حمیدرضا عزیزی پژوهشگر اندیشکده شورای خاورمیانه در پاسخ به اینکه تجربه جنگ ۴۰ روزه چه تاثیری بر نحوه سیاستگذاری آمریکا در خصوص ایران خواهد گذاشت؟ آیا آمریکا مجدداً به جنگ باز میگردد؟ گفت: «پاسخ به این سؤال دشوار است؛ چراکه متغیرهای مختلفی در این زمینه وجود دارند و واقعیت این است که ما هنوز نمیدانیم وزن هر یک از این متغیرها چقدر است. از یک سو، همانطور که میدانیم، طی این چهل روز فشارهای سیاسی داخلی بر دولت ترامپ و شخص او برای پایان دادن به جنگ رو به افزایش بوده است. اثرات اقتصادی این وضعیت، بهویژه در قیمت حاملهای انرژی و سوخت در داخل آمریکا در حال نمایان شدن است. مسئله تنگه هرمز را میتوان این موضوع را عاملی بسیار کلیدی دانست که اکنون آمریکا را پای میز مذاکره کشانده است.»
به نقل از خبرانلاین، او با تاکید براینکه واقعیت این است که اگر این چشمانداز وجود داشت که اهداف به لحاظ نظامی در دسترس هستند، نیازی به حضور پای میز مذاکره نبود. بیان کرد: «زمانی که شما در میدان برنده هستید، پای میز مذاکره نمیآیید؛ زمانی تن به آتشبس و مذاکره میدهید که بدانید چیزی را که در میدان به دست نیاوردهاید، باید اینجا کسب کنید. با توجه به این فشارها، به نظر میرسد توجیه بازگشت به جنگ دشوار باشد؛ بهویژه در موضوع پیچیدهای مانند بازکردن تنگه هرمز که اکنون به چالش اصلی تبدیل شده است. در واقع، جایی که ایران توانست جنگ را به شکلی مدیریت کند که تأثیر مستقیم بر ایالات متحده داشته باشد، همین نقطه بود. به نظر من، نه حملات به پایگاههای آمریکا در منطقه و نه حملات به اسرائیل، عامل اصلی در محاسبات ایالات متحده نبودند (هرچند بیتأثیر هم نبودند)، بلکه موضوع اصلی، بحث تنگه هرمز بود.»
عزیزی با اشاره به اینکه از طرف دیگر، اگر آمریکا نتواند به چالش اصلی یعنی بحث تنگه هرمز رسیدگی کند و در موضوعات استراتژیک دیگر مانند بحث هستهای هم امتیازی نگیرد، توجیه کنارکشیدن از جنگ برایش دشوار خواهد شد. افزود: «در واقع اینجا همان بحث داد و ستد مطرح میشود؛ یعنی طبیعتاً باید دستاوردی در اختیار داشته باشد تا بتواند بر اساس آن اعلام پیروزی کند یا دستکم آن را به عنوان یک دستاورد ارائه دهد. علاوهبر این عوامل، مشخص نیست تأثیر ملاحظات سیاست خارجی در تصمیم آقای ترامپ تا چه حد است. در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، گرایش آشکاری وجود داشت تا نظم منطقهای به گونهای بازآرایی شود که یک ثبات هژمونیک بر مبنای هژمونی اسرائیل برقرار گردد. هنوز مشخص نیست که این نگاه تا چه اندازه میتواند بر سایر اولویتها تأثیر بگذارد؛ اگر این موضوع در اولویت قرار گیرد، طبیعتاً پایان دادن به این جنگ کمی دشوارتر خواهد بود.»