اعظم مستوفی- معلم بازنشسته: کودکان در این روزهای پر از تنش و چالش، بیش از هر گروه دیگری در معرض آسیب قرار دارند و بخش بزرگی از زیست اجتماعی آنان، تعطیل شده‌است.
از یک سو امکان حضور در کلاس‌های درس و بازی با همکلاسی‌ها و تجربه‌های شاد در زنگ تفریح را به بهانه‌های مختلف از جمله سردی و برودت هوا یا آلودگی هوا و امثال آن پی‌درپی از دست می‌دهند و از سوی دیگر شرایط بهره‌مندی از فضای پارک‌ها و مراکز بازی برای همه آنان مهیا نیست.
با این حال، والدین نباید از فرزندانشان بخواهند که کودکی‌هایشان را کنار بگذارند و به دنیای امروز بزرگسالان فکر کنند. پس چه باید کرد؟
آیا شرایط اقتصادی همه خانواده‌ها چنان است که برای فرزندانشان انواع کتاب‌ها و بازی‌های رومیزی تهیه کنند، مهمانی بگیرند تا بچه‌ها دور هم در خانه‌ها جمع شوند، یا شرایط مسکونی همه چنان است که بتوانند کودکان را به استخرها و فضای باز مجتمع‌ها ببرند؟
اگر هر کسی حتی یک کودک یا نوجوان در خانه داشته باشد، می‌فهمد که چه‌قدر این گزینه‌ها از زندگی معمولی عموم جامعه دور هستند و درون چهاردیواری هر خانه اکنون چه جدالی برای سرگرم کردن یا شاد نگه داشتن فرزندان وجود دارد. 
در چنین وضعیتی، نخستین مسئولیت بر دوش خانواده‌هاست؛ نه برای فراهم کردن امکانات پرهزینه، بلکه برای بازگرداندن «کیفیت حضور» در خانه.
گاهی یک بازی ساده خانوادگی، تعریف خاطره‌ای از کودکی والدین، آشپزی مشترک با کودک، ساخت کاردستی با وسایل دورریختنی یا حتی پیاده‌روی کوتاه در کوچه‌ای امن می‌تواند جایگزین بسیاری از سرگرمی‌های گران‌قیمت شود.
کودکان بیش از اسباب‌بازی‌های نو، به توجه تازه نیاز دارند.
از سوی دیگر، نهادهای عمومی و به‌ویژه رسانه ملی نیز نمی‌توانند خود را از این مسئولیت کنار بکشند.
این روزها شاید تنها رسانه در دسترس بسیاری از خانواده‌ها صدا و سیما باشد؛ رسانه‌ای که عملاً کارایی خود را سال‌ها پیش برای بخش بزرگی از دانش‌آموزان از دست داده و شبکه کودک نیز بیش از حد بر سرودها و نماهنگ‌ها متمرکز مانده و پاسخگوی نیازهای مخاطبان بالای ۸ یا ۹ سال نیست.
انتظار می‌رود در تمامی شبکه‌های سراسری و استانی، اتاق‌های فکری ویژه کودک و نوجوان شکل گیرد؛ اتاق‌هایی متشکل از روان‌شناسان کودک، نویسندگان، معلمان خلاق، برنامه‌سازان و حتی خود نوجوانان.
در شرایط بحران، تولید برنامه‌های گفت‌وگومحور شاد با حضور همسالان، مسابقه‌های ساده خانگی، آموزش مهارت‌های زندگی، نمایش‌های عروسکی متناسب با سنین بالاتر، روایت کتاب‌های جذاب و حتی پخش برنامه‌ها و سریال‌های پرمخاطب قدیمی و جدید می‌تواند ساعت‌هایی امن و امیدبخش برای خانواده‌ها فراهم کند.
رسانه‌ای که هزینه آن به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از جیب مردم تأمین می‌شود، باید در روزهای دشوار بیش از همیشه کنار آنان بایستد؛ روزهایی که شاید خوردن یک وعده غذا در رستوران برای همه میسر نباشد، اما می‌توان چند ساعت در کنار خانواده پای برنامه‌ای سالم، شاد و اندیشه‌ورز نشست و کودکان را—دور از هیاهوی اخبار و تبلیغات—به تجربه‌ای جمعی از آرامش دعوت کرد.
حفظ کودکی، مسئولیتی فردی نیست؛ وظیفه‌ای اجتماعی است.
جامعه‌ای که برای لبخند کودکانش برنامه ندارد، دیر یا زود باید هزینه‌های سنگین‌تری برای اندوه بزرگسالان آینده بپردازد.
امروز زمان آن است که خانواده، رسانه و نهادهای فرهنگی، هم‌صدا از یک حق ساده دفاع کنند:
حق کودکان برای شاد بودن، حتی در سخت‌ترین روزها.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی