آیدین نامغ

در منطقه‌ای که جنگ‌ها، تحریم‌ها، شوک‌ها و بی‌ثباتی ژئوپولیتیک به پدیده‌ای دائمی تبدیل شده‌، بسیاری از اقتصادها تلاش می‌کنند «تاب‌آور» باشند؛ یعنی ضربه‌ها را تحمل کنند و زنده بمانند.
«نسیم نیکولا طالب» نویسنده، پژوهشگر و نظریه‌پرداز لبنانی اعتقاد دارد، ضدشکننده بودن مهم‌ترین نسخه تاب آوری است، زیرا سیستم‌های پادشکننده نه ‌تنها از شوک‌ها آسیب نمی‌بینند، بلکه از بی‌نظمی، نوسان و بحران سود هم کسب می‌ کند.
برای اقتصادی که در معرض شوک‌های خارجی و فشارهای ژئوپولیتیک قرار دارد، هدف نباید صرفاً حفظ ثبات باشد، بلکه باید ساختاری ایجاد شود که از نوسان‌های جهانی و منطقه‌ای فرصت بسازد؛ در چنین چارچوبی، اولین راهبرد باید بر کوچک‌سازی ریسک‌های سیستماتیک باشد.
در اقتصادهایی که بیش از حد به یک یا تعداد محدودی منبع درآمدی متمرکز وابسته‌اند، هر شوک قیمتی یا سیاسی می‌تواند کل ساختار اقتصاد را دچار بحران کند، اما در مقابل یک اقتصاد ضدشکننده، شبکه‌ای از فعالیت‌های متنوع و نیمه ‌مستقل دارد.
از سوی دیگر در منطق پا دشکنندگی، فقط سیستم‌هایی که امکان آزمون و خطا دارند، ضدشکننده می‌شوند، این یعنی سیاست‌گذار باید فضای تجربه را برای کسب ‌و کارهای کوچک و نوآوری‌های محلی ایجاد کند.
بسیاری از اقتصادهای موفق دقیقاً از دل هزاران شکست کوچک به چند موفقیت بزرگ رسیده‌اند، پس سیاستی که شکست را جرم اقتصادی بداند، عملا ضد نوآوری است.
همچنین راهبرد دیگری موسوم به هالتر (Barbell Strategy) به تحکیم وحدت اقتصادهای با قابلیت تاب آوری پادشکننده کمک می کند. در این نگرش، بهترین راه مدیریت عدم قطعیت، ترکیب امنیت بالا در یک بخش و ریسک ‌پذیری بالا در بخش دیگر است.
در این راهبرد، به جای قرار گرفتن در موقعیت‌های میانه و متوسط، منابع میان دو قطب متفاوت تقسیم می‌شود، از یک سو بخش بزرگی از منابع در گزینه‌های بسیار امن و کم ‌ریسک قرار می‌گیرد تا ثبات و بقا تضمین شود و از سوی دیگر بخش کوچکی به فعالیت‌های پرریسک اما با بازده بالقوه بالا اختصاص می‌یابد. این ترکیب باعث می‌شود سیستم در برابر زیان‌های بزرگ محافظت شود، در حالی که همچنان امکان بهره ‌برداری از فرصت‌های بزرگ و غیرمنتظره را هم داشته باشد.
در واقع مهم‌ترین اصل «پادشکنندگی» یک سیستم اقتصادی همان موضوع «اقتصاد تصمیم» است. یعنی هر فرد یا گروهی که تصمیمی می‌گیرد باید خود هم در معرض پیامدهای آن تصمیم قرار داشته باشد. پذیرش این قاعده باعث می‌شود افراد محتاط‌تر، مسئولانه‌تر و واقع‌بینانه‌تر تصمیم بگیرند .
اکنون که خاورمیانه در حال ورود به دوره‌ای از تغییر ساختاری است، تلاش برای بازگشت به اقتصاد متمرکزغیر منعطف در کشورهای این منطقه بسیار خطرناک است، اما راهبرد هوشمندانه این است که سیاست ورزان و تصمیم سازان اقتصادی یاد بگیرند چگونه از بی‌ثباتی، سود برده و فرصت جدید خلق کنند.
باید توجه داشت پیچیدگی بیش از حد شکنندگی ایجاد می‌کند، مقررات پیچیده با رسمیت زیاد، ساختارهای اداری سنگین و فرآیندهای غیرشفاف اقتصاد را کُند و آسیب‌پذیر می‌کند پس یک اقتصاد ضدشکننده به قوانین ساده، شفاف و قابل پیش‌بینی نیاز دارد، قوانینی که اجازه دهد بخش چابک اقتصاد سریع‌تر با تغییرات محیطی سازگار شود.
این راهبرد می‌تواند مبنای ساختار اقتصاد جدید ایران در دوره بازسازی پس از جنگ فعلی باشد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی