خانیکی: بدترین وضعیت برای جامعه، دوقطبی شدن فضای عمومی است. دراین  فضا، هر کسی فقط به دنبال آن می‌رود که برای برداشت و تصمیم خود، شواهد و مستندات تهیه کند؛ نه اینکه به تحلیل بپردازد. در این شرایط  نخبگان باید به میدان بیایند و  سخن بگویند

اعتراض حق طبیعی هر جامعه‌ای  است و اصحاب فرهنگ ، هنر ورسانه نیز در این مسیر سعی می‌کنند دیدگاه‌ها و انتقادات خود را با واسطه فرهنگ و هنر بیان کنند. در پی اتفاقات اخیر که در کشورمان رخ داد و موجب تألم و اندوه فراوان هموطنانمان شد، برخی از اصحاب فرهنگ و هنر دیدگاه‌های خود را در این باره بیان کردند.  
هادی خانیکی، جامعه‌شناس و استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگو با ایرنا درباره شرایط ملتهب جامعه در روزهای اخیر اظهار کرد: فشارهای ساختاری مزمن در حوزه بی‌عدالتی، نابرابری‌های مستمر و پایدار، فقر و تشدید آن، انسداد یا محدودیت برای قشرهای مولد جامعه، جوانان، زنان و اقوام، این قابلیت را دارند که پایه‌های نظم اجتماعی را سست کنند و وضعیت شکننده شکل بگیرد.
وی افزود: در شرایط کاهش سرمایه اجتماعی و فرسایش‌های هنجاری و پایین آمدن اعتمادهای نهادی و دوگانه‌شدن ارزش‌های مشترک، هر شوک و تنشی می‌تواند این وضعیت را تشدید کند و به کنش اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در قبال یک کمبود یا یک تصمیم بینجامد. وضعیت اقتصادی کشور زمینه‌ساز اعتراض‌هایی شد که به سرعت ابعاد سیاسی پیدا کرد و خشن شد.
این استاد دانشگاه گفت: اکنون در افکار عمومی، اختلال و ناترازی ارتباطی به‌وجود آمده‌است، یعنی طرفین اعم از حکومت و جامعه و بالعکس یا نخبگان و بخش‌های مختلف حکومت و بالعکس، حرف همدیگر را نمی‌فهمند و نمی‌شنوند و گفت‌وگو شکل نمی‌گیرد.؛ در حالی‌که سازوکارهایی برای شنیدن آنها وجود دارد.
خانیکی تصریح کرد: این اعتراض‌ها نتیجه احساس تبعیض‌ها یا عدم دسترسی به فرصت‌هاست که جامعه احساس می‌کند روز به روز توان خودش را در همه زمینه‌ها بیشتر از دست داده و افق روشنی پیش ‌رو ندارد که وضعیتش بهبود پیدا کند. سطح نارضایتی‌ها در جامعه ما بالاست اما معترض بودن به معنای زوال جامعه یا رسیدن آن به نقاط بد و خشونت نیست. در عین حال این شرایط بحرانی را کسی جز مردم نمی‌تواند حل کند. یکی از ضرورت‌های جامعه ما که البته فرصت‌های زیادی را هم از دست داده، به رسمیت شناختن تغییر و اصلاحات است. اگر تغییر و اصلاح به‌موقع شناخته نشود، به خشم انباشته‌ای تبدیل می‌شود .
این جامعه‌شناس گفت: جامعه ایران امروز می‌بیند که همه قابلیت‌های توسعه را دارد اما وضع خودش خوب نیست، گرسنه است، مشکل معیشتی و تحقیر دارد و آینده‌اش روشن نیست، اما هم در گذشته‌های خود، هم در مقایسه با کشورهای دیگر وضعیت‌های بهتری داشته‌است. پس می‌توان با به رسمیت شناختن تغییر و اولویت دادن به حل مسائل مردم کارهایی انجام داد.
وی هشدار داد: بدترین وضعیت برای جامعه، دوقطبی شدن فضای عمومی است. در فضای دوقطبی، هر کسی فقط به دنبال آن می‌رود که برای برداشت و تصمیم خود، شواهد و مستندات تهیه کند؛ نه اینکه به تحلیل بپردازد. در این شرایط، حرفی شنیده نمی‌شود و حرف دیگری حذف می‌شود. در چنین حالی، نخبگان باید به میدان بیایند و سخن بگویند و در یک بررسی تحلیلی و عاقلانه، سهم هر اشتباه و رویکرد غلطی را بیان کنند.
رسانه‌ها روایت درست و تحلیل‌های دقیق ارائه دهند
محمد قوچانی، روزنامه‌نگار، در گفتگو با ایسنا با تشریح وضعیت موجود و تغییرات نظام رسانه‌ای در شرایط فعلی، درباره راهکار برون‌رفت از وضعیت کنونی گفت: نظام رسانه‌ای ما تغییر کرده و مطبوعات ما به سمت شبکه‌های اجتماعی تمایل پیدا کرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی هم تیغ دوسر هستند؛ از سویی ابزار اطلاع‌رسانی‌اند و از سوی دیگر می‌توانند به یک وسیله امنیتی تبدیل شوند. نتیجه این می‌شود که به محض بروز کوچکترین مسأله امنیتی در کشور، فضای مجازی مسدود می‌شود.
وی یادآور شد: حاکمیت اجازه گسترش اطلاع‌رسانی به فضای رسمی  را نمی‌دهد و ما هنوز شبکه رسمی غیردولتی در کشور نداریم.  ماهواره‌ها از آن طرف کار می‌کنند و هیچ صدای سومی بین صداوسیما و رسانه‌های خارج از کشور به گوش مردم نمی‌رسد. با قطع اینترنت، با انحطاط مطبوعات، تضعیف تحریریه‌ها و نداشتن شبکه‌های خبری در داخل کشور به شکل مستقل، ما هیچ روایت سومی که به شکل روایت مستقل باشد نداریم و ادامه دادن این مسیر خود تبدیل به بحران خواهد شد.
شبکه ملی اطلاعات کجاست؟
او درباره وضعیت موجود گفت: ما سال‌هاست از دولت‌های مختلف می‌شنویم که شبکه ملی اطلاعات را راه‌اندازی می‌کنند اما این شبکه ملی عملا کاری نمی‌کند. الان به دلیل اینکه اینترنت بسته شده، یک موتور جستجو در کشور نداریم که مردم از اطلاعات روزمره خود، اعم از تعطیلی مدارس، پرواز هواپیما و ... مطلع شوند و این خیلی اتفاق عجیبی است. پلتفرم‌های داخلی هم همگی تعطیل هستند؛ چرا که شنیده شد در جنگ ۱۲روزه هم در معرض استفاده قرار گرفتند. این پلتفرمهای داخلی که قرار بوده سنگر مقاومت ما مقابل رسانه‌های خارجی باشند، خود به یک بدافزار تبدیل شده اند.
او درباره نقش رسانه‌ها در وضعیت موجود گفت: معتقدم روایت اول باید روایت خود ما باشد. اگر روایت اول را ندهیم، کنترل اوضاع از دستمان در می‌رود، مثل سال ۱۳۹۸که ما نتوانستیم آمار دقیقی منتشر کنیم و هنوز که هنوز است اخبار غلط می‌دهیم. رسانه‌ها نباید این اشتباه را دوباره تکرار کنند.
این روزنامه‌نگار تأکید کرد: اعتبار هر رسانه و پایگاه‌های خبری و روزنامه‌ به این است که از نام خود صیانت کند و بتواند اطلاعات دقیق و درست را به مردم بدهد.
قوچانی تصریح کرد: مهم‌ترین تحلیل در رسانه‌ها این است که این ماجرا سه ضلع دارد؛ مردم، معترضان و یک جریان سوم که به‎‌دنبال داغ کردن ماجراست. به هر حال مردم را نمی‌توان با گروهی که به‌شکل حرفه‌ای اعتراض می‌کنند یکی کرد. مردم، بازاری‌ها و به‌طور کلی طبقه متوسط شهری معترضند. رسانه‌ها باید یک سه‌گانه را در نظر بگیرند و مرز این سه را مشخص کنند. بین اغتشاش و اعتراض فاصله می‌گذاریم اما عملا حاضر نیستیم امتیازی به معترضان بدهیم. به هر حال معترضان انتظاراتی دارند که باید آنها را از افرادی که خشونت می‌کنند، جدا کنیم؛ ولی در این چندروزه تلاشی برای این موضوع هم از طرف رسانه‌ها و هم از سوی حاکمیت نشد.
قطع اینترنت، یعنی از بین بردن اعتبار رسانه
قادر باستانی پژوهشگر، مدرس ارتباطات و رسانه و روزنامه‌نگار هم در گفتگو با ایلنا درباره قطع اینترنت و اخلال ایجادشده در عملکرد رسانه‌های کشور گفت: رسانه‌ها در شرایط فعلی با قطع شریان‌های ارتباطی با جامعه روبرو هستند و اینکه ما در بحران‌های مختلف در اولین اقدام، شریان‌های ارتباطی رسانه‌ها با مردم را قطع می‌کنیم، یعنی با دست خودمان اعتبار خودمان را نزد مردم از بین می‌بریم و مردم دیگر اعتمادی به ما نخواهند داشت. چنین اقدامی علاوه بر خدشه‌دار کردن اعتبار رسانه‌ها، چسبندگی مخاطب به رسانه‌های بیگانه ماهواره‌ای خارج از کشور را بیشتر می‌کند.
وی ادامه داد: دلیل چنین اقدامی در وهله اول مربوط است به بی‌اعتبار بودن رسانه ملی. رسانه ملی در سالیان گذشته به‌تدریج اعتبار خود را نزد مخاطب ایرانی از دست داده، به هشدارهای کارشناسان و دلسوزان رسانه‌ای توجه نکرده و سیاستگذاری رسانه‌ای کل کشور برای یک مخاطب محدود اقلیتی طراحی شده‌است. تلویزیون مخاطب عام را رها کرده و اقناع آن دیگر هیچ اهمیتی برایش ندارد. از دست رفتن اعتبار رسانه ملی نزد مردم باعث شده نهادهای مسئول در حفظ امنیت کشور در هر واقعه‌ای به این نتیجه برسند که بایستی تمامی صداها را قطع کنند تا صدای تلویزیون شنیده شود اما شاهد هستیم که این اتفاق رخ نمی‌دهد.
وی تأکید کرد: عملکرد فاجعه‌بار رسانه ملی باعث شده تا ما در شرایطی خاص قرار بگیریم، تا جایی که کیان کشور و نظام در معرض خطر نابودی قرار بگیرد. امیدوارم ایده قطع ارتباط مخاطب با رسانه‌ها دیگر اجرایی نشود و برای مسئولان امر مشخص شده باشد که یک کار ساختاری اساسی در رسانه ملی نیاز است تا بتواند اعتبار خود را به دست بیاورد. در حال حاضر روایت رسانه ملی کاملاً یک طرفه و بدون توجه به اقناع‌سازی مخاطب است. در شرایطی که تلویزیون چنین عملکردی دارد، منطقی نیست که ما در کار رسانه‌های داخلی اخلال ایجاد کنیم و به نوعی جلوی عملکرد آن‌ها را بگیریم؛ این رسانه‌ها در این شرایط می‌توانستند بسیار کمک‌کننده باشند.
