یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۱
نظرات: ۰
۰
-
[محمدعلی حیدرهایی] مردم خوبی داریم

اگرچه در عالم سیاست و روابط بین‌الملل تضمینی برای تفاهمات و توافقات که هیچ، حتی برای قراردادهای رسمی و مصوب مجالس و دولت‌ها وجود ندارد، اما فعلاً وارد مرحله پساجنگ شده‌ و با یک تفاهمنامه از این گردنه خطرناک عبور کرده‌ایم و حداقل یک چشم‌انداز به آینده داریم.

قطعاً این پیروزی، حاصل عوامل بسیاری بوده است؛ حاصل شجاعت و دلاوری‌ها و جانبازی‌های نیروهای مسلح، درایت رهبران و مدیران کشور، و ایستادگی میلیون‌ها ایرانی که صحنه را به نفع دشمن ترک نکردند. هرچند در این مرحله نیز بازیگرانی مانند اسرائیل و برخی قدرت‌های ذینفوذ همچنان تلاش خواهند کرد به هرگامی جهت ثبات و آرامش ایران سنگ پرانی کنند.

به علاوه، تجربه جنگ تحمیلی ۴۰ روزه نکاتی را به ما یادآوری می‌کند که ضرورتاً نیاز به برنامه‌ریزی‌های دقیق و کارشناسی دارد. بازسازی و نوسازی توان سیستم دفاعی کشور، سامان دادن به نظام اقتصادی و پایان دادن به هرج و مرج بازار، ایجاد فضای سرمایه‌گذاری خارجی و تلاش برای توانمندسازی جامعه‌ای که به سمت فقر هل داده شده است. کشور کارهای زیادی دارد که بی‌شک مدیران و دست‌اندرکاران، در صورت خلاصی از فضای مسموم رقابت‌های جناحی و گروهی، وظیفه دارند ایران عزیز را در مسیر توسعه و شکوفایی هدایت کنند. اما نکته‌ای که مقام‌های کشور و اساساً حکومت باید به آن توجه کنند، مسأله مردمی است که باردیگر ثابت کردند پای وطن ایستاده‌اند و بر سر آن تعارف ندارند؛ مردمی که در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در کمتر از یک سال آبروداری کردند؛ هم برای کشور و هم برای نظام؛ و این سرمایه بزرگی برای کشور در مراحل بعدی است. وقتی فهرستی از عملکرد مردم که اتفاقاً نیروهای قهرمان نظامی کشور هم بخشی از آن است را مرور کنیم، عظمت آن را بهتر درک خواهیم کرد. برخی موارد چنین است:

۱ـ حضور جمعیت بزرگ در تجمعات شبانه به مدت بیش از یکصد روز تا اعلان پایان جنگ، در یأس و ناامیدی دشمن بسیار مؤثر بود.

۲ـ حب و عشق به وطن و ایستادن پای آن حتی در میانه آتش و خون. یک بررسی اجمالی نشان می‌دهد، به غیر از جابجایی‌های داخلی، حتی یک گزارش از مراجعه مردم به مرزها برای فرار یا پناهندگی یافت نمی‌شود. این موضوع کوچکی نیست. تجربه‌های منطقه‌ای در همین سال‌ها پیش چشم ماست؛ عراق، سوریه، افغانستان، لیبی!

۳ـ  در تمام بررسی‌ها، هیچ گزارشی درباره هجوم به نانوایی‌ها، فروشگاه ها و مراکز خدماتی وجود ندارد؛ در حالی که وحشت جنگ به طور طبیعی انسان‌ها را وادار به واکنش‌هایی می‌کند که غارت انبارهای غله و مواد غذایی، پیش پا افتاده‌ترین این واکنش‌هاست و این واکنش طبیعی را حتی در کشورهای پیشرفته هم می‌توان رصد کرد.

۴ـ حتی بسیاری از ناراضیان و مخالفان حکومت هم که دشمن روی آنان حساب می‌کرد، رفتار و کردار میهنی از خود بروز دادند و دست‌کم سکوت معنادار کردند؛ در حالی که آمریکا و اسرائیل به تصور این‌که فضای اجتماعی ایران آماده انفجار است، جنگ علیه ایران را آغاز کردند و به آن امید بسته بودند.

بنابراین، به سادگی نمی‌توان از کنار این موضوع عبور کرد، بخصوص وقتی شاهد بودیم، دشمن تقلا و تلاش خود را برای درهم کوبیدن مراکز انتظامی و نظامی داخل شهرها مانند کلانتری‌ها و پاسگاه‌ها تشدید کرد تا ناراضیان اقتصادی و مخالفان سیاسی و چه بسا، حتی سارقان و مجرمان مثلاً با اعتماد به نفس بیشتر به خیابان‌ها بیایند و ماشین رسانه‌ای دشمن هم دائم مخالفان حکومت را به آشوب داخلی دعوت می‌کرد. مجموعه‌ای از همه این کنش‌ها و رفتارها در جامعه ایرانی، باعث شد عوامل وابسته به موساد در داخل کشور زمینه‌ای برای تحرک نیابند و یکی از اصلی‌ترین طراحی‌های اسرائیل، یعنی ایجاد انشقاق در میان صفوف ملت و کشاندن کشور به سمت آشوب و جنگ داخلی به شکست بینجامد.

بنابراین در مجموع ملت ایران باردیگر از میدانی سخت با سرافرازی خارج شد، درحالی که امتحانش را با بهترین نمره پس داد و این می‌بایست برای نظام و دولت یک سرمایه اجتماعی بی بدیل تلقی شود و با سامان بخشی به اقتصاد و معیشت کشور و ایجاد زمینه‌های رشد و توسعه اقتصادی و فرهنگی، حق مردم پاس داشته شود. اما این یک روی سکه است؛ روی دیگر آن نیاز به اندیشه و تدبّر دولتمردان و دقت در اتاق‌های فکر دارد که بابت آن چند نکته را باید یادآور شد.

نکته اول این‌که، تمامی آنچه گفته شد، در حالی در شکست دشمن نقش داشت که جامعه زیر سنگین‌ترین فشار اقتصادی تاریخ خود بود. تورم بخش بزرگی از سفرهای مردم را بلعیده است، بسیاری از کسب و کارها بویژه در حوزه استارتاپ‌ها و مدیا تعطیل بوده و هنوز هم هست. بسیاری از مواد غذایی عملاً از سفره‌های مردم حذف شده است. این نکته اهمیت حضور و مقاومت کل ملت را در برابر فتنه خارجی گوشزد می‌کند. در دوره جدید، دولت نیاز به یک ارزیابی دقیق از سیاست‌های اقتصادیِ بعضاً شکست خورده و تکراری، هم در بحث نرخ ارز و هم در کنترل و نظم بخشی به بازار و قیمت‌ها دارد.

یادآوری این نکته ضروری است بسیاری از معترضان دی ماه که نه از بیرون خط می‌گرفتند و نه به جایی وابسته بودند، از وضعیت اقتصادی و پرواز قیمت‌ها، آن هم بعد از جنگ ۱۲ روزه سرخورده شده بودند که متأسفانه اعتراضات آنان توسط خشونت طلبان وابسته به خارج از مرزها مصادره شد.

نکته دوم، ضعف در بهره‌گیری از مدیا و رسانه‌های نوین در جنگ بود؛ واقعیت این است که آمریکا و اسرائیل در طول این دو جنگ، هم مناطق مسکونی ایران را هدف قرار دادند و هم مراکز انرژی و صنعتی آن را، اما از همه جنایت بارتر حمله به مدرسه در میناب و چند ورزشگاه در کشور مانند سالن ورزشی شهر لامرد و تعداد زیادی منطقه مسکونی در تهران و سایر شهرهای ایران بود.

متأسفانه در روایت دقیق و مستند و روشنگر و گسترده‌ی این فجایع توفیق چندانی نداشتیم. فرصتی بود که از دست رفت. آنطور که لازم است، نتوانستیم از طریق رسانه، مظلومیت کودکان ایرانی را در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه مقابل چشم جهان قرار دهیم؛ نه در میناب و نه در لامرد و نه در جای جای کشورمان. اگر مروری کنیم بر کار رسانه‌های فلسطینی در غزه، می‌بینیم که از آنها نیز عقب تریم. شاید اگر کمی؛ فقط کمی مجاری اینترنت باز بود، خود مردم هزاران ویدئوی اثرگذار به مقصد افکار عمومی جهان ارسال می‌کردند که این راه هم متأسفانه بسته بود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی