فتح الله جوادی - روزنامه اطلاعات: قبل از هر چیز در اربعین آنهمه سوگ که نه تنها رخت عزا به تن بسیاری خانواده ها پوشاند بلکه غمی جانکاه و آشکار بر چهره وجدان جمعی گذارد و داغی تابسوز بر جگر جامعه ایرانی نهاد، ابراز همدردی با داغدیدگان و سوگواران کمترین کاری است که میتوان کرد. امید به آنکه دیگر شاهد حوادث تلخی از این دست نباشیم، بهترین آرزویی است که میتوان داشت.
البته این امید اخیر نیازمند اقداماتی سترگ و لازم و ضروری است. نیازمند پیشزمینههایی که بیش از همه باید ضرورتِ توجه بدانها در نظام حکمرانی جدی گرفته شود. از جمله توجه کامل به بسترها و عوامل ایجابیِ حوادثی از این سنخ که نیازمند بررسیهای کارشناسی و جامعهشناختی فراوان و پیچیدهای است که هر چه از آن غفلت کردهایم بس است. باید در این میانه کاری کرد و کارهایی که فعلا از آن در میگذریم.
اما بعد، رهبر انقلاب در سخنرانی مهم دیروز که اگر نشنیده یا نخواندهاید در همین روزنامه میخوانید، ضمن همدردی با تمام خانوادههای داغدار و احساس رنج و درد از وقایع تلخی که رقم خورد و تحلیل عوامل ایجابی آن و نقشه دشمنان برای بر هم زدن امنیت و استقلال کشور، و نیز در کنار بیان مواضع عزتمندانه و از سر قدرت که هر وطنپرستی از آن استقبال میکند که در میانه اردوکشی و رجزخوانی آمریکا و اسرائیل و در حین مذاکرات دیپلماتیک اهمیتی قابل توجه دارد، به یک نکته مهم هم اشاره داشتند. نکته مهم این است که تورم موجود قابل قبول نیست و مسئولان کشور باید برای رفع مشکلات مردم و از جمله این مشکل، دو برابر گذشته کار کنند.
همه میدانیم که یکی از مشکلات اساسی کشور در حوزه اقتصاد مزمنشدن تورم بالا و کاهش تابآوری جامعه در برابر آن است. بارها گفتهایم و گفتهاند که تورم، دشمن همه خوبیهاست و شاید از جمله مهمترین دلایل نارضایتی جامعه و بیقراری و خشم و ناراحتی آنان هم از استمرار این وضعیت تورمی است.
ابتدا بد نیست به این نکته اشاره شود که در بحث فعلی، دیگر عوامل نارضایی و مشکلات متکثر و فراوان دیگر در حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، معرفتی و تحدید و تهدید آزادیهای سیاسی و ... مطرح نیست. و به همین اعتبار بیان شد یکی از مهمترین مشکلات، یعنی تورم.
اگر تنها به اوضاع قیمتها از ابتدای امسال تا همین حال نگاهی دراندازیم، روند نامناسب و فلجکنندة آنرا در مییابیم. اما اگر گمان کنیم که علت ایجابی آن، اقدام کاملا گریزناپذیر دولت در حذف ارز ترجیحی رانتی بوده ره به خطا بردهایم. واقعیت آن است که استمرار روش گذشته نه علمی بود و نه عملی و نه حتی نسبتی با عدالت داشت. گرچه این گزاره که ایران کشور ثروتمندی است بالقوه گزاره درستی است، اما بالفعل هرگز چنین نیست. چرا که بخش مهمی از این ثروت ذاتی و ملی و سرزمینی با روندهای معیوب و تصمیمسازیها و تصمیمگیریهای نادرست، هم از دست رفت و هم بقیه آن در حال اتلاف بود و شرایط رانتیِ شبه غارتی را به وجود آورده بود که اصولا دیگر قابل ادامه نبود.
افزایش قیمت ارز که اعتراضات نخستین بازار را به همراه آورد، نتیجه طبیعی و کاملا قابل پیشبینیِ سرکوبِ نرخ ارز در ماههای پیش از آن و به دنبال جنگ ۱۲ روزه و نیز افزایش نقدینگی و چاپ پول بدون پشتوانه و تحمیل تورم به اقتصاد بود که به یکباره با در رفتن فنر آن و رشد ناترازی مالی به آستانه خطرناک و غیرقابل مهاری رسیده بود. در یک کلام، آنقدر درآمد نفتی نبود که بتواند این فشار چند جانبه را پوشش دهد تا بتوان به اوضاع اقتصاد و مالی کشور سامانی داد و کار به مرحله ناگزیر رسیده بود. تحلیل این روند و عوامل ایجابی آن مجالی بسیار بیشتر میطلبد که از آن درمیگذریم و شاید خوانندگان گرامی دوست نداشته باشند که در شرایط انتقال مینیاتوری اطلاعات و خستگی و کمحوصلگیِ عادت شده، مقالات مفصل بخوانند. اما در یک کلام، در حال حاضر مقامات و مسئولان کشور و به ویژه دولت باید همه همت خود را به کار گیرند تا از رشد نرخ تورم به عنوان یکی از عوامل اصلی رنج و گرفتاری مردم جلوگیری کنند.
به همین اعتبار هرگونه دامن زدن به مطالبات مالی و بیتوجهی به مدیریت عالمانة این مطالبات و هرگونه تخصیصها و هزینهتراشیهای بدون منابع واقعی و تامین مالی حقیقی و هرگونه افزایش پایه پولی و توزیع پول و امیدواری به درآمدهای خیالی و یا افزایش استقراض از بانک مرکزی و ... یک سم مهلک است. سمّی که میتواند تمام دستاوردهای این جراحی پرهزینه یا بخشی مهمی از آن را نابود کند.
البته در کنار آن باید اصلاح کاملا لازم نظام بانکی و سیستم مالیاتی را در دستور کار قرار دهد و مقابله با الیگارشیِ صاحب نفوذ و بخشی از سیستم اداری آلوده به رانت و تحت نفوذِ همان الیگارشی را جدی بگیرد. دولت پزشکیان باید کاملا مراقب باشد که چون تجربههای گذشته، هم چوب را نخورد و هم پیاز را.
