به گزارش اطلاعات آنلاین، نام «وریا غفوری» برای بسیاری از هواداران فوتبال، فقط یادآور یک دفاع راست دونده و شوتزن نیست؛ او در سالهای اخیر به نمادی از بازیکنی تبدیل شد که هزینه ایستادن بر موضع خود را پرداخت کرد. کاپیتان سابق استقلال، چه در زمین فوتبال و چه بیرون از آن، نشان داد میتوان هم محبوب بود و هم مستقل ماند؛ حتی اگر بهایش خط خوردن از تیم ملی یا سانسور شدن در رسانهای باشد که خود را «ملی» مینامد.
خط خوردن ناباورانه از جام جهانی ۲۰۱۸
وقتی فهرست نهایی تیم ملی برای حضور در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ اعلام شد، نام وریا غفوری در میان دعوتشدگان نبود؛ تصمیمی که بسیاری از کارشناسان و هواداران آن را غیرمنتظره دانستند. او در آن مقطع یکی از آمادهترین مدافعان راست فوتبال ایران بود. کنار گذاشته شدن همزمان او و سیدجلال حسینی، این شائبه را تقویت کرد که صرفاً مسائل فنی در میان نبوده است. هرچند هیچگاه توضیح شفافی ارائه نشد، اما برای بخشی از افکار عمومی این پرسش باقی ماند که آیا صراحت لهجه و مواضع اجتماعی، در این تصمیم بیتأثیر بوده است؟
تقابل با صداوسیما؛ از یک امتناع تا یک دشمنی علنی
ماجرا زمانی جدیتر شد که وریا غفوری در اعتراض به رویکردهای جهتدار رسانه رسمی، از گفتوگو با خبرنگار صدا و سیما امتناع کرد. این تصمیم، آغازی بر دورهای از بیمهریها بود؛ رسانهای که باید متعلق به همه مردم باشد، در قبال یکی از محبوبترین بازیکنان استقلال رویکردی حذفی در پیش گرفت.
اوج این تقابل را میتوان در سانسور نام او در برنامه خندوانه دید؛ جایی که حتی در یک مسابقه سرگرمکننده، استفاده از نام «وریا» تاب آورده نشد و به نامی دیگر تغییر یافت. وقتی در رسانهای، تحمل یک نام مشابه نیز دشوار است، حذف تصویر و خبر یک چهره ورزشی چندان دور از انتظار نخواهد بود.
شاهکار تازه؛ سانسور سرمربی موقت استقلال
تازهترین نمونه، پس از برکناری ریکاردو ساپینتو از هدایت استقلال تهران رخ داد؛ جایی که وریا غفوری بهطور موقت هدایت تیم را برعهده گرفت. استقلال در شرایطی بحرانی به مصاف مس رفسنجان رفت؛ دیداری که میتوانست مسیر فصل را تغییر دهد. پیروزی، آبیها را به صدر نزدیک میکرد و شکست، بحران را عمیقتر.
وریا در نخستین تجربه جدی مربیگری، تیم را با آرامش و انضباط هدایت کرد و از زمین برنده بیرون آمد. با این حال، تلویزیون رسمی و مدعی ملی بودن، ترجیح داد این اتفاق را نادیده بگیرد؛ نه تصویری پررنگ، نه تحلیلی جدی و نه حتی بازتابی متناسب با اهمیت ماجرا. گویی سرمربی یکی از پرطرفدارترین تیمهای ایران و آسیا، اصلاً وجود نداشت.
صداوسیمای «ملی» یا تریبون یک طیف خاص؟
وقتی از «رسانه ملی» سخن میگوییم، انتظار میرود صدای همه مردم در آن بازتاب یابد. اما در سالهای اخیر و در دوره مدیریت پیمان جبلی و نقشآفرینی وحید جلیلی، انتقادهای فراوانی نسبت به جهتگیریهای سیاسی این سازمان مطرح شده است. منتقدان معتقدند صداوسیما بهجای آنکه آیینه تنوع دیدگاههای جامعه باشد، به تریبون یک طیف محدود تبدیل شده و تحمل صدای متفاوت را ندارد.
سانسور وریا غفوری، در این چارچوب، صرفاً حذف یک چهره ورزشی نیست؛ نشانهای از رویکردی است که مرزهای «خودی» و «غیرخودی» را حتی به زمین فوتبال نیز کشانده است. طبیعی است در چنین فضایی، رسانه رسمی نتواند مرجع خبری اکثریت جامعه باشد یا انتظار اعتماد عمومی داشته باشد.
محبوبیت فراتر از رنگها
با وجود همه این فشارها، وریا غفوری نهتنها در میان هواداران استقلال که حتی نزد بسیاری از هواداران پرسپولیس نیز جایگاه ویژهای پیدا کرد. منش حرفهای، رفتار محترمانه و ایستادن کنار مردم، او را از مرز رقابتهای باشگاهی عبور داد. او نشان داد میتوان هم جنتلمن بود و هم منتقد.
امروز، بسیاری از هواداران استقلال، در کنار خوشحالی از عبور موفق تیم از یک مقطع حساس، به ظهور یک سرمربی با شخصیت امیدوارند؛ مربیای که همانطور که در دوران بازی یکی از بهترین دفاع راستهای ایران بود، در عرصه مربیگری نیز میتواند آیندهای روشن داشته باشد.
در نهایت، شاید برنده اصلی دیدار استقلال و مس رفسنجان، فقط تیم پیروز نبود؛ بلکه شخص وریا غفوری بود که بیآنکه به حاشیه پاسخ دهد، با احترام و کار حرفهای پاسخ منتقدان و سانسورکنندگان را داد. رسانهها میتوانند تصویر کسی را حذف کنند، اما نمیتوانند اثر او را از ذهن مردم پاک کنند.
