رئیسجمهوری آمریکا با سپردن مذاکرات هستهای ایران و همچنین مذاکرات صلح اوکراین به «استیو ویتکاف» مشاور ارشد خود و «جرد کوشنر» دامادش، در عمل وزارت خارجه ایالات متحده را به حاشیه رانده و نوعی متفاوت از دیپلماسی را ارائه کرده است.
روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی که خبرگزاری فارس ترجمه آن را منتشر کرده است، نوشت: اعتماد زیاد دونالد ترامپ به استیو ویتکاف، وکیل و مشاور املاک خود، سبب شده است مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا کمترین نقش را در پروندههای مهم سیاست خارجی ایالات متحده ایفا کند؛ مسئلهای که از همان ماههای اول حضور ویتکاف در کاخ سفید مورد توجه رسانههای جهان قرار گرفته است. این رویکرد نمونهای آشکار از این باور ترامپ است که وزارت خارجه و شورای امنیت ملی آمریکا - دو نهادی که نزدیک به ۸۰ سال هماهنگی مذاکرات درباره بحرانهای جهانی را برعهده داشتهاند - بهتر است در حاشیه بمانند. اکنون زوج ویتکاف-کوشنر بهعنوان مسئولان اصلی مذاکرات هستهای با ایران و همچنین مذاکرات صلح اوکراین در مرکز توجه قرار گرفتهاند و این درحالی است که هیچیک از این دو نفر، دیپلمات به حساب نمیآیند. ویتکاف سالها در حوزه تجارت و املاک فعالیت داشته و کوشنر هم تنها سابقه حضور بهعنوان مشاور ترامپ را در کارنامه سیاسی خود دارد. هرچند کوشنر نقش مهمی در انعقاد توافقات ابراهیم (توافق عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل) داشته، اما بیشترین فعالیت او در حوزههای مالی و تجاری بوده است. کوشنر نیز از طریق پدرش «چارلز کوشنر»، وارد کسبوکار املاک شده و بعدها فعالیت خود را به سرمایهگذاری خصوصی گسترش داده است.
معاملهگری؛ ویژگی برجسته ترامپ
یکی از مهمترین دلایلی که برای اعتماد ترامپ به زوج ویتکاف-کوشنر مطرح شده، هنر معاملهگری این دو نفر است. آنها به زبان معاملهگران سخن میگویند و زمان زیادی را صرف سخنرانی درباره حقوق بشر یا دموکراسیسازی نمیکنند. این مسئله در عین حال میتواند موجب تعارض منافع در مسیر مذاکرات شود. موفقیت تیم ترامپ در برقراری آتشبس در غزه، موجب شده اعتماد به ویتکاف-کوشنر برای هدایت مذاکرات بیشتر شود. کوشنر در میان مقامات کشورهای عربی از نفوذ بسیاری برخوردار است و رویکرد معاملهگری او و ویتکاف موجب انعطاف بیشتر مذاکرات شده است. در ابتدا عدم آشنایی ویتکاف با برخی جزئیات و مسائل اختلافی، بهویژه در پرونده اوکراین مشکلاتی را در مسیر کار او ایجاد کرد، اما با اضافه شدن کوشنر بسیاری از این خللها پوشانده شد. روسیه نیز از اضافه شدن داماد ترامپ به مذاکرات خوشحال است، زیرا رویکرد او سازمانیافتهتر و ساختارمندتر است. کوشنر خود نیز در گفتوگویی در اکتبر گذشته به این توان معاملهگری اشاره کرد و گفت رویکرد او و ویتکاف مبتنی بر این است که اهل معامله هستند و باید آدمها را درک کنند.
تأمین منافع مالی خانواده ترامپ
حضور و نفوذ هرچه بیشتر ویتکاف و کوشنر در سیاست بینالملل، فرصتهای بیشتری را برای سرمایهگذاری و رایزنی اقتصادی ایجاد میکند و در نتیجه منافع مالی بسیاری را نصیب خانوادههای ویتکاف و ترامپ میکند. به اذعان رسانههای آمریکایی، خانواده ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری او میلیاردها دلار سود کردهاند. علاوه بر این، پسر ویتکاف مدیرعامل شرکت رمزارز خانواده ترامپ موسوم به «ورلد لیبرتی فایننشال» است. کوشنر نیز پیش از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، چندین میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی، از جمله صندوقهای ثروت دولتی عربستان سعودی، قطر و امارات را جذب کرده بود.
دیپلماسی بدون دیپلماتها؛ خوب یا بد؟
زوج ویتکاف-کوشنر تا به اینجا تنها توافق غزه را در کارنامه دارند و هنوز پیشرفت محسوسی در پرونده ایران یا اوکراین حاصل نشده است. شاید برای قضاوت در مورد موفقیت رویکرد ترامپ در دیپلماسی، هنوز خیلی زود باشد. با این حال، به نظر میرسد اغلب سیاستمداران جهان از گفتوگو با این زوج بیش از گفتوگو با روبیو استقبال میکنند. این دو توانستهاند با ترکیب تکنیکهای تجاری خود با سیاست، شکل متفاوتی از دیپلماسی را رقم بزنند که آینده، نتیجه آن را مشخص خواهد کرد.

شما چه نظری دارید؟