آیدین نامغ

در لحظات پس از بحران، وسوسه سیاست‌گذاران معمولاً یکسان است، بازگشت سریع به رشد، کارخانه‌های بزرگ‌تر، پروژه‌های عظیم ‌تر
و سرمایه‌گذاری‌های پرهزینه‌ای که بتوانند در کوتاه‌مدت آمارهای اقتصادی را بالا ببرند، اما تاریخ توسعه اقتصادی نشان می‌دهد که بازسازی واقعی تنها زمانی رخ می‌دهد که اقتصاد نه فقط سریع ‌تر، بلکه هوشمندانه ‌تر و انسانی‌تر رشد کند.
در این نقطه است که ایده‌های نو بار دیگر اهمیت پیدا می‌کند. سیاست ورزان خبره دهه‌ها پیش هشدار داده بودند، اقتصادی که صرفاً بر مقیاس بزرگ و رشد کمی تمرکز کند، ممکن است در ظاهر موفق به نظر برسد، اما در نهایت سرمایه‌های واقعی مانند انسان‌ها و طبیعت را فرسوده خواهد کرد.
نخستین درس برای اقتصادهای در حال بازسازی، بازگشت به مقیاس انسانی است. اقتصادهای بسیار متمرکز و بزرگ در برابر شوک‌ها شکننده‌اند اما در مقابل، شبکه‌ای از بنگاه‌های کوچک و متوسط، تعاونی‌ها و اقتصادهای محلی می‌تواند مانند یک اکوسیستم عمل کند.
چنین ساختاری انعطاف‌پذیرتر است و توانایی بیشتری برای جذب شوک‌های اقتصادی دارد. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد ستون فقرات اشتغال پایدار نه صنایع غول‌آسا بلکه کسب‌ وکارهای کوچک و متوسط است .
درس دوم به فناوری مربوط می‌شود؛ بسیاری از برنامه‌های بازسازی اقتصادی بر واردات فناوری‌های پیشرفته و سرمایه ‌بر تمرکز می‌کند اما چنین فناوری‌هایی اغلب با ساختار مهارتی و نهادی اقتصادهای در حال گذار سازگار نیستند و نتیجه آن می‌تواند وابستگی فناوری و بیکاری گسترده باشد؛ بنابراین جایگزین آن چیزی است که برخی اقتصاددانان آن را «فناوری مناسب» می‌نامند. فناوری‌هایی که قابل تعمیر، قابل یادگیری و متناسب با ظرفیت‌های محلی باشد. چنین فناوری‌هایی نه تنها بهره‌وری را افزایش می‌دهند، بلکه اشتغال گسترده‌تری هم ایجاد می‌کنند.
سومین مسئله، تعریف موفقیت اقتصادی است، در دوران بازسازی، شاخص‌هایی مانند تولید ناخالص داخلی معمولاً به مهم‌ترین معیار پیشرفت تبدیل می‌شود اما تمرکز بیش از حد بر رشد کمی می‌تواند سیاست‌گذاران را از هدف اصلی یعنی افزایش رفاه واقعی منحرف کند .
باید پذیرفت که اقتصاد سالم، اقتصادی است که فرصت‌های شغلی پایدار، توزیع عادلانه‌ امکانات و دسترسی بهتر به خدمات عمومی را ایجاد کند، بنابراین رشد اقتصادی تنها زمانی معنا دارد که به بهبود پایدار زندگی شهروندان منجر شود.
چهارمین درس به بعد اخلاقی اقتصاد مربوط است. بحران‌ها اغلب اعتماد اجتماعی را فرسایش می‌دهند و بدون بازسازی این اعتماد، حتی بهترین سیاست‌های اقتصادی هم با تردید و مقاومت روبه ‌رو خواهد شد، بنابراین بازسازی اقتصادی باید با شفافیت نهادی، عدالت در سیاست‌های توزیعی و توجه به کرامت انسانی همراه باشد. باید در نظر داشت که اقتصاد تنها مجموعه‌ای از معادلات نیست، بلکه نظامی اجتماعی است که بر اعتماد و همکاری بنا شده است .
و در نهایت، هیچ برنامه بازسازی اقتصادی نمی‌تواند مسئله محیط زیست را نادیده بگیرد. بسیاری از اقتصادها در گذشته رشد خود را با مصرف بی‌رویه منابع طبیعی تأمین کرده‌اند اما در جهانی که با بحران‌های اقلیمی و محدودیت منابع روبه ‌رو است، چنین مدلی دیگر پایدار نیست، اقتصادهای آینده نگر، ناگزیرند بهره ‌وری منابع، انرژی‌های تجدیدپذیر و حفاظت از سرمایه طبیعی را در مرکز سیاست‌گذاری خود قرار دهند.
این یک اصل لایتغیر است که بازسازی اقتصادی در بهترین حالت، فرصتی برای اصلاح مسیر است و کشورهایی که پس از بحران صرفاً به الگوهای قدیمی رشد بازگشته‌اند، اغلب همان مشکلات پیشین را بازتولید کرده‌اند اما در مقابل، کشورهایی که از بحران به‌عنوان فرصتی برای بازاندیشی در مدل توسعه استفاده کرده‌اند، توانسته‌اند اقتصادی پایدارتر و عادلانه ‌تر بسازند .
بنابراین در یک جمله می توان ادعا کرد اقتصادی که برای کرامت انسان‌ها طراحی نشده باشد، دیر یا زود علیه آنان عمل خواهد کرد. پس بازسازی واقعی زمانی رخ می‌دهد که توسعه نه فقط بزرگ ‌تر، بلکه انسانی‌تر، محلی‌تر و پایدارتر شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی