به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، برای رأیدهندگانی که در سراسر کشور با آنها مصاحبه شد، در حالی که خسارات ممکن است دور از دسترس باشد، اثرات باقیمانده در پمپ بنزین، روی صورتحساب مواد غذایی و در یک تماس تلفنی که به همسرشان میگویند یک روز فرصت دارند برای اعزام به محل خدمت حاضر شوند، خود را نشان داده است. برای کشوری که هنوز پیامدهای جنگ اسرائیل علیه غزه - که میلیاردها دلار از سوی ایالات متحده تأمین مالی شده - را تحمل میکند، جنگ در ایران بر سر بحثی خام در مورد اینکه قدرت آمریکا برای چیست، قرار میگیرد.
در نورث یورک، مین، لیدیا استون، ۳۱ ساله، در صنعت چوببری کار و یک دختر ۱۸ ماهه را بزرگ میکند. او صنعتی را توصیف میکند که از هر دو جهت تحت فشار است: هزینههای سوخت در حال افزایش است در حالی که قیمتی که مشتریان برای چوب میپردازند ثابت مانده است. او گفت: «قیمتها جهش بزرگی داشته و زندگی را خیلی سختتر کردهاند.»
طبق گزارش AAA، این فشار در دادهها نیز خود را نشان میدهد، به طوری که میانگین قیمت بنزین برای اولین بار در سالها به بالای ۴ دلار در هر گالن رسیده است. تحلیلگران همچنین خاطرنشان کردهاند که این درد به طور مساوی تقسیم نمیشود: خانوارهای کمدرآمد و متوسط سهم بیشتری از بودجه خود را صرف سوخت میکنند، به این معنی که افزایش قیمت یکسان، بیشتر از مصرفکنندگان ثروتمند، بر آنها تأثیر میگذارد.
ناامیدی استون فقط اقتصادی نیست. او با اشاره به مزایای تغذیهای برای آمریکاییهای کمدرآمد گفت: «بخش بزرگی از آنچه بسیار ناامیدکننده بوده ... مانند این واقعیت است که پول مالیات من قرار است برای کشتن مردم هزینه شود، در حالی که این امر خدمات اجتماعی را کاهش میدهد.» او گفت که صف در انبار غذای محله به شکلی چشمگیر طولانیتر شده است.
این حس جنگ بدون توجیه در میان رأیدهندگانی که خود را مستقل یا مترقی توصیف میکردند، طنینانداز شد. ترنس داهمن، ۷۳ ساله، رأیدهنده بازنشسته و مستقل از کیبل، ویسکانسین، که گفت معمولاً در نهایت به دموکراتها رأی میدهد، دخالت آمریکا را «یک اشتباه بزرگ» خواند. او گفت: «ما برای این جنگ تحریک نشدیم و مورد حمله قرار نگرفتیم. من هیچ دلیلی برای رفتن به آنجا جز احتمالاً کنترل نفت ندیدم.»
رابرت ادلشتاین، ۶۲ ساله، که یک کسب و کار دودی کردن پنجره در شهرستان داگلاس، ویسکانسین را اداره میکند، رکتر بود. او گفت: «در انتخابات عمومی، من به طور خودکار به هر کسی که مخالف جنگ بود رأی میدادم. فکر میکنم این احمقانهترین چیزی است که ممکن است اتفاق افتاده باشد.» او با مقایسه تصمیم حمله به ایران به شکلی نامطلوب با جنگ عراق که در زمان جورج دبلیو بوش آغاز شد، افزود: «همانطور که همه ما میدانیم، همه چیز را خراب کرده است... کاملاً احمقانه است.»
در جورجیا، جیمی کارتر - معلم بازنشستهای که با رئیس جمهور سابق نسبتی ندارد - هفته گذشته با ناباوری مشابهی شاهد ورود کاروان دونالد ترامپ به نزدیکی مدرسه قدیمیاش بود. او گفت: «این یک ایده احمقانه است. نمیدانم چه کسی این ایده را به او داده است.» او خاطرنشان کرد که حتی برادر خودش، یکی از رأیدهندگان به ترامپ، با این نظر موافق است.
اما با توجه به نزدیکی و ارتباط این درگیریها، جنگ ایران نه تنها بحث غزه را تغییر نداده، بلکه آن را پیچیدهتر و به یک شکایت واحد در مورد محل خرج شدن پول و اقتدار اخلاقی آمریکا تبدیل کرده است.
کلی هارویسون، یک رزمیکار ترکیبی از ماریتا که به رئیسجمهور رأی داده بود، گفت که این درگیری باید ماهها پیش پایان مییافت. هارویسون با سرزنش فشار رهبران اسرائیل برای کشاندن عمیقتر ایالات متحده به این درگیری گفت: «او باید زمانی که آنها را بمباران کرده بود، آن را ترک میکرد.» او گفت که این جنگ میراثی را که ترامپ به نظر میرسد بیشترین ارزش را برای آن قائل است، تهدید میکند: «به یاد ماندن به عنوان یک فرد بزرگ... او اکنون با این موضوع خیلی بد بازی میکند.»
اینکه آیا آتشبس برقرار میشود و اینکه آیا تهران و واشنگتن به توافق میرسند، هنوز یک سؤال بیپاسخ است. چیزی که شکی نیست، از شهرهای کنار دریاچه ویسکانسین گرفته تا حومه جورجیا، این است که رأیدهندگان تقریباً از هر گرایش سیاسی، محاسبات مشابهی را انجام میدهند: قیمت بنزین، دستورهای استقرار و تعداد تلفات را جمع میکنند و میپرسند که جنگ دقیقاً برای چیست؟