غلامحسین اسلامیفرد - روزنامه اطلاعات: امروز، شانزدهم دی ماه، روزی است که دانشگاه درکنار مردم در دفاع مقدس قرار گرفت و دانشجو از کلاس درس، مستقیم به میدان نبرد رفت.
حسین علمالهدی و همراهان دانشجو تا آخرین قطره خون به دفاع از سرزمین ایران اسلامی پرداختند. مظلومانه به شهادت رسیدند و حماسه هویزه را آفریدند. کسانی که رهبر معظم انقلاب، آنها را جوانانی توصیف کردهاند که «با دست خالی، بدون تجهیزات، اما با دلی سرشار از عشق و ایمان و با قلبی استوار از اتکا و توکل به پروردگار... و با عزم راسخ به قلب دریای دشمن میزدند، گویی انسان یک بار دیگر، صحنه صدراسلام، صحنه عاشورای حسین(ع) و صحنه کربلا را به چشم خود مشاهده میکرد.»
در هویزه، جایی میان خاک و آتش، حسین علمالهدی و همرزمان دانشجویش نشان دادند دانشجو فقط پرسشگر نیست؛ مسئول است، متعهد است. و در لحظه خطر، پیش قراول. شهدای هویزه ثابت کردند دانشجو میتواند هم اهل اندیشه باشد و هم اهل ایثار؛ یاد حسین علمالهدی و شهدای هویزه، یادآور پیوند ناگسستنی علم، ایمان و اقدام است؛ پیوندی که اگر گسسته شود، هم دانشگاه میبازد و هم جامعه.
روز شهدای دانشجو تنها یک واقعه حماسی نیست؛ بلکه نشانهای روشن از تعریف خاصی از نقش دانشگاه و دانشجو در تاریخ معاصر ایران است. واقعه هویزه را باید فراتر از یک نبرد نظامی دید؛ این رخداد، بازتاب ورود آگاهانه نسل دانشگاهی به عرصهای بود که سرنوشت جامعه در آن رقم میخورد.
حسین علمالهدی و همرزمانش محصول یک «هیجان زودگذر» نبودند. آنان در متن یک فهم تاریخی از شرایط کشور، به این جمعبندی رسیدند که دانش، بدون مسئولیت اجتماعی، به انفعال میانجامد. حضور دانشجویان در جبهه، در روزهای آغازین دفاع مقدس، نشان داد که دانشگاه میتواند از جایگاه ناظر بیرونی، به کنشگری مسئول تبدیل شود.
اهمیت هویزه در آن است که مرز میان «اندیشه» و «عمل» را از نو تعریف کرد. این دانشجویان نه از سراحساسات، بلکه برپایه تحلیل شرایط سیاسی و نظامی زمانه خود، تصمیم گرفتند در صحنه دفاع در کنار مردم و در برابر متجاوز به میهن اسلامی حاضر باشند. به همین دلیل، شهادت آنان را باید کنشی آگاهانه و عالمانه دانست. در روزگاری که برخی دانش را ابزار منفعت میخواهند، آنها دانش را تعهد تعریف کردند.
روز شهدای دانشجو، فرصتی است برای بازاندیشی در مفهوم دانشگاه؛ دانشگاهی که اگر نسبت به سرنوشت جامعه بیتفاوت بماند، از کارکرد تاریخی خود فاصله گرفته است.
امروز، وقتی از «دانشجوی تراز انقلاب» سخن میگوییم، منظور نسخهای آرمانی و دستنیافتنی نیست؛ الگو همین است: دانشجویی که نسبت به جامعهاش بیتفاوت نیست، نسبت به ظلم سکوت نمیکند و حقیقت را حتی به بهای جان، رها نمیسازد. در فضای امروز دانشگاهها، یاد هویزه یک پرسش جدی را پیش میکشد: دانشجو در برابر مسائل جامعه چه نسبتی دارد؟ آیا وظیفه او صرفاً تولید دانش نظری است یا باید نسبت به پیامدهای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی آن نیز پاسخگو باشد؟ هویزه یادآور این واقعیت است که دانشگاه میتواند در لحظات بحرانی، نقش پیشبرنده ایفا کند، نه صرفاً بازتابدهنده. این نقش البته نه با حذف عقلانیت، بلکه با پیوند عقلانیت و تعهد معنا پیدا میکند. آنچه شهدای هویزه برجای گذاشتند، الگویی از دانشجویی است که میان تفکر انتقادی و کنش مسئولانه تعارضی نمیبیند.
هویزه همچنان زنده است، نه بهعنوان خاطرهای صرف، بلکه به مثابه یک مسأله باز برای امروز و آینده دانشگاه ایرانی...
