رویداد۲۴ نوشت: در میانه فضایی که منطقه روی لبه تنش نظامی حرکت میکند و پیامهای بازدارنده نظامی از تهران با صدای بلند مخابره میشود، دونالد ترامپ بار دیگر پرونده ایران را به زمین دیپلماسی کشاند؛ البته نه با پیشنهاد رسمی، بلکه با یک ادعای حسابشده رسانهای. رئیسجمهور آمریکا در گفتوگو با آکسیوس مدعی شد: «آنها میخواهند به توافق برسند، من این را میدانم. بارها تماس گرفتهاند. آنها میخواهند گفتوگو کنند.» جملهای که بیش از آنکه خبر از گشایش بدهد، آغاز یک جنگ روایت تازه است.
این ادعا درست در زمانی مطرح میشود که در داخل ایران، پیامهای روشنی در رد مذاکره با آمریکا مخابره شده است. یک روز پیش از اظهارات ترامپ، غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضائیه با بیان اینکه «متاسفانه عدهای هنوز از گذشته عبرت نگرفته و توصیه به مذاکره میکنند» بار دیگر تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه زیر فشار و تهدید پای میز مذاکره نرفته و نخواهد رفت. موضعی که عملاً هرگونه تصویرسازی از گفتوگوی ناشی از ضعف یا اضطرار را خط بطلان میکشد.
بخوانید: تایید دوباره تبادل پیام بین ایران و آمریکا/ ویتکاف برای عراقچی در واتساپ پیام فرستاد؟
همزمان، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر انقلاب در امور بینالملل، در توییتی که بازتاب گستردهای داشت، نوشت: «تهران مذاکره با آمریکا را متضمن امنیت خود نمیداند». این موضعگیری، نه از موضع احساسی، بلکه در امتداد یک تجربه تاریخی تکرارشونده بیان شد؛ تجربهای که از برجام تا خروج یکطرفه آمریکا، برای افکار عمومی ایران بهخوبی قابل ردیابی است.
در سطح دیپلماسی رسمی نیز، پیام تهران کمابهام بوده است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در واکنش به تهدیدهای آمریکاییها تصریح کرد: «ما همانطور که قبلاً هم نشان دادیم، در برابر هر تعرضی و در برابر هر تهدیدی، به صورت قاطع، با تمام توان و به شکلی فراگیر، حتماً پاسخ خواهیم داد.» جملهای که اگرچه مستقیماً به مذاکره اشاره ندارد، اما چارچوب رفتار ایران را روشن میکند: گفتوگو در سایه تهدید، موضوعیت ندارد.
با این حال، پرسش اصلی پابرجاست؛ چرا ترامپ، در چنین فضایی، بر «تمایل ایران برای مذاکره» اصرار میورزد؟ یا رسانههای غربی شایعاتی مثل ماجرای پیام عراقچی و تضمین مکتوب پزشکیان به ویتکاف را مطرح میکنند؟
پاسخ را باید کمتر در تهران و بیشتر در واشنگتن جستوجو کرد. ترامپ امروز با یک دوگانگی جدی روبهروست: از یک سو، فشار لابیهای جنگطلب و متحدان منطقهایاش، بهویژه اسرائیل، برای نمایش قاطعیت علیه ایران؛ و از سوی دیگر، هراس از ورود به درگیریای که نه «محدود» میماند و نه «سریع و تمیز» پایان مییابد. همان نکتهای که همزمان از سوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء نیز گوشزد شد و سناریوی حمله کنترلشده را توهمآلود توصیف کرد.
در این میان، روایت «ایران خواهان مذاکره است» برای ترامپ یک کارکرد دوگانه دارد. در داخل آمریکا، او میتواند خود را سیاستمداری نشان دهد که هنوز دیپلماسی را روی میز نگه داشته و مسئول شکست احتمالی گفتوگوها، طرف ایرانی است. در عرصه بینالمللی نیز، این روایت میتواند فشار روانی را از واشنگتن بردارد و این پیام را القا کند که اگر تنشی رخ دهد، نتیجه سرسختی تهران بوده، نه تصمیم کاخ سفید.
نکته مهمتر آن است که حتی منابع نزدیک به دولت آمریکا نیز اذعان کردهاند ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته و گزینههای نظامی همچنان روی میز است. این یعنی ادعای تماس و تمایل به توافق، الزاماً نشانه نزدیکشدن به مذاکره نیست؛ بلکه بخشی از یک بازی روانی برای افزایش اهرم فشار است.
از سوی دیگر، اختلاف بنیادین بر سر «موضوع مذاکره» همچنان پابرجاست. مقامهای آمریکایی به آکسیوس گفتهاند هر توافقی باید شامل خروج کامل اورانیوم غنیشده، محدودیت موشکی و تغییر سیاستهای منطقهای ایران باشد؛ شروطی که تهران بارها آنها را خط قرمز دانسته است. ایران بهصراحت اعلام کرده تنها درباره پرونده هستهای گفتوگو میکند و مذاکره درباره مسائل دفاعی و منطقهای در دستور کار نیست.
در چنین چارچوبی، آنچه جریان دارد نه مذاکره واقعی، بلکه نبرد روایتهاست؛ نبردی که در آن ترامپ تلاش میکند ایران را «مشتاق توافق» نشان دهد و تهران میکوشد تصویر «مقاومت فعال بدون بستن درِ دیپلماسی» را حفظ کند. فاصله این دو روایت، فعلاً بیش از آن است که به میز مذاکره ختم شود.
جمعبندی آنکه، تأکید ترامپ بر تماسهای ادعایی ایران، بیش از آنکه نشانه نرمش تهران باشد، بازتاب تردید واشنگتن در انتخاب میان جنگ پرهزینه و دیپلماسی کمثمر است. تا زمانی که تهدید، تحریم و شروط حداکثری پابرجاست، «مذاکره» در بهترین حالت، یک واژه پرکاربرد در جنگ روانی باقی میماند، نه یک مسیر واقعی برای حل بحران.
