قطع میکنیم!
ما حتی انسانهای خوبی هم نیستیم، چرا که تمامی دینها و آیینها ارزشهای مشترکی دارند و هیچ کدامشان نیست که بر حفظ محیط زیست و ارزش مناسبات خانوادگی و اخلاق و انسانیت تأکید نداشته باشد.
امروز به دلایل علمی اهمیت درختکاری هم پی بردهایم، ولی باز هم این موجودات زنده و بیگناه را میسوزانیم و میبُریم و به جایشان خانه و آپارتمان و اتوبان میکاریم!
امروز به خوبی میدانیم که کاشت و حفظ درختان، نهتنها به حفظ منابع آبی، کاهش دیاکسید کربن و بهبود کیفیت هوا میانجامد، بلکه از فرسایش خاک، کاهش تنوع زیستی و گسترش بیابانزایی نیز جلوگیری میکند اما باز هم هر روز صبح که بیدار میشویم، میبینیم به جای ردیفهایی از درخت، ردیفهایی از ساختمان، سبز شده و نتیجهاش هم همین بحران آب و آلودگی هوا و جسمهای بیمار و روحهای خسته و ناتوان است.
خدا پدرم را بیامرزد، دستش سبز بود و تا پایان عمر، همچنان درخت میکاشت. روزی به او گفتم: پدرجان، معلوم نیست این نهال گردو که میکاری، چند سال دیگر به ثمر بنشیند. لبخندی زد و گفت: اشکالی ندارد دخترم آن ضرب المثل معروف را که شنیده ای: دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند!
و تا جایی که توان داشت بر همین عهد و پیمان بود.
