سید مسعود رضوی - روزنامه اطلاعات: قشون ایران و جمهوری اسلامی، با نجیبترین و بدنامترین سران دو کشور قدرتمند و اتمی، ابرقدرت ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، مستقیماً وارد جنگ شده است. جنگی سرنوشتساز هم برای ما و هم برای آنها و هم برای اروپا و هم برای خاورمیانه و هم برای چین و روس و دیگر نقاط جهان. حقیقت آن است که اینها برای پیروزی سریع و چند روزه، حداکثر دو هفتهای، لشکر آراسته بودند و ظاهراً نتانیاهو، ترامپ را در آخرین ملاقاتش در کاخ سفید، مجاب کرد که با وجود مخالفتها و مخالفان و مشکلات داخلی، میتوان رهبر و یک رده از مسئولان و فرماندهان برجسته را حذف کرد و با شهادت ایشان، نظام جمهوری اسلامی دچار تزلزل شده و ایران سقوط خواهد کرد و به دست مخالفانی از جنس طرفداران سلطنت و تجزیهطلبان و دیگر وابستگان و علاقمندان و حقوقبگیران دولتهای خارجه با همراهی ناراضیان و غمدیدگان و منتقدان داخلی خواهد افتاد.
از بخت بد تاریخ است که ما با این دو موجود شریر سروکار داریم که به هیچ قاعده و قانون بینالمللی و حقوق بشری پایبند نیستند، هیچ اصل اخلاقی را هم به رسمیت نمیشناسند. یکی شهری را از زن و مرد و کودک و پیر و جوان از روی زمین محو کرده و در جنوب لبنان و سوریه و خاورمیانه تا توانسته جنایات کرده و تحت تعقیب دادگاه کیفری بینالمللی لاهه است و دیگری میلیاردری که پروندههای زشتکاری و گذشتهاش عجیب است و تزلزل رفتاری و تصمیمات لحظهای و بدعهدی و طمعورزی او، تمام دنیا را به قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی یعنی کلینالیسم و دوران دزدان دریایی و استعمار مستقیم کشورها بازگردانده است. البته روسیة پوتین هم غیر از این نیست. اروپا هم که پرده از چهره برداشته و معلوم شده دیگر نمیتواند قصههای دموکراسی و دفاع از حقوق بشر و کرامت انسانی و آزادی و برابری بینالمللی و این مدعیات را جار بزند. نوکری بیقید و شرط آمریکا و خدمتگزاری به اسرائیل، حیثیتی برای اروپا، خاصه صدراعظم آلمان باقی نگذاشته است.
در چنین شرایطی پایگاههای متعدد آمریکا در کشورهای مسلمان همسایه، همچون قارچ روییده و ایران گرامی و کهن را محاصره کرده است. حتی کشورهای بیریشهتری در قفقاز جنوبی یا آذربایجان که خانواده علیاف در آن سلطنت میکنند، به پایگاه و پادگانی برای آمریکا و اسرائیل بدل شده است. ترکیه هم که عضو و جزئی از ناتو بوده و هست. عراق در غرب ما و در یکی از حساسترین مناطق استراتژیک، مابین ایران و ترکیه و عربستان و سوریه، پایگاههای حساس آمریکایی را در خود جای داده است. این در حالی است که دولت دستنشانده جولانی در سوریه بر سر کار آمده و قدری آن سوتر در اردن، آمریکا هر پایگاه و اطلاعات و دستگاه و پرنده و عملیاتی که دلخواه ژنرالها و افسرها و حتی گروهبانها و سربازانش باشد، بدون اذن دولت پادشاهی آن کشور ایجاد میکند و انجام میدهد.
این افق و چشمانداز را ترسیم کردم تا دانسته شود با چه هیولای درندهای درافتادهایم. هفتخوانی که ایران، یعنی شیرخدا و رستم دستان باید از آن بگذرد. مقاومت جانانه در بستن تنگه هرمز و درسی که به همسایگان بدخوی وخیم جنوب ایران داده شد، در تاریخ کمسابقه بود. به رغم کمبودهایی که در نیروی هوایی احساس میشد، پهپادها و موشکهایی که جوانان ما و مهندسان ایرانی در داخل کشور ساخته و آماده و تولید کردهاند، همچون گدازه آتشفشان بر سر دشمنان فرود آمد، از اورشلیم و حیفا و تلآویو تا ریاض و کویت و دوبی و ابوظبی و دوحه و بحرین، تا این قاعده قدیمی را به یاد آورند و بدانند که: «دوست دشمن ما، دشمن ماست».
اکنون و در این مرحله از جنگ، ترامپ، تمام مرزهای اخلاقی و انسانی را پشت سر نهاده و گویی در مسابقهای با نتانیاهو، میخواهد خود را برتر نشان دهد. کشتن برای تفریح و سرگرمی؛ امری که در مصاحبههایش تکرار میکند و بیاحترامی به ملت ایران و سخنان زشت و قبیحی که از سر استیصال میگوید، زیرا ایران همچون ونزوئلا تسخیر نشده و مثل فلان شیخنشین میلیاردها دلار به پایش نریخته و در جنگ با او تسلیم نمیشود. باری:
گوی چوگان بلا جز سر آزاده نبود
هیچ آزاده ندیدم که افتاده نبود
در چنین شرایطی به عنوان یک نویسنده سیاسی که درسها و تجارب جنگ هشت ساله با صدام و بعثیان و دوران طولانی تحریمهای ظالمانه علیه کشور و جنگ ۱۲ روزه را به خاطر دارم و در تمام موارد تجزیه تحلیلها و یادداشتهایی نوشتهام، چند نکته را خاضعانه به تصمیمگیران برجسته سیاسی و نظامی وطن گرامی عرض میکنم:
۱ـ تابآوری ایران بسیار است زیرا کشور ما پهناور و ملت ایران فرهنگ آرام و خوی شکیب و صبوری را در ذات خود پرورش داده است. اما مصالح عقلی و آینده نگرانه را در برابر چنین دژخیمانی نباید نادیده گرفت. فریفتن دشمن با سرکوفتن با شاخ او متفاوت است و دو شیوه جنگیدن است که رسول (ص) فرمود:«الحرب خدعه» و به قول شیخ سعدی «نصیحه الملوک»؛ کام و مراد زمامداری: «حلال آن گاه باشد که دفع بدان از رعیت کند، چنان که شبان دفع گرگ از گوسفندان.»
بنابراین، کشور و مردم را باید از آسیبهای بزرگ مصون داشت و به پنجره دیپلماسی و زمانسنجی برای هرگونه دستیابی به عهدنامه و ضمانت جهت ایفای صلح پایدار و تادیه خسارات وارده، اندیشید. این جنگ نمیتواند ماهها و سالها به درازا انجامد، ممکن است هر اتفاق ناگوار و پیشبینی نشدهای بیفتد و همانطور که دیدیم، نزدیکترین متحد ما، روسیه در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد، حاضر نشد قطعنامه پیشنهادی بحرین علیه ما را وتو کند و تنها به رای ممتنع اکتفا کرد. چین هم همین گونه عمل کرد.
۲ـ اکنون که ایران زنده است و قدرتمند و ما با تمام امکانات در مقابل دشمنان غدار که با عِدّه و عُدّة بسیار به میهن مقدسمان تجاوز کردهاند ایستادگی کرده و درس مهمی به آنها و همپیمانان آنها دادهایم، لازم است درس خردمندی و زمانسنجی نیز بدهیم و البته از موضع قدرت و در لحظه مناسب که میدان و دیپلماسی آن را به درستی تشخیص دهند.
این یادداشت را با شعر زیبای مرحوم فخرالدین مزارعی به پایان میبرم که گویی وصفی از دنائت دشمنان ما را در کشتار و به عزا نشاندن مردمان بیگناه ایران منطقه سروده است:
دانی درون من به چه روزی نشسته است؟
شهری عزا گرفته پس از قتل عامها
من تشنهام به خون کسی، در گداز خشم
چون روزه دار تشنه به ظهر صیامها
زین قوم پاچهگیر، سگستان شداست شهر
شیران چه میکنند مگر در کنامها
دریوزگی چو لشکر ماتم، گرفته شهر
گردیدهاند خانهنشین احتشامها
پارین غلامکان همه در جای سروران
دیرینه سروران به مقام غلامها