همزمان با تشدید تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا و برگزاری مذاکرات غیرمستقمیم میان دو طرف درباره برنامه هستهای ایران و لغو تحریمها، «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا که تهدید به اقدام نظامی در صورت نبود یک توافق کرده است، تلاش میکند تمامی گزینههای خود در برابر ایران را حفظ کند، در حالی که امکان و فرصت اجرای دیگر گزینهها برای او کاهش مییابد.
به نقل از ایسنا؛ ایران و آمریکا روز پنجشنبه ۷ اسفند سومین دور از گفتوگوها را با میانجیگری عمان به پایان بردند و قرار است دور چهارم مذاکرات به زودی و بعد از مذاکرات فنی دو طرف در وین برگزار شود. به گفته طرف ایرانی و میانجی عمانی، در این مذاکرات پیشرفت حاصل شده است.
«جیی ونس» معاون ترامپ نیز روز گذشته در اینباره به واشنگتن پست گفت که دولت ترامپ دیپلماسی را برای حلوفصل این مساله ترجیح میدهد و واشنگتن قصد ندارد در صورت اقدام نظامی علیه ایران وارد یک جنگ فرسایشی چندساله شود.
شبکه سیانان در گزارشی با اشاره به این که آمریکا استقرار نظامی بیسابقهای از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ در عراق شکل داده است، نوشت: این استقرار نظامی سیگنال آشکار آمریکاست و پنهانی نیست. هدف آن اطمینان از این است که تهران جدیت ترامپ را ببیند و بداند که قدرت نظامی قابل توجهی در پس صبر محدود او برای یک نتیجه مذاکره شده قرار دارد. اما این موضوع به رئیسجمهور آمریکا قدرت مطلق و ناگهانی نمیدهد.
«مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا چهارشنبه گذشته گفت که فکر نمیکند ایرانیها در حال حاضر اورانیوم غنیسازی کنند، اما «میتوان دید که آنها همیشه در تلاش برای بازسازی بخشهایی از برنامه خود» هستند. از این رو، اگر کاخ سفید باور داشت که نیروهای آمریکایی میتوانند آنچه را از برنامه هستهای ایران پس از حملات ماه ژوئن باقی مانده بمباران کنند، احتمالا انتخاب میکرد که سریعا آن گزینه را دنبال کند یا از رژیم اسرائیل بخواهد این کار را انجام دهد بدون اینکه نقشههای خود را از قبل اعلام کند. در عوض، به نظر میرسد دولت باور دارد که یک راهحل دیپلماتیک بهتر میتواند اهداف آن را تحقق بخشد، یعنی ایران بهصورت قابلراستیآزمایی فاقد سلاح هستهای باشد و نظارتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی مشابه گذشته را بپذیرد.»
استقرار نظامی آمریکا در غرب آسیا برای یک تهاجم طولانی موفق علیه ایران کافی نیست
در بخش دیگری از این گزارش با اشاره به اینکه اهداف و خطوط قرمز دولت ترامپ در این مذاکرات هنوز مشخص نیست، مطرح شد: شاید به نفع ترامپ باشد که ایرانیها را در حدس و گمان نگه دارد که برای بازگرداندن ناوگان عظیم باید چه امتیازی بدهند. یک توافق سریع ممکن است؛ توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دوران "اوباما" چارچوب و زیرساختهای بازرسی را فراهم میکند و نیازی نیست که "استیو ویتکاف" مبنای جدیدی را برای یک توافق پایهریزی کند. امتیاز مثبت دیگر برای ویتکاف حضور ۲ ناو هواپیمابر در پشت صحنه است که بیشک فوریتی را ایجاد میکند که مذاکرات دوران اوباما به ندرت از آن برخوردار بود. با این حال، این چماق ترامپ است، نه هویج دیپلماتیک که برای کاخ سفید مشکلات واقعی ایجاد میکند. نیروی اعزامی به منطقه به اندازهای بزرگ است که پیام قصد و تهدید واقعی را منتقل کند اما احتمالا به اندازهای بزرگ نیست که قادر به تداوم یک تهاجم نظامی چند هفتهای باشد. این امر تغییر گزینه رژیم را غیرمحتمل میسازد و با توجه به این که هیچ دارایی جنگی برای عملیات زمینی در میان داراییهای ارسال شده وجود ندارد، این گزینه صرفا از طریق یک شورش ناگهانی پس از حملات هوایی هدفمند امکانپذیر میشود و خیال خام است.
زمان به نفع ترامپ نیست
این رسانه آمریکایی با اشاره به هشدارهای اخیر مقامات پنتاگون درباره پیامدهای تهاجم طولانیمدت آمریکا به ایران و محدود بودن داراییها و مهمات ارتش در منطقه برای عملی کردن این گزینه، نوشت: این موضوع همراه با گزارشهایی مبنی بر نیاز ناوهای هواپیمابر آمریکا به تعمیرات، ترامپ را در صورت صادر کردن دستور یک حمله مداوم و طولانی در معرض خطر بزرگی قرار میدهد. این به معنای کشاندن آمریکا به باتلاقی به شیوه عملیات عراق است، آن هم در حالی که هشدارهای آشکاری داده شده که نیروهایش بدون منابع کافی به منطقه خطر میروند. این اقدام از نظر سیاسی برای هر رئیسجمهوری تقریبا خودکشی محسوب میشود، حتی اگر خود را قادر مطلق بداند.
زمان نیز به نفع ترامپ نیست. پنتاگون نمیتواند چنین درصد عظیمی از داراییهای خود را برای ماهها در منطقه نگه دارد. اف ۳۵ های مستقر در باند پایگاههای نظامی شاید از موشکهای یک جنگ کمهزینهتر باشند اما همچنان آمادگی آمریکا را برای درگیریهای آینده که ممکن است ایالات متحده آنها را انتخاب نکند به خطر میاندازند.
به نمایش گذاشتن فوقالعاده داراییها توسط ترامپ ممکن است ایران را از تلافی پس از یک حمله کوتاه آمریکا بازدارد، اما در عین حال اهداف آمریکایی را برای ضربه زدن توسط تهران افزایش میدهد. پس از ویرانی جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، خطر این است که یک موشک یا پهپاد ایران از دفاع هوایی عبور کند و تلفات کافی به آمریکاییها وارد آورد تا ایجاد چرخه تلافیجویانه را تحمیل کند. آنگاه آمریکا ممکن است خود را در جنگی بیابد که میداند آن را انتخاب کرده و در برابر دشمنی قرار گیرد که متقاعد شده نبردش ماهیت وجودی دارد.
سیانان در پایان با اشاره به اینکه آغاز جنگ ترامپ با ایران «یک شکست راهبردی خودخواسته» برای او خواهد بود، نوشت: بدون یک توافق سریع گزینههای نظامی ترامپ هر هفته محدودتر میشود. او نه افکار عمومی آمریکا و نه تجهیزاتش در منطقه را برای یک حمله همهجانبه و فلجکننده آماده نکرده است. یک حمله کوتاه و شدید دیگر احتمالا برنامه هستهای ایران را برای همیشه از بین نخواهد برد اما ممکن است محدودیتهای علاقه ترامپ برای جنگ را آشکار کند.
