به گزارش اطلاعات آنلاین، مکس بوت، مورخ، نویسنده پرفروش و تحلیلگر سیاست خارجی است. آخرین کتاب بوت «ریگان: زندگی و افسانه او»، زندگینامه رونالد ریگان و سومین کتاب پرفروش او در فهرست نیویورک تایمز است. بوت این یادداشت تحلیلی را برای شورای روابط خارجی نوشته است:
با امضای تفاهمنامه (MoU) در روز چهارشنبه، جنگ ایران حداقل فعلاً به پایان رسیده است. پیامدهای کامل آن هنوز مشخص نیست. برای مثال، ما نمیدانیم ایران در نهایت به عنوان بخشی از مذاکرات بعدی بر سر چه محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود، در صورت وجود، موافقت خواهد کرد - گرچه ثروت بادآورده اقتصادی که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، از ابتدا به تهران ارائه میدهد، انگیزه جمهوری اسلامی برای مصالحه را تا حد زیادی کاهش میدهد. اما یک چیز را میتوان با اطمینان گفت: این جنگ ارزش هزینه بالایی که برای آن پرداخت شد را نداشت.
اول، هزینه انسانی است. ایالات متحده سیزده سرباز را در این درگیری از دست داد، در حالی که ایران بیش از ۳۳۷۵ نفر را از دست داد، از جمله ۱۷۰ نفر که احتمالاً در حمله موشکی تاماهاک به یک مدرسه دخترانه کشته شدند. بیست و شش نفر هم در حملات موشکی و پهپادی ایران به اسرائیل کشته شدند و دهها نفر دیگر در کشورهای مختلف خلیج فارس. حداقل دو هزار نفر در لبنان کشته شدهاند، جایی که اسرائیل در پاسخ به حملات حزبالله، حمله بزرگی را آغاز کرده است.
سپس هزینه اقتصادی وجود دارد. موسسه مودیز آنالیتیکس تخمین میزند که این جنگ تاکنون حدود ۱۳۲ میلیارد دلار برای مصرفکنندگان و مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشته است و همچنان ادامه دارد. بیشترین سهم از این هزینه از طریق قیمت بنزین در پمپ بنزین حاصل شد. میانگین قیمت بنزین به ۴.۵۶ دلار در هر گالن رسید و پس از اینکه به نظر میرسید دو طرف ممکن است به توافق برسند، کاهش یافت.
قیمت کود هم در طول جنگ حدود ۴۷ درصد افزایش یافت که به طور غیرمستقیم در افزایش هزینههای مواد غذایی نقش داشت. کشورهای خلیج فارس و کشورهای جنوب جهان حتی بیشتر از ایالات متحده آسیب دیدند. در نتیجه این جنگ، بانک جهانی پیشبینی جهانی خود برای رشد اقتصادی در سال جاری را به ۲.۵ درصد کاهش داد - پایینترین سطح از زمان همهگیری کووید-۱۹.
در نهایت، هزینههای نظامی است. به گزارش وال استریت ژورنال، معاون وزیر دفاع هفته گذشته به اعضای کنگره گفت که این وزارتخانه ۸۰ میلیارد دلار بودجه تکمیلی برای پوشش هزینههای جنگ و سایر هزینهها درخواست خواهد کرد. این تقریباً یک تخمین بسیار کمتر از واقع است. برای مثال، هزینه تعمیر بیست پایگاه آمریکایی در منطقه که در اثر حملات ایران آسیب دیدهاند را شامل نمیشود. ایالات متحده همچنین باید هزینه تعمیر یا جایگزینی چهل و دو هواپیمای نظامی آمریکایی، چه سرنشیندار چه بدون سرنشین، را که در این درگیری از دست رفته یا آسیب دیدهاند، بپردازد.
جایگزینی تمام موشکهای پیشرفته آمریکایی که در این درگیری به کار گرفته شدهاند، حتی دشوارتر و پرهزینهتر خواهد بود. ایالات متحده بیش از هزار موشک کروز تاماهاک و بیش از ۱۵۰۰ موشک دفاع هوایی شلیک کرد. مهمات مصرفشده شامل بیش از نیمی از موجودی موشکهای پاتریوت قبل از جنگ است که اوکراین برای دفاع در برابر حملات موشکی روسیه به شدت به آنها نیاز دارد. وال استریت ژورنال گزارش میدهد که جایگزینی این ذخایر میتواند تا شش سال طول بکشد و در این میان، ایالات متحده آمادگی کمتری برای یک درگیری بزرگ علیه چین یا روسیه خواهد داشت.
دیگر کشورهای منطقه هم متحمل خسارات عمده شدند. طبق یک تخمین، کشورهای خلیج فارس ۵۸ میلیارد دلار خسارت متحمل شدند. خسارت وارده به ایران حتی گستردهتر است؛ طبق برخی تخمینها، بازسازی آن ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. با این حال، ایران با اکثر پهپادها و موشکهای سالم خود از جنگ بیرون آمد. برنامه هستهای آن با بمباران - به ویژه حملات هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی در ژوئن ۲۰۲۵ - به عقب رانده شد. اعتقاد بر این است که ایران از آن زمان تاکنون هیچ غنیسازی انجام نداده است، گرچه این حکومت هنوز حدود یازده تن اورانیوم غنیشده به همراه دانش و ظرفیت ساخت بمب را در اختیار دارد.
اما در حالی که مذاکرات بینالمللی با ایران مدتهاست بر برنامه هستهای این کشور متمرکز بوده، این درگیری به ایران اجازه داد از یک سلاح اقتصادی جدید کشتار جمعی رونمایی کند: با استفاده از پهپادها، موشکها و مینها، توانست تنگه هرمز را به روی همه ترافیک دریایی معمول ببندد، جز بخش کوچکی از آن. از آنجا که این تنگه معمولاً 20 درصد از نفت جهان را حمل میکند، بسته شدن آن جهان را در بحران انرژی فروبرد و ترامپ را مجبور کرد بدون دستیابی به اهداف خود یعنی تغییر رژیم، نابودی برنامههای هستهای و موشکی ایران یا پایان دادن به حمایت از گروههای نیابتی منطقهای مانند حزبالله، به جنگ پایان دهد.
شرایط سخاوتمندانه تفاهمنامه را - که طبق آن ایالات متحده متعهد میشود معافیتهایی از تحریمها به ایران ارائه دهد و به دنبال آن تحریمها کامل برداشته شوند، به ایران دسترسی به وجوه مسدود داده و حتی ۳۰۰ میلیارد دلار بودجه بازسازی فراهم شود - میتوان تا حد زیادی هزینه بازگشایی تنگه تلقی کرد. این هزینه ممکن است افزایش یابد، زیرا طبق این توافقنامه، ایران فقط متعهد شده به مدت شصت روز اجازه دسترسی آزاد از طریق این آبراه حیاتی را بدهد. تهران نشان داده است که سعی خواهد کرد با هماهنگی عمان، «هزینههای کاربری» را که معادل عوارض است دریافت کند. این نقض اصل آزادی ناوبری است که ایالات متحده از زمان جنگهای خود علیه دزدان دریایی در اولین روزهای جمهوری به آن پایبند بوده است.
در مجموع، جنگ ایران هزینه زیادی - از نظر اقتصادی، نظامی و انسانی - داشت و سود ملموس کمی به همراه داشت. در واقع، این جنگ ممکن است ایران را جسورتر و توانمندتر کند. تهران اکنون میتواند به خود ببالد که از حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل جان سالم به در برده، حتی اگر تعدادی از بازیگران اصلی تغییر کرده باشند. ایران اکنون میتواند از بودجهای که از لغو تحریمها و رفع توقیف داراییهایش دریافت میکند، نه تنها برای بازسازی اقتصاد خود، بلکه برای بازسازی ظرفیت نظامی خود و افزایش حمایت از گروههای نیابتی مانند حزبالله استفاده کند.
ترامپ استاد پیامرسانی سیاسی است، اما برای او دشوار خواهد بود که این درگیری را چیزی غیر از یک شکست سنگین جلوه دهد.