این کارشناس رسانه گفت: تصمیمات اینچنینی مخاطب را به‌راحتی به سمت صداهایی هدایت می‌کند که مطلوب حاکمیت ما نیست. آن شبکه‌ها با توجه به سیاست‌های خبری خودشان پیش می‌روند و آزادانه فعالیت می‌کنند و مخاطب ایرانی، الان مجبور است که برای کسب اطلاعات بیشتر به این رسانه‌ها رجوع کند؛ چون رسانه ملی برای او اصلاً معتبر نیست.
رسانه‌های بیگانه متکلم وحده شده‌اند
وی افزود: هر رسانه می‌تواند دسته‌ای از مخاطبان را پوشش دهد و منبع اطلاع‌رسانی طیفی از مخاطبان باشد تا رسانه‌های بیگانه متکلم وحده نشوند. در شرایط حاضر، با رسانه‌ای که فقط رجزخوانی می‌کند و حتی اطلاعات درستش هم مورد تأیید مخاطب نیست، درصد بزرگی از مخاطبان را به دیدن شبکه های فارسی زبان بیگانه و ضد انقلاب دعوت کرده‌ایم.
 سوءاستفاده از وضعیت
امیرعباس ربیعی، کارگردان فیلم‌های «احمد» و «لباس شخصی» هم درباره ناآرامی‌های اخیر ایران به تسنیم گفت: بحث معیشت و اقتصاد همواره دغدغه اصلی مردم بوده و بحق، بخش اعظم آن به مدیریت مسئولان برمی‌گردد. مردم در ابتدا به‌صورت مسالمت‌آمیز اعتراضات خود را نشان می‌دادند و حتی این اعتراضات تأثیرگذار بود. رهبری نیز در این زمینه توصیه‌هایی کردند. اما مردم ما به‌خوبی آگاهند که کشور ما سال‌هاست در فضای سخت و نرم دشمنی‌های قدرتمند قرار دارد. دشمنان از هر فرصتی برای ایجاد آشوب و بی‌ثباتی استفاده می‌کنند. متأسفانه، برخی افراد با انگیزه‌های شخصی و بدون توجه به منافع مردم، در حال سوءاستفاده از این وضعیت هستند.
حمید نیلی، معاون فرهنگی‌هنری ستاد هماهنگی کانون‌های مساجد کشور نیز ضمن تأکید بر این نکته که اعتراض حق طبیعی مردم است، به مهر گفت: اکنون جامعه با مشکلات بسیاری در حوزه اقتصاد و معیشت روبه‌روست که دولتمردان و سیاستگذاران عرصه اقتصاد، موظف به پیگیری و حل آنها هستند. ولی وقتی دشمن به وسط می‌آید و تلاش دارد که با برنامه‌ریزی دقیق اغتشاش ایجاد کند، همه اقشار جامعه به‌ویژه هنرمندان و دیگر اصحاب فرهنگ و هنر می‌توانند در این میدان حضور جدی‌تری داشته باشند و به‌عنوان یک فرد تأثیرگذار در این شرایط، نقش ایفا کنند.
وی افزود: دولتمردان باید صدای این ملت را بشنوند و در جهت حل مشکلات آنها قدم‌های درست و روشنی بردارند.
حامد علامتی، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز اظهار کرد: ما در کانون همواره وظیفه داریم از حقوق کودکان و نوجوانان دفاع کنیم. شهادت مظلومانه یک کودک سه ساله  در کرمانشاه، بسیار دردناک و نمونه‌ای از سند جنایت این تروریست‌هاست، کمااینکه ما این سند جنایت را در جنگ ۱۲روزه هم داشتیم و شاهد ۴۰شهید کودک و نوجوان بودیم.
وی خاطرنشان کرد: متأسفانه آشوبگران حتی به مراکز کانون پرورش فکری رحم نکردند و مرکز نیشابور به‌صورت ۱۰۰درصد، تخریب و با خاک یکسان شده‌است. کانون بندرعباس واقع در استان هرمزگان هم مورد هجوم آشوبگران قرار گرفته‌است.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی