نادر مازوجی
سال ۱۴۰۴ رو به پایان است، سالی که شاهد مجموعهای از رویدادهای مهم سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی بودیم که جهان را تاحدی تغییر داد و مهمترین آن جنگ ناجوانمردانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. این سال، تغییرات قابل توجهی به همراه داشت که بر ماهیت اتحادها، مدلهای مالی و تجاری و نقشه نفوذ اقتصادی تأثیر گذاشت و دوران جدیدی را آغاز کرد که در آن ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شدهاند. بازگشت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به کاخ سفید نقش برجستهای در تشدید این نوسانات، چه از طریق سیاستهای تجاری و چه از طریق تغییرات در رویکرد راهبردی ایالات متحده ایفا کرد.
حمله ناجوانمردانه به ایران
سالی که در واپسین روزهای آن هستیم، درپی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، شاهد تشدید تنشها در خاورمیانه بود؛ تحولی که توازن امنیتی منطقه را تغییر داده است. نیروی هوایی اسرائیل، روز ۹ اسفند و در حالی که مذاکرات میان نمایندگان آمریکا و جمهوری اسلامی در جریان بود، مجتمع بیت رهبری در تهران را هدف قرار داد که درپی آن، رهبر معظم انقلاب به همراه برخی اعضای خانواده ایشان و همچنین چهار تن از سران نظامی و امنیتی کشور به شهادت رسیدند. درپی این جنایت که واکنش بسیاری از کشورها و رهبران جهان را به دنبال داشت، سپاه پاسداران موجی از حملات موشکی و پهپادی را به اراضی اشغالی آغاز کرد. سپاه همچنین مواضع آمریکا در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را با شدت تمام هدف قراداد
و همزمان تنگه هرمز را نیز برای کشتی های آمریکایی و شناورهای وابسته به اسرائیل ناامن کرد؛ اقدامی که سبب افزایش قیمت جهانی نفت شد و بسیاری از کشورهای جهان، ازجمله متحدان آمریکا را نگران کرده. ترامپ نیز برای برون رفت از این بحران درپی تشکیل ائتلاف جهانی برای بازکردن تنگه هرمز برآمده که تا لحظه نگارش این سطور، حتی بزرگترین متحدانش، ازجمله انگلیس پاسخ رد به آن داده اند. همزمان چند روز پس از آغاز جنگ، مجلس خبرگان نیز آیت الله سید مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر شهید انقلاب را بعنوان رهبر جدید برگزید تا کشور با فقدان رهبری روبرو نشود. اما پیش از این تجاوز، در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ نیز اسرائیل چندین نقطه در سراسر ایران را آماج تجاوز گسترده قرار داد که به شهادت برخی فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته ای منجر شد. این رویداد صرفاً یک رویارویی محدود نبود، بلکه درها را برای تشدید تنشهای احتمالی آینده گشود و نگرانیهایی را در مورد گسترش عملیات نظامی به دامنه وسیعتر که به طور بالقوه تأسیسات حیاتی انرژی یا خطوط کشتیرانی راهبردی را هدف قرار میدهد، ایجاد کرد. این تنش بلافاصله در بازارهای جهانی منعکس شد و قیمت انرژی افزایش یافت. البته تجاوز غافلگیرانه اسرائیل با پاسخ کوبنده و قاطع ایران و مجموعه ای از دستاوردها در زمینه های مختلف همراه بود. قبل از حمله اسرائیل، شاهد پنج دور مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و آمریکا برای دستیابی به توافق در مورد برنامه هستهای ایران بودیم که این مذاکرات پس از تجاوز اسرائیل به ایران و با چراغ سبز واشنگتن، بدون نتیجه پایان یافت. در طول تجاوز ۱۲ روزه، تهران بخشی از زرادخانه موشکی خود را به کار گرفت و بیش از ۵۰۰ موشک از جمله موشکهای «خیبرشکن»، «حاج قاسم» و «فتاح» را شلیک کرد. بعلاوه، ایران با حدود یکهزار پهپاد قلب رژیم صهیونیستی و پایگاههای نظامی آن را هدف قرار داد. پاسخ ایران همچنین شامل هدف قراردادن پایگاه آمریکایی «العدید» قطر به تلافی هدف قراردادن تأسیسات هستهای ایران توسط آمریکا بود که باعث شد آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۲۴ ژوئن (۳ تیر) خواستار آتشبس شوند.
حمله به قطر
اما در کنار تجاوز اسرائیل به ایران، امسال شاهد حادثهای بیسابقه در منطقه خلیج فارس نیز بودیم: حمله اسرائیل به کشور قطر.
در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ (۱۸ شهریور ۱۴۰۴)، اسرائیل یک حمله هوایی با نام عملیاتی «اجلاس آتشین» در منطقه «لقطیفیه» دوحه پایتخت قطر انجام داد و رهبران حماس را که در یک مجتمع مسکونی دولتی قطر مستقر بودند، هدف قرار داد، در حالی که آنها برای بحث در مورد پیشنهاد آتشبس ارائه شده توسط آمریکا تشکیل جلسه داده بودند. این حمله منجر به کشته و زخمی شدن برخی اعضای حماس، نیروهای امنیتی قطر و چندین غیرنظامی شد. این اولین حمله مستقیم اسرائیل به یک عضو شورای همکاری خلیج فارس بود. هدف اسرائیل چهار چهره ارشد حماس شامل «خلیل الحیه»، «زاهر جبارین»، «محمد اسماعیل درویش» و «خالد مشعل» بود، اما هیچ یک از این افراد آسیب ندیدند زیرا گفته شد ساعاتی قبل از تجاوز اسرائیل، توسط ترکیه از آن آگاه شده و محل مورد هدف را ترک کرده بودند. قطر این حمله را یک اقدام تروریستی دولتی توصیف کرد و در سطح بینالمللی نیز، از جمله توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد محکوم شد. این تشدید تنش، تعادلها و اتحادهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی در خاورمیانه را تغییر داد، زیرا قطر یکی از مراکز اصلی تأمین انرژی جهانی است و وزن سیاسی قابل توجهی در خلیج فارس و خاورمیانه دارد. این حمله به تغییر شکل پارامترهای امنیت منطقهای و مسیرهای همکاری اعراب کمک کرد.
بازگشت ترامپ و چالش های جهانی
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا اگرچه ژانویه ۲۰۲۵ (دی ماه ۱۴۰۳) برای دومین بار به کاخ سفید بازگشت، اما سرعت تحولات جهانی درپی این بازگشت به حدی است که می توان این موضوع را در زمره تحولات ۱۴۰۴ دسته بندی کرد. این رئیسجمهور جمهوریخواه از زمان بازگشت به کاخ سفید برای بار دوم، گروههای بسیاری را هدف قرار داده، گارد ملی آمریکا را در شهرهایی که دموکراتها رأی میدهند مستقر کرده و به رسانههای کشورش بشدت حمله کرده است. سال ۱۴۰۴ همچنین شاهد تغییر قابل توجهی با بازگشت ترامپ به کاخ سفید بود؛ رویدادی که تأثیری مستقیم بر ساختار نظم جهانی، به ویژه از نظر سیاستهای تجاری و اتحادهای بینالمللی داشت. این بازگشت در یک بستر داخلی سیاسی در ایالات متحده رخ داد و با گامهایی روشن در جهت بازتعریف نقش آمریکا در جهان از طریق بررسی توافقنامههای تجاری، زیر سوال بردن تعهدات قبلی، اتخاذ رویکردی سختگیرانهتر در قبال مسائل مربوط به مهاجرت، جهانی شدن و زنجیرههای تأمین همراه بود. این تغییر در جهت سیاست آمریکا صرفاً تغییر چهره نبود، بلکه تغییر به سمت یک سیاست قاطعانهتر و بستهتر نسبت به نظم جهانی بود. این امر باعث ایجاد اضطراب در بازارهای جهانی شد و درها را برای موج گستردهای از تغییر موضع راهبردی توسط بسیاری از کشورها، به ویژه کشورهایی که مستقیماً به بازار آمریکا یا چتر امنیتی و سیاسی واشنگتن متکی هستند، گشود. اوایل اردیبهشت ۱۴۰۴ شاهد چیزی بود که به «روز آزادی» معروف شد، روزی که دولت ترامپ، بسته گستردهای از تعرفهها را بر واردات کلیدی از چین، اروپا و سایر کشورها اعلام کرد؛ اقدامی که نقطه عطفی در تجارت جهانی محسوب میشود. این تصمیم نه تنها بر روابط دوجانبه بین واشنگتن و پکن تأثیر گذاشت، بلکه به بازارهای مالی نیز سرایت کرد که با کاهش شدید، به ویژه در سهام فناوری و تراشه مواجه شدند و صدها میلیارد دلار سهام در عرض چند ساعت از بین رفت. در واکنش، چندین کشور با اعمال تعرفههای متقابل تلافی کردند که منجر به تشدید تنشهای تجاری، قیمتگذاری جهانی کالاها و خطرات تورمی شد.
حمله به ونزوئلا و ربایش مادورو
امسال جهان شاهد رویداد مهم و البته عجیب دیگری بود که توسط ایالات متحده و در همسایگی اش رخ داد: حمله به ونزوئلا و ربودن «نیکلاس مادورو» رئیس جمهوری قانونی و منتخب این کشور آمریکای لاتین. در نیمه شب ۳ ژانویهٔ ۲۰۲۶ (۱۳ دی ۱۴۰۴) آمریکا چندین مکان در شمال ونزوئلا، از جمله کاراکاس پایتخت را با اسم رمز عملیات «عزم مطلق» هدف حملات هوایی قرار داد. مادورو بلافاصله وضعیت فوقالعاده سراسری اعلام کرد و وعده داد در برابر اقدامات نظامی ایالات متحده که با هدف تغییر رژیم انجام میشد، از خود دفاع کند و همزمان خواستار تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد شد. اما در ساعات آغازین بامداد بهوقت ونزوئلا، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد مادورو و همسرش «سیلیا فلورس» توسط کماندوهای آمریکایی دستگیر و از ونزوئلا خارج شدند. ساعاتی بعد، دادستان کل ایالات متحده اعلام کرد مادورو و همسرش در دادگاه ناحیه جنوبی نیویورک به اتهامات مرتبط با قاچاق مواد مخدر به داخل ایالات متحده، تفهیم اتهام شدهاند و به زودی محاکمه خواهند شد. آمریکا چند روز بعد نیز «دلسی رودریگز» معاون مادورو را بعنوان رئیس جمهور موقت تعیین کرد که البته زمزمه هایی درباره خیانت رودریگز و برخی دیگر از نزدیکان مادورو به دلیل همدستی با آمریکا در ربایش مادورو و همسرش به گوش می رسد. ربایش مادورو پس از آن انجام گرفت که واشنگتن از ماه آگوست ۲۰۲۵ (شهریور ۱۴۰۴) حضور نظامی قابلتوجهی را در سواحل آمریکای لاتین با ادعای مبارزه با قاچاق مواد مخدر آغاز کرد و حدود ۱۰۰ نفر در حملات آمریکا به قایقهایی که واشنگتن بدون ارائه مدرک ادعا میکرد مواد مخدر حمل میکردند، کشته شدند. اما سناریوی اقدام نظامی مستقیم ایالات متحده در خاک ونزوئلا با هدف دستگیری و ربایش رئیس جمهوری قانونی و مستقر این کشور، فارغ از صحت و سقم اتهامات، تهدیدی بنیادین علیه اصول مسلم حقوق بینالملل و نظم حاکم بر روابط دولتها است. اتهامات جنایی فرامرزی هرگز نمیتوانند به مثابه مجوز یکجانبه برای عملیات نظامی یا فراقضایی در قلمرو مستقل یک دولت دیگر عمل کنند. این مداخله به مثابه یک تجاوز فرامرزی، نقض آشکار سـتون های اصلی حقوق بینالملل معاصر و منشور ملل متحد و مغایر با اصل توسـل به زور در ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد است که دولت ها را از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری منع کرده است.
تنش آمریکا و اروپا بر سر گرینلند
چالش جدید اروپا به دلیل چشم طمع دونالد ترامپ به جزیره گرینلند یکی دیگر از رویدادهای مهم امسال بود. گرینلند که قلمروی خودگردان دانمارک و بزرگترین بخش از سه بخش تشکیلدهنده پادشاهی دانمارک به لحاظ مساحت است، اروپایی ها را حساس کرده و آنها را رو در روی آمریکای ترامپ قرار داده است. ترامپ اولین بار در اوت ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) درخواست خرید گرینلند را داد، اما دولت دانمارک این درخواست را رد کرد. ترامپ اما امسال به صورت رسمی درخواست الحاق گرینلند به خاک ایالات متحده، حتی با استفاده از نیروی نظامی را تکرار کرد و گفت ممکن است بر آن دسته از کشورهای اروپایی که با تسلط واشنگتن بر گرینلند مخالفت میکنند، تعرفه اعمال کند. او با بیان اینکه به پایگاه نیروی هوایی ایالات متحده در گرینلند هواپیما میفرستد، تاکید کرد که مصمم است این جزیره قطبی را با هر روش لازم تحت سلطه آمریکا دربیاورد. به ادعای ترامپ، این منطقه برای منافع ملی ایالات متحده از اهمیت حیاتی برخوردار است و واشنگتن باید بر گرینلند سیطره یابد تا مانع از بروز جنگ شود. گفته می شود هدف از تصاحب گرینلند، کنترل و مهار روسیه در قطب شمال است. اما در واکنش به توسعه طلبی و کشورگشایی ترامپ، روز ۲۸ دیماه امسال هشت کشور اروپایی شامل دانمارک، فنلاند، فرانسه، آلمان، هلند، نروژ، سوئد و انگلیس با صدور بیانیه مشترکی، با گرینلند و دانمارک اعلام همبستگی و تاکید کردند که در همبستگی کامل با پادشاهی دانمارک و مردم گرینلند ایستادهاند. اظهارات و تهدیدهای ترامپ درباره تصاحب گرینلند، فراتر از یک موضعگیری مقطعی، میتواند به بحرانی عمیق در ناتو منجر شود و بنیانهای اعتماد و دفاع جمعی این ائتلاف را بهشدت تضعیف کند. ترامپ بهطور علنی احتمال استفاده از زور را رد نکرده و همین امر نشان میدهد تمایل او به گرینلند فراتر از شعار و لفاظی بوده و به مسیری بالقوه در سیاستگذاری با پیامدهای گسترده تبدیل شده است. رهبران اروپایی نیز این تهدیدها را با همان میزان جدیت دنبال میکنند اما این تصور که اروپا بهسادگی تصاحب گرینلند از سوی آمریکا را بپذیرد، اشتباه است.
درگیری مرزی ۲ همسایه ایران
مرز پاکستان و افغانستان تحت حاکمیت طالبان، امسال صحنه هشت درگیری بود که دهها کشته و زخمی برجا گذاشت. در ساعات اولیه ۹ اکتبر ۲۰۲۵ (۱۷ آبان ۱۴۰۴) پاکستان حملاتی هوایی به کابل، خوست، جلالآباد، و پکتیکا در افغانستان انجام داد. گزارشهای خبری حاکی از آن بود که این حملات، «نور ولی محسود» تروریست بینالمللی و رهبر گروه طالبان پاکستان را در نزدیکی میدان عبدالحق کابل هدف قرار داد. این حادثه، تنشهای مرزی افغانستان و پاکستان را پس از چندین حمله قبلی و اعتراضات دیپلماتیک به بمباران پناهگاههای تروریست ها در خاک افغانستان توسط پاکستان، تشدید کرد. در ۱۹ اکتبر (۲۷ آبان) دولتهای افغانستان و پاکستان پس از مذاکرات گسترده در دوحه با میانجیگری قطر و ترکیه، با آتشبس موافقت کردند. طبق این توافق، دولت افغانستان موافقت کرد حمایت از گروههایی که به پاکستان حمله میکنند، بهویژه طالبان پاکستان را متوقف کند. همزمان هر دو طرف توافق کردند از هدف قراردادن نیروهای امنیتی، غیرنظامیان یا زیرساختهای حیاتی یکدیگر خودداری کنند. با این حال، در ۲۴ اکتبر (۲ آذر) «هبتالله آخندزاده» رهبر امارت اسلامی افغانستان، در واکنش به این درگیری دستور ساخت سدی بر روی رود «کنر» را داد و آب را از پاکستان دور کرد. در ۲۹ اکتبر (۷ آذر) نیز پس از شکست مذاکرات چهار روزه صلح میان کابل و اسلام آباد در استانبول، پاکستان تهدید کرد دولت حاکم طالبان را محو خواهد کرد. تا لحظه تنظیم این گزارش، روابط دو طرف در حالتی از برزخ و بین درگیری و آتش بس در جریان است. اما این درگیریها میتواند به تشدید حملات طالبان پاکستان که مورد حمایت طالبان افغانستان است، در خاک پاکستان بینجامد و تلفات و خسارتهای بیشتری به بار بیاورد. یکی از پیامدهای این بحران میتواند افزایش حملات تلافیجویانه طالبان پاکستان باشد که گرچه پایگاه اصلیاش در افغانستان است، اما حضور پررنگی در پاکستان دارد.
آتشبس در غزه پس از ۲ سال جنگ
در نوار غزه هم سال ۱۴۰۴ فشار دولت ترامپ منجر به توافق آتشبس بین حماس و اسرائیل شد و به دو سال جنگ ویرانگر اسرائیل علیه غزه و کشتار زنان و کودکان این منطقه که درپی حمله حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، پایان داد. این توافق که بر اساس طرح صلح ۲۰ بندی پیشنهادی دونالد ترامپ به نتیجه رسید، منجر به آن شد که حماس گروگانهای اسرائیلی در نوار غزه، چه زنده و چه مرده را در ازای آزادی اسرای فلسطینی از زندانهای اسرائیل تحویل دهد. همچنین این آتشبس اجازه ورود کمکهای بشردوستانه بیشتر به غزه را داد، اگرچه طبق گفته سازمان ملل و سازمانهای غیردولتی، این کمکها همچنان بسیار کمتر از نیازهای جمعیت این منطقه است. مذاکرات در مورد مرحله بعدی توافق، به ویژه خلع سلاح حماس بسیار حساس به نظر میرسد، زیرا هر دو طرف یکدیگر را به نقض آتشبس متهم میکنند. اسرائیل در هفتههای اخیر پس از این توافق آتشبس یک سری حملات سنگین به نوار غزه انجام داده و ادعا میکند که در حال پاسخ به حملات حماس است. اما اگرچه ترامپ این توافق آتشبس را به نام خودش ثبت کرده، ولی کارشناسان و تحلیلگران در واکنش به اعلام آتشبس در نوار غزه، پایداری مردم و مقاومت غزه را عامل تعیینکننده در پایان دادن به این جنگ می دانند و تاکید می کنند که ترکیب پایداری و استقامت فلسطینیان، خستگی در داخل رژیم صهیونیستی و فشارهای بینالمللی زمینهساز توقف جنگ شد.
ورود جنگ اوکراین به چهارمین سال
جنگ اوکراین در آستانه ورود به چهارمین سال است؛ جنگی پرهزینه که با وجود ویرانیهای گسترده، هنوز پایانی روشن ندارد. این جنگ در حالی به چهارمین سال خود نزدیک میشود که باوجود همه تلاشهای انجام شده برای برقراری صلح و آتشبس، حملات متقابل روسیه و اوکراین علیه مواضع یکدیگر ادامه دارد. چالش اصلی در روابط کی یف و مسکو، درخواست روسیه مبنی بر واگذاری زمینهای تحت کنترل اوکراین بخصوص در منطقه دونباس و نیز سرنوشت نیروگاه هستهای زاپوریژیا است. زاپوریژیا بزرگترین نیروگاه هستهای اروپا است که در منطقهای تحت تصرف روسیه قرار دارد. مسکو از کییف خواسته است نیروهای خود را از تمام منطقه شرقی دونتسک (از شهرهای اوکراین که تحت کنترل روسیه است) به عنوان پیششرط هرگونه توافق، خارج کند. اما اوکراین اعلام کرده که درگیری باید در امتداد خط مقدم فعلی متوقف شود. کییف هرگونه عقبنشینی یکجانبه نیروهای خود را رد کرده است. همزمان ارتش های روسیه و اوکراین حملات به زیرساخت های
انرژی و شبکه راهآهن یکدیگر را تشدید کرده اند. روسیه در حال حاضر حدود ۲۰ درصد خاک اوکراین، از جمله کریمه و بخشهایی از منطقه شرقی دونباس را که قبل از حمله ۲۰۲۲ تصرف شده بود، تحت کنترل خود دارد. از طرفی دونالد ترامپ پس از بازگشت به قدرت در ایالات متحده، مدعی آغاز تلاشهای جدی خود با هدف پایان دادن به جنگ در اوکراین شد و در تلاش برای دستیابی به صلح، ترتیب مذاکرات مستقیمی را بین روسها و اوکراینیها در استانبول داد. همزمان نشستی دوجانبه نیز بین دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین همتای روس وی در آلاسکا برگزار شد، اما هیچ یک از اینها پیشرفتی به سوی صلح نداشت. کرملین با خودداری از توافق آتشبس، بر خواستههایش مبنی بر اینکه اوکراین سرزمینهای اشغال شده توسط روسیه را واگذار کند، اصرار دارد. اما درپی اینخواسته روسها، واشنگتن در ماه اکتبر(آبان ۱۴۰۴) تحریمهایی را علیه بخش نفت روسیه وضع کرد. واقعیت این است که جنگ روسیه و اوکراین که از فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد، اکنون وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک درگیری نظامی ساده دانست. این جنگ، ترکیبی است از نبرد مستقیم، فشار اقتصادی، رقابت دیپلماتیک و بحران انسانی است و هر یک از این ابعاد، تأثیری مستقیم بر دیگری دارد. روسیه و اوکراین هر دو هزینههای سنگینی پرداختهاند، اما هیچکدام به پیروزی قطعی دست نیافتهاند. این وضعیت باعث شده آینده جنگ و امکان صلح به مسئلهای پیچیده و چندلایه تبدیل شود. از طرفی جنگ روسیه و اوکراین یکی از جدی ترین بحران هایی است که اتحادیه اروپا پس از جنگ جهانی دوم با آن روبه رو بوده است. این جنگ، تمام حوزه ها و بخش های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی این اتحادیه را تحت تأثیر قرار داده است.
درگذشت پاپ و انتخاب رهبر جدید کاتولیک
«پاپ فرانسیس» که پس از استعفای پاپ بندیکت شانزدهم، از سال ۲۰۱۳ تا زمان مرگ در سال ۲۰۲۵ رئیس کلیسای کاتولیک و حاکم دولتشهر واتیکان بود، در ۲۱ آوریل ۲۰۲۵(یکم اردیبهشت ۱۴۰۴) پس از یک دوره بیماری برونشیت، چشم از جهان فروبست. او نخستین پاپ با هویت آمریکای لاتین، نخستین پاپ از قاره آمریکا، نخستین پاپ از نیمکره جنوبی و نخستین پاپ متولد یا بزرگشده خارج از اروپا، از سده هشتم بود. پاپ فرانسیس با نام واقعی «خورخه ماریو برگولیو» در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین زاده شد و سال ۱۹۵۸ در جوانی به تحصیل در رشتهٔ شیمی پرداخت و به عنوان تکنسین آزمایشگاه غذا کار میکرد. او در ۲۱ سالگی مبتلا به سینهپهلو شد و قسمتی از ریه خود را از دست داد و دلیل مرگش نیز تشدید همین بیماری بود. فرانسیس در طول دوران زندگی خود به فروتنی، توجه به فقرا و تعهد به گفتگوی میانادیان شناخته میشد و به همین دلیل نه فقط در میان کاتولیک های
جهان، بلکه مورد احترام سایر ادیان نیز بود. پس از درگذشت پاپ فرانسیس، پاپ جدید موسوم به «پاپ لئو چهاردهم» و با نام واقعی «رابرت فرانسیس پرووست» به عنوان دویست و شصت و هفتمین پاپ و رهبر جدید یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون کاتولیک در جهان انتخاب شد. پرووست ۷۰ ساله که اولین پاپ از آمریکای شمالی است، در شیکاگو واقع در ایالت ایلینوی ایالات متحده به دنیا آمده است. وی به عنوان یک فرد معتدل و میانهرو شناخته میشود. او که رهبری با تجربه جهانی است، بخش عمدهای از دوران حرفهای خود را به عنوان مبلغ مذهبی در آمریکای جنوبی گذرانده و قبل از انتخاب بعنوان پاپ، ریاست دفتر قدرتمند واتیکان برای انتصاب اسقفها را برعهده داشت. پاپ لئو چهاردهم مخالف سقط جنین، اتانازی (مرگ خودخواسته) و مجازات اعدام است. گفته میشود او شخصیتی فروتن و کمحرف است و به فردی توانمند در ایجاد آشتی میان دیدگاههای مختلف شهرت دارد و انتظار میرود اصلاحات پاپ فرانسیس را ادامه دهد.
اعتراضات «نسل زد»
«نسل زد» (افراد زیر ۳۰ سال) امسال اعتراضهای گستردهای را در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین علیه شرایط زندگی، سانسور رسانههای اجتماعی و فساد حاکمان برگزار کردند که در برخی کشورها منجر به استعفای دولت ها شد. نسل زد در پرو، علیه ناامنی و فساد سیاسی تظاهرات کردند. این نسل جوان همچنین در مراکش اعتراضاتی را سازماندهی و مقامات این کشور را مجبور به تسریع اصلاحات اجتماعی کردند. در برخی کشورها نیز اعتراض این نسل، به چالشهای گستردهتری برای مقامات تبدیل شد، ازجمله پس از شورش جوانان نسل زد در نپال، نخستوزیر این کشور مجبور به استعفا شد. در ماداگاسکار نیز جنبش اعتراضی نسل زد، سبب سرنگونی رئیس جمهور به دست ارتش شد و «آندری راژولینا» رئیس جمهور ماداگاسکار از کشور فرار کرد. در تانزانیا نیز جوانان این نسل در تظاهرات اعتراضی علیه تقلب در انتخابات شرکت کردند که به طرز شدیدی سرکوب شد. نسل زد، دستکم در برخی کشورها این درس تاریخی را جدی گرفته که استفاده همزمان از کنشگری خیابانی، شبکهسازی دیجیتال و فشار مستمر اجتماعی باعث می شود اعتراضها نهتنها دیده شوند، بلکه به نتایج ملموس برسند. تا پیش از این، روایت مسلط در بسیاری از رسانهها و محافل دانشگاهی این بود که جوانان این نسل، نسبت به مسائل سیاسی بی تفاوتند، به نهادهای رسمی اعتماد ندارند و مشارکت سیاسی را بیفایده میدانند. اما تحولات ۱۴۰۴ نشان داد که این بدبینی بیش از آنکه یک واقعیت باشد، ناشی از ناتوانی در فهم شیوههای جدید کنشگری سیاسی است. وجه مشترک اعتراضهایی که در ظاهر از نظر جغرافیایی و فرهنگی کاملا متفاوت هستند، یک نسل جهانیشده است که با وعدههای محققنشده بزرگ شده است. نسل زد در بسیاری از کشورهای جهان با ترکیبی از بیکاری، تورم، فساد و شکاف طبقاتی روبهروست، اما در عین حال به ابزارهایی دسترسی دارد که نسلهای پیشین نداشتند. شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و امکان سازماندهی سریع بدون ساختارهای سلسلهمراتبی، همگی از ابزارهای نوینی است که در اختیار این نسل قرار دارد. چنین ترکیبی، شکلی تازه از کنشگری را به وجود آورده که هم انعطافپذیر است و هم مقاوم.
جنگ داخلی در سودان
درگیری داخلی در سودان که از سه سال قبل میان ارتش این کشور و مخالفان موسوم به «نیروهای پشتیبانی سریع» آغاز شده، امسال با جنایات و کشتار بیشتر غیرنظامیان ادامه یافت. این جنگ بهویژه پس از ورود نیروهای پستیبانی سریع به شهر «الفاشر» ابعاد جدیدی به خود گرفت که سبب کشتار و آوارگی غیرنظامیان در ابعاد گسترده شد. به گواه سازمان ملل، بحران سودان بزرگترین بحران آوارگی در جهان است و ۱۲ میلیون غیرنظامی از خانههای خود آواره شدهاند. گزارشهای هولناک قتلعام صدها غیرنظامی سودانی پس از تصرف شهر الفاشر توسط نیروهای پشتیبانی سریع، آخرین فصل از جنگی است که بیش از ۱۵۰ هزار نفر را طی دو سال و نیم گذشته قتل عام کرده است.
جایزه صلح نوبل
کمیته نوبل در نروژ جایزه صلح نوبل امسال را به «ماریا کورینا ماچادو» از رهبران اپوزیسیون ونزوئلا در دوره نیکلاس مادورو اهدا و اعلام کرد: «این جایزه به خانم ماچادو به خاطر تلاش خستگیناپذیرش در ترویج حقوق دموکراتیک برای مردم ونزوئلا و مبارزهاش برای دستیابی به گذار عادلانه و مسالمتآمیز از دیکتاتوری به دموکراسی اهدا شد.» این جایزه طی مراسمی در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ (۱۹ آذر) در اسلو اهدا شد. ماچادو، در سال ۲۰۰۲ وارد دنیای سیاست شد و ۱۶ سال بعد در فهرست ۱۰۰ زن اثرگذار بیبیسی قرار گرفت. دولت مادورو او را از خروج از این کشور منع کرده بود. با انتخاب ماریا ماچادو، جایزه صلح نوبل امسال به دونالد ترامپ که ادعا می کند به هشت جنگ پایان داده است، نرسید. پیشتر رسانه ها گمانه زنی کرده بودند که برخلاف رایزنی و اعمال فشار تیم ترامپ، بعید است جایزه صلح نوبل امسال به وی تعلق گیرد. ترامپ که از سال ۲۰۱۸ چندین بار خود را نامزد دریافت این جایزه کرده، بارها خود را شایسته دریافت صلح نوبل اعلام کرده و گفته که عدم انتخاب وی، توهین به آمریکاست.
شما چه نظری دارید؟