برای ایران

ونوس جامی پور

ایران من
ایران من، اریکه آیینه از ازل 
شایسته تهمتن و تهمینه از ازل
ایران من، سرای فقیران پارسا
ای خانقاه خسته دیرینه از ازل 
ایران من، همایش ماه و حلول  صبح 
مجموعه مسلّم گنجینه از ازل 
نقشت نگین سرخ ستایش،قبول کن 
خورشید اقتداری و زرّینه از ازل 
شیدایی بهار و بهشت هزاره ها
سامانه سیادت و سبزینه از ازل 
ایران من، جهان و جنونش فدای تو 
ای آبروی صبر و طمانینه از ازل 
از فصل های سرد سیاست گذشته ای 
کانون اعتکافی و کابینه از ازل
ایران من، ستاره نورانی ونوس 
ای وارث درخشش آیینه از ازل 

نامت بلند
سرفصل سرفرازی و سرمایه و نظام
ایران من، تبلور تدبیر و احترام 
مقصود آشنایی و فصل الخطاب شوق
ایران من، معرّف معنای احتشام 
سجاده مکاشفه در خانقاه مهر 
آرامش  مراقبه، عیشت بود مدام 
ای شاهد شهادت دریای نیلگون 
تاریخ پر مخاطره، خورشید با دوام 
همسایه مودّت و پیمان و دوستی 
بر زخم های منطقه درمان و التیام 
مثل خلیج فارس پر از تابش و عطش 
دل می بری ز دامن امواج، صبح و شام 
خورشید از قضا، به خراسان رسیده است 
در آستان قدسی اندیشه امام
از اضطراب آهوی تنهای خود بکاه 
منظومه مذهّب و میخانه کلام 
ایران من، طراوت گل های اطلسی 
شیراز شعر، مشهد امید و انسجام 
ای مرزهای محکم تو موجب غرور
نامـت بلنــدتاابدالدهـر مستــدام 

شوکت اشراق 
ای سرزمین نور و نفس، باز آمدی
ایران من، به آیت اعجاز آمدی
روشن تر از حلول اهورایی امید 
سرزنده و ستبر و سرافراز آمدی 
خورشید خرّمی است خراسان، نگاه کن
از مشهد مقدس و ممتاز آمدی
تا می درخشد از تو شکوه هزاره ها 
تاریخی از تمدن شیراز آمدی
تا اصفهان ستاره عشق است در جهان 
زاینده رود، مست و خوش آواز آمدی
دانش پژوه و شاعر و مشروطه خواه، آه! 
تبریز  پر طراوت و دلباز آمدی
تهران، سرای صلح و مسلمانی و سرور 
سیمرغ پایتخت به پرواز آمدی
تهران، شکوه شهر مشاهیر، حالیا 
شاداب و نوجوان و نظرباز آمدی
ماه تمام، روشن و رؤیایی و سپید 
از خارک، از شلمچه به اهواز آمدی  
ایران من، سرای شهیدان نامدار
در تندباد حادثه سرباز آمدی 
در عرصه دفاع مقدس چه با وقار 
ایران من، مدافع و جانباز آمدی
فصل الخطاب شوکت اشراق تا ابد 
آیینه عبادت و ابراز آمدی  
موسیقی ات تبلور احساس در فضا
بخشیده جان به گوشه شهناز آمدی 
ایران من، همای سعادت به شانه ات 
ماه غزل شدی و از آغاز آمدی

ایران زیبا

محتشم مؤمنی( سامان)
 

هر کجا کردم سفر، این خطّه زیبا دیده ام
نقش زیبایی به کوه و دشت و دریا دیده ام
در گلستانی که باشد رشک بستان بهشت
گلرخانی خوشتر از رضوان و طوبا دیده ام
در کویرش دیده ام آثار یزدان آشکار
در رخ باغش شکوه باغ رؤیا دیده ام
هر کجا رفتم، نشان ها دیدم از سرزندگی
دشت میهن را سرای یاس و مینا دیده ام
از خلیج فارس تا چمخاله مازندران
بس نشان از قدرت دادار یکتا دیده ام
اندر این خاکی که باشد چون بهشت خاکیان
جمله اسباب سعادت را مهیّا دیده ام
در گلستان های ایران گشته ام همچون صبا
اندر این بستان سرا فرخنده گل ها دیده ام
ذرّه ذرّه خاک ایران توتیای چشم ماست
خاک او را سرمه هر چشم بینا دیده ام
در جنوبش مردمی خونگرم و اهل معرفت
در شمالش مردمی ساعیّ و کوشا دیده ام
غرب ایران را سرای مردمی عرفان مدار
شرق او را سرزمین شور و آوا دیده ام
کشور ایران ما باشد سرای شعر و شور
اندر آن فردوسی و سعدیّ و نیما دیده ام
در سرای حافظ و خیّام و مولانا و شمس
هر کجا آثار دانایی هویدا دیده ام
در دل سامان نیابی غیر مهر خاک خویش
چون وطن را سرزمین«ابن سینا» دیده ام

اراک-آذر۱۴۰۴

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی