از مجموع ۷۳۰ کیلومتر مربع مساحت تهران، تنها ۱.۵ کیلومتر یعنی حدود ۲ دهم درصد آن بافت تاریخی است، محدودهای که بیست سال پیش در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد تا دست طمع سوداگران و پای مشکوک دلالان از تخریب آن کوتاه شود. با این حال، تقریبا هر روزه با اخباری از تخریب ساختارمند تنها لکه تاریخی تهران مواجهیم که طی دو سال گذشته شدت بیشتری گرفته است.
بر اساس تجربه، از مدیران شهری توقعی برای درک موضوعاتی نظیر اصالت شهر و مفاهیم فرهنگی، هویتی و تمدنی نمیرود، اما اینکه آنها نمیتوانند با یک حساب سرانگشتی متوجه سود نقدی بزرگ احیای بافت تاریخی برای تهران شود عجیب است. برای همین برخی از کارشناسان تلاشها برای تخریب نشانههای تمدنی تهران (و البته دیگر شهرهای کشور) را مرموز و مشکوک میدانند.
حمام سرپولک یا عمارت امین لشگر دو بنا، دو نشانه و دو عنصر هویتی تهران بودند که در این سالها تخریب شدند، اما موضوع صرفا از میان رفتن تک بناهای نمادین نیست، بلکه فضای میان این نمادها، بافت تاریخی، محل سکونت طبقات مختلف اجتماعی است که به ما یادآوری میکند ایرانیان از زیر بته عمل نیامدهاند و هویتمان به اندازه خود تاریخ است.
