طرح ایده کنترل گرینلند توسط آمریکا نهتنها نگرانیهای جدی در ناتو ایجاد کرده، بلکه این پرسش اساسی را مطرح ساخته که این ائتلاف بدون حضور آمریکا تا چه اندازه کارآمد خواهد بود؟
نشریه «نیوزویک» در گزارشی در این باره که ایسنا ترجمه آن را منتشر کرده است، مینویسد: واشنگتن ممکن است به دنبال قراردادن گرینلند تحت کنترل آمریکا باشد و این زنگ خطر را به صدا درآورده است؛ چراکه گرینلند یک قلمرو خودمختار دانمارک و در نتیجه، بخشی از ناتو محسوب میشود. «مته فردریکسن» نخستوزیر دانمارک بهصراحت هشدار داده اگر آمریکا به یک کشور عضو ناتو حمله کند، همهچیز متوقف میشود و این نشان میدهد که تهدید ترامپ برای ناتو یک تهدید وجودی محسوب میشود. گرینلند سرزمینی غنی از منابع معدنی و از نظر راهبردی بسیار مهم است، زیرا حضور نیروهای آمریکایی در پایگاه فضایی «پیتوفیک» گرینلند برای ردیابی موشکهای دوربردی که ممکن است به سمت خاک آمریکا شلیک شوند، ضروری است.
بنیان ناتو بر اصول دفاع جمعی استوار است که در اساسنامه تأسیس آن تصریح شده است. براساس این اصل، حمله به یک عضو ناتو، حمله به همه اعضا تلقی میشود و این اصل بر این فرض ضمنی استوار بوده که قدرت نظامی ایالات متحده هر مهاجمی را بازخواهد داشت. تا همین اواخر، تصور اینکه آمریکا بهعنوان تأثیرگذارترین عضو ناتو علیه یک کشور عضو دیگر اقدام کند، غیرقابل تصور بود و چنین رخدادی به احتمال زیاد به معنای پایان ناتو خواهد بود. آمریکا بدون تردید قدرت مسلط نظامی در ناتو است، بهویژه از نظر هزینههای دفاعی، توان اعمال قدرت و ظرفیتهای هستهای.
واشنگتن سالهاست سهم بیشتری از تولید ناخالص داخلی خود را نسبت به دیگر اعضای ناتو صرف مسائل نظامی کرده، هرچند کشورهای عضو ناتو در ژوئن سال گذشته متعهد شدند برای جلب رضایت کاخ سفید، هزینههای دفاعی را به ۵ درصد افزایش دهند. البته سنجش قدرت نظامی صرفاً به مقایسه اعداد محدود نمیشود و عواملی مانند آموزش، نگهداری و آمادگی نیز نقش تعیینکننده دارند. نیروهای آمریکایی بهشدت با ارتشهای اروپایی درهمتنیدهاند؛ از جمله استقرار تیپهای چندملیتی ناتو در نزدیکی روسیه و این واقعیت که فرمانده کل نیروهای ناتو در اروپا یک آمریکایی است. این سطح از همپوشانی، جداسازی کامل توان نظامی آمریکا از توان متحدان اروپایی و کانادا را دشوار میکند.
اما به لحاظ توان نظامی، آمریکا در حوزه نیروی هوایی با بیش از ۱۴۰۰ هواپیمای رزمی عملیاتی، بزرگترین نیروی هوایی ناتو را در اختیار دارد. در مقایسه، بریتانیا ۲۱۰ فروند، فرانسه ۲۸۳ فروند، ترکیه نزدیک به ۳۰۰ فروند، لهستان ۸۵ فروند و کانادا ۱۰۳ فروند هواپیمای عملیاتی دارند. برای مقایسه گستردهتر، چین حدود ۳۰۰۰ هواپیمای رزمی در اختیار دارد. در حوزه نیروی زمینی هم ارتش آمریکا با نزدیک به نیم میلیون نیرو، بهمراتب بزرگتر از سایر ارتشهای ناتو است. آمریکا بیش از ۲۶۰۰ تانک آبرامز و بیش از ۱۰ هزار نفربر زرهی در اختیار دارد. در مقابل، ارتش بریتانیا حدود ۲۰۰ تانک چلنجر، فرانسه اندکی بیش از ۲۰۰ تانک لکلرک، کانادا ۷۴ تانک لئوپارد و لهستان بیش از ۶۶۰ تانک، از جمله مدلهای ساخت کره جنوبی دارد.
درباره توان دریایی هم نیروی دریایی آمریکا همچنان یک عضو نیرومند است، اما به دلیل حضور جهانی گسترده، تحت فشار قرار دارد. آمریکا ۶۵ زیردریایی، ۱۱ ناو هواپیمابر و دهها ناوشکن، رزمناو و ناوچه در اختیار دارد. نیروهای دریایی دیگر اعضای ناتو، از جمله بریتانیا و کانادا بهمراتب کوچکتر توصیف شدهاند، هرچند در سطح منطقهای همچنان توانمند محسوب میشوند.
اما بزرگترین شکاف میان آمریکا و دیگر اعضای ناتو در حوزه تسلیحات هستهای است. ایالات متحده و روسیه در مجموع حدود ۹۰ درصد از بیش از ۱۲ هزار سلاح هستهای جهان را در اختیار دارند. در ناتو، تنها بریتانیا و فرانسه دارای سلاح هستهای هستند و تعداد آنها نیز بهمراتب کمتر از آمریکا است. این نابرابری نشان میدهد بازدارندگی و وزن نظامی ناتو تا چه اندازه به قدرت آمریکا متکی بوده و تغییر بنیادین نقش واشنگتن میتواند پرسشهای عمیقی درباره آینده این ائتلاف ایجاد کند.

شما چه نظری دارید؟