صدها درود برتن و بر روحت ای وطن
* عبدالکریم سروش در سروده ای به تجلیل از وطن و دفاع رزمندگان دلاور آن در مقابل دشمن آمریکا و صهیونی پرداخت.
* متن شعر این فیلسوف و دین پژوه به شرح زیر است:
خون میچکد ز پیکر مجروحت ایوطن!
صدها درود برتن و بر روحت ای وطن!
والله که رستمان زمان بوسه میزنند
بر بازوان لشکر نستوهت ای وطن!
دریادلانه کوه صفت ایستادهاند
بر کف سپر، ستیرتر از کوهت ای وطن!
از دشمنان بپرس ز قهر چه میکشند
وز دوستان مادح و ممدوحت ای وطن
خواهم که با تو شرح کنم درد اشتیاق
ای شرحه شرحه سینه مشروحت ای وطن
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان خم از اندوهت ای وطن
در ظلمتیم و خسته درهای بستهایم
کو نور و روز و روزن مفتوحت ای وطن؟
باشد که نوبهار دگر باره بگذرد
بر باغ و راغ و جنگل انبوهی ای وطن
روزی لعلگون شود از لالههای سرخ
دامان دشت و دامنه کوهت ای وطن
ای سرخ جامه، سبز قبال گردی عاقبت
هم بگذرد ملولی و مکروهت ای وطن
کشتی اگر شکست، چه غم؟ ناخدای هست
تا سر نهیم در قدم نوحت ای وطن
فقر و جلال و چشم و چراغ زمانه است
نام بلند و رایت بشکوهت ای وطن
چون شعر تر نمیدمد از خاطر جزین؟
این شعرتر دمید ز اندوهت ای وطن
شما چه نظری دارید؟