شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۸
نظرات: ۰
۰
-
[هادی خانیکی] گفتگو به مثابه دفاع بر ساخت هویت ملی در شرایط بحران

می‌خواهم با یک تصویر شروع کنم: در میانه جنگی درازدامن و ویرانگر قرار گرفته‌ایم‌، مدافعان میهن بی‌وقفه ایستاده‌اند، مردم حماسه تاب‌آوری می‌آفرینند، جامعه، زخم‌دیده از نارضایتی‌ها و چندپارگی‌هاست...

می‌خواهم با یک تصویر شروع کنم: در میانه جنگی درازدامن و ویرانگر قرار گرفته‌ایم‌، مدافعان میهن بی‌وقفه ایستاده‌اند، مردم حماسه تاب‌آوری می‌آفرینند، جامعه، زخم‌دیده از نارضایتی‌ها و چندپارگی‌هاست، رسانه‌ها پیام‌های قطبی از جنگ ارائه می‌دهند، اما زندگی عمومی در همان حال جریان دارد و اکثریتی از جامعه متکثر در پی آن است که جای تاریخی خود را بیابد و ایران را تنها نگذارد.

می‌بینیم که رزمندگان ما در میدان نبرد، در شرایطی که دشمن به همه سازوکارهای ارتباطی آسیب رسانده است، در شرایطی که حتی امکان انتقال و دریافت دستور هم دشوار است، بر اساس یک باور و یک روایت، با خلاقیت و ابتکار عمل، مسیر دشمن را تغییر می‌دهند؛ یک روایت، یک نقشه ذهنی، یک تصمیم لحظه‌ای، یک ابتکار کوچک که تفاوتی عظیم ایجاد می‌کند و جهان را به حیرت وامی‌دارد.

این تصویر، همان چیزی است که امروز ما می‌توانیم از آن با عنوان «نوزایی» در زندگی اجتماعی و فرهنگی‌مان بیاموزیم. وقتی جامعه‌ای خلاق است، وقتی افرادش به تجربه دریافته‌اند که بایداز دل بحرانها فرصت بسازند، تهدیدها نمی‌توانند او را شکست دهند.

خلاقیت با گفتگو به وجود می‌آید و با اجتماعی شدن به استمرار و پایداری می‌رسد. ما باید قدرت گفتگو و خلاقیت اجتماعی در دفاع و تاب‌آوری را بشناسیم و از آن بهره ببریم؛ قدرتی که می‌تواند ما را در برابر هر بحران و هر فروپاشی سیاسی و اجتماعی و هر جنگ روایی وروانی، استوار و مقاوم نگه دارد.

ابزار شکل‌دهی هویت ملی

وقتی می‌گوییم «گفتگو»، اغلب از آن صحبت کردن با دیگران را برداشت می‌کنیم. اما منظور من از گفتگو، گفتگو با خویش و جامعه متکثر خودمان است. هر بار که تجربه‌ای را به اشتراک می‌گذاریم، داستانی را تعریف می‌کنیم، یا صدای کسی را می‌شنویم که پیشتر شنیده نمی‌شد، هویت جمعی ما شکل می‌گیرد.

هویت ملی، چیزی نیست که یکباره به ما تحمیل شود. هویت ملی فرآیندی پویا، ساخته شده از صداها، تجربه‌ها و روایت‌ها است. وقتی جامعه ما یاد می‌گیرد با تنوع دیدگاهها، تضادها و اختلاف نظرها روبه‌رو شود، وقتی یاد می‌گیریم صدای همدیگر را بشنویم و دیگری متفاوت را بشناسیم، آنوقت است که به یک جامعه مقاوم تبدیل می‌شویم.

گفتگو، این امکان را می‌دهد که گسست‌ها و دو قطبی‌های اجتماعی که به واقع وجود دارند و دشمن نیز تلاش دارد آنها را بیشتر و فعال‌تر کند، به فرصت‌هایی برای خلق مفاهیم و معانی نو تبدیل شوند. وقتی همه صداهای میانی شنیده شوند، وقتی روایت‌های متنوع کنار هم قرار گیرند، پیوندهای اجتماعی تقویت می‌گردند و جامعه در برابر تفرقه و فروپاشی ذهنی و روانی و اجتماعی مقاوم می‌شود.

اشتباه محاسباتی دشمن

دشمنان قدرتمند عمدتأ تصور می‌کنند که می‌توانند با حملات فیزیکی، رسانه‌های قدرتمند و تکنیک‌های روانی و سیاسی ما را نابود کنند، اما آنها نمی‌دانند که جامعه ما به اعتبار زیسته تاریخی و سرشت تمدنی خود، قدرت عبور از بحران‌ها و ابراز خلاقیت‌ها و ابتکار عمل‌های جدید را دارد.

این خلاقیت‌ها محدود به میدان جنگ فیزیکی نیست. ما می‌توانیم همین خلاقیت‌ها را در میدان‌های اجتماعی و فرهنگی، گفتگو، روایت‌های جمعی و همگرایی ملی به کار بریم.

تصور کنید دشمن با رؤیا فروشی و فریب، همزمان با حمله به زیرساخت‌های توسعه‌ای، تلاش کند اضطراب و سردرگمی، درماندگی و بی افقی را برافکار عمومی غلبه دهد. اما وقتی جامعه ظرفیت‌های نوپدید خود را بشناسد، وقتی صدای ناشنیده، شنیده می‌شود، وقتی خلاقیت در همه سطوح امکان بروز می‌یابند، این تکنیک‌های جنگی کارگر نمی‌افتند.

جنگ شناختی و تهدید رسانه‌ای

امروز جنگ تنها با سلاح‌های نظامی انجام نمی‌شود. امروز جنگ شناختی و رسانه‌ای، تعیین‌کننده‌ تر شده است. جنگ از ذهن‌ها و در ذهن‌ها آغاز می‌شود و دشمن تلاش می‌کند ابتدا ذهن‌ها را به کنترل درآورد. اما ما هم در برابر آن، ابزارهای کارسازی داریم: روایت‌های مشترک، گفتگوهای اجتماعی، و انعکاس صداهای واقعی و خلاقانه جامعه متکثر. هر داستان پیروزی و تاب‌آوری، هر تجربه خلاقانه رزمندگان، هر روایت از مقاومت اجتماعی و هرتجربه تاریخی، مانعی در برابر این جنگ شناختی ایجاد می‌کنند.

وقتی جامعه توان تاریخی خود را بشناسد، وقتی به اعماق هویت ایرانی و اسلامی خود رجوع کند و ظرفیت‌های جدید خود را بیابد، در زمین فریب‌های رسانه‌ای و تهدیدهای روانی دشمن باقی نمی‌ماند.

در چنین میدان وسیعی از «هویت مشروعیت بخش»، گفتگو، یکی از مهمترین روش‌های دفاع به شمار می‌آید و روایت بر آمده از آن همان زرهی است که ذهن و قلب ما را در برابر تهاجم خارجی محافظت می‌کند.

منطق‌الطیر و سیمرغ ملی

به یک داستان از فرهنگ خودمان بازگردم: پرندگانی که از اقلیم‌ها و فرهنگ‌های مختلف، با تفاوت‌ها و ضعف‌هایشان، سفری را آغاز کردند تا سیمرغ را پیدا کنند. در این مسیر، همه عملأ دریافتند که سیمرغ واقعی برساخته از خود آنان است؛ همان جمع متکثرند که توانسته‌اند با همگرایی، سیمرغ شوند.

جامعه ما نیز اکنون و در جنگی فراگیر و ویرانگر، همین مسیر را طی می‌کند. تفاوت‌ها و تکثر صداها سرمایه‌ای برای همگرایی امروز ما هستند. وقتی گفتگوهای اجتماعی و روایت‌ها به جای تقسیم و دوگانگی، ما را به هم نزدیک می‌کنند، ما به یک سیمرغ ملی شکست‌ناپذیر دست می‌یابیم؛ موجودیتی که در دل بحران‌ها ما را قویتر، هوشمندتر و خلاقتر می‌سازد.

می‌توان امید داشت که اگر گام‌های بعد، بازگشت به خطاهای گذشته نباشد، از دل این جنگ و بحران، سیمرغی و ققنوسی دیگر در جهان ایرانی سر برآورند.

قدرت خلاقیت اجتماعی

خلاقیت، وجه تمایز ما در مواجهه با تهدیدها و بحران‌هاست. خلاقیت رزمندگان در میدان، ابتکار عمل مردم در خیابان و زندگی روزمره و خلاقیت جبران کنندگی در استفاده از منابع محدود، همگی نشان می‌دهند که جامعه ما می‌تواند از دل محدودیت‌ها و تهدیدها، راه‌حل بسازد. این خلاقیت، در زندگی روزمره، در آیین‌ها و مناسک، در زبان و ادبیات و هنر، در جنگ نشانه شناختی، در خلق دنیای ارتباطی و رسانه‌ای و در گفتگوهای جمعی و ملی، نیروی محرک شکل‌گیری هویت جمعی و همبستگی اجتماعی است. وقتی ما به ظرفیت خلاق جامعه ایرانی اعتماد کنیم، دیگر هیچ تهدیدی نمی‌تواند قدرت ایستادگی ما را فلج کند. این آن نکته‌ای است که باید در محاسبات نظامی و امنیتی سیاسی و در مدیریت سیاسی کشور مورد توجه قرار گیرد.

رسانه میانجی و جامعه مدنی به مثابه میدان

بیایید پایان را با یک تصویر قدرتمند تصور کنیم: جامعه مدنی صداهای متنوعی داردکه وجه اشتراک آن، دفاع از میهن است. شنیدن همه این صداهای میانی و مدنی و رسانه‌ای شدن آن‌ها، ضرورتی برای تقویت و تداوم دفاع میهنی و عزت ملی است. جامعه متکثری که ببیند همه داستانهایش روایت می‌شوند، و خلاقیت هر فرد و جمع در مسیر همگرایی ملی و سازندگی وطن به کار گرفته می‌شود، حس همبستگی و تعلق خاطر بیشتر پیدا می‌کند.

دفاع واقعی از مرزها و هویت ملی، علاوه بر «سلاح کارآمد نظامی» و «تصمیم سنجیده سیاسی» نیازمند «همبستگی اجتماعی» و «توانش ارتباطی» است که با گفتگو، خلاقیت و روایت‌های مشترک اجتماعی و فرهنگی امکانپذیر می‌شود. شنیدن نقادانه هر روایت، هر تجربه و هر صدای جامعه، جزئی از دفاع همه جانبه و تاب‌آوری فراگیر ما برای ساختن آینده‌ای خلاق و سازنده و مشارکت جویانه است. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی