دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۸
نظرات: ۰
۰
-
]سیدمحمدکاظم سجادپور] سامانه تصمیم‌گیری ترامپ در جنگ

روانشناسی سیاسی دونالد ترامپ مبتنی بر خودشیفتگی، علاقه به پیروزی سریع، تحقیر دیگران و عدم اعتقاد به کارشناسی، در تجاوز آمریکا به ایران نقش چشمگیر داشته است...

در نوشتار پیشین، با توجه به چندوجهی بودن تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه میهن ما، بعد روانشناسی آن به عنوان جنبه‌ای مهم مورد شناسایی قرار گرفت و تقاطع و بهم‌آمیختگی روانشناسی و استراتژی، در نقش ترامپ و نتانیاهو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و روشن شد که روانشناسی سیاسی ترامپ مبتنی بر خودشیفتگی، علاقه به پیروزی سریع، تحقیر دیگران و عدم اعتقاد به کارشناسی، در این تجاوز نقش  قابل ملاحظه‌ای داشته است.

از سوی دیگر به استراتژی بلندمدت رژیم صهیونیستی در ایجاد تنش نظامی بین ایران و آمریکا و کنش نتانیاهو در این خصوص اشاره و به گزارش دو روزنامه‌نگار تحقیقاتی نیویورک‌تایمز در ۷ آوریل ۲۰۲۶ بنام‌های جاناتان سوان و مگی هابرمن ارجاع اولیه‌ای شد.

در ادامه بحث روانشناسی سیاسی این تجاوز و شناخت روانشناسانه ترامپ، پرسش محوری این نوشتار آن است که ترامپ چگونه تصمیم به جنگ گرفت؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا تصویری که آن خبرنگاران از روند تصمیم‌گیری ترامپ ترسیم می‌کنند مدنظر قرار می‌گیرد. سپس به بهره‌برداری نتانیاهو از ویژگی‌های روانشناسانه ترامپ توجه می‌شود و سرانجام، نادیده گرفتن نظرات کارشناسان و تصمیم‌گیری براساس حس و برداشت خود توسط ترامپ تحلیل می‌شود.

گزارش تحقیقاتی جاناتان سوان و مگی هابرمن، بسیار جزءگرایانه است و می‌توان گمان برد که توسط برخی از عناصری که در درون حاکمیت آمریکا  با   رشد اقدامات دولت ترامپ مخالف می‌باشند درز داده شده است. جالب آنکه این گزارش، عصاره و چکیده‌ای از کتابی است که آن دو در مورد   تفسیر رژیم‌های سیاسی توسط دولت ترامپ تالیف کرده‌اند، و باز شایان توجه است که دولت ترامپ با شعار مخالفت با تغییر رژیم‌های سیاسی روی کار آمد.

در آغاز دور دوم  ریاست جمهوری و در اولین سفر به منطقه، ترامپ یک سال پیش در سخنرانی خود در ریاض، علیه سیاست‌های تغییر رژیم که توسط دولت‌های جمهوریخواه و دموکرات پیشین آمریکا دنبال شده بود، سخنرانی کرد ولی خود در پی تفسیر رژیم‌های سیاسی بوده و هست.

به هر رو، آن دو خبرنگار از مجموعه‌ای چند پاره، از چگونگی تصمیم‌گیری ترامپ برای حمله مشترک با رژیم صهیونیستی به ایران پرده برمی‌دارند.

در پاره و پرده اول، نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به همراه مقامات ارشد نظامی و امنیتی آن رژیم به واشنگتن آمده و به اتفاق ترامپ و تیم امنیت ملی، در تالار موسوم به «اتاق وضعیت» کاخ سفید جمع می‌شوند.  در گزارش، به نحوه چیدمان و نشستن افراد و به جزئیات پرداخته شده که حائز اهمیت می‌باشد. در این جلسه، نتانیاهو تحلیلی از ایران برای ترامپ و کابینه او ارائه می‌دهد که عصاره آن این است که نظام سیاسی ایران در حال فروپاشی است و حمله مشترک آمریکا و اسرائیل می‌توان تهدید چندوجهی ایران را از بین ببرد.

رئیس وقت موساد هم کلیپی را به نمایش می‌گذارد که چگونه عوامل اپوزیسیون تغذیه شده توسط رژیم صهونیستی، بعد از حمله قدرت را در ایران به دست خواهند گرفت.پرده و پاره دوم گزارش روشن می‌کند که ترامپ از تیم امنیت ملی خود می‌خواهد موضوع را بررسی کنند و آنها با استفاده از کارشناسان و مجموعه زیرنظر خود، دیدگاه فردی و سازمانی خود را بیان کنند.

پرده سوم، جمع شدن دوباره آن مقامات البته بدون نتانیاهو و مسئولین رژیم صهیونیستی و با حضور ترامپ است. در این جلسه که براساس گزارش های بسیار جالب، نه فقط نشانگر روانشناسی ترامپ، بلکه ویژگی‌های فردی و سازمانی مسئولین امنیت ملی و نهادهای مربوط می‌باشد، تقریباً بجز یکی دو نفر، بقیه حضار امکان تغییر رژیم سیاسی در ایران براساس آنچه نتانیاهو تصویر کرده را غیرواقعی می‌دانند.

هگست، وزیر جنگ بیشترین جانبداری را از حمله می‌کند اما ژنرال کین، رئیس ستاد مشترک، چالش‌های عملیاتی ازجمله میزان مهمات را مطرح می‌کند. برخی دیگر، از چالش‌های سیاست داخلی آمریکا در پی این حمله صحبت می‌کنند و در نهایت، قرار بر این  می‌شود که رئیس ستاد مشترک میزان مهمات را گزارش کند اما قبل از اینکه زمان رسیدن گزارش او برسد، ترامپ دستور حمله را صادر می‌کند و در یک کلام، نظرات کارشناسان وفادار به خود را هم نادیده می‌گیرد.

نتانیاهو با آگاهی از روانشناسی ترامپ، از علاقه او به پیروزی سریع، بهره‌برداری کرد و نقطه اتصال روانی که حائز اهمیت است، ایجاد همین حس می‌باشد. البته روانشناسی سیاسی نتانیاهو خود موضوع مستقلی است که باید به آن پرداخت. نتانیاهو، بر حس خودشیفتگی و خودمنحصربینی ترامپ، به اصطلاح سوار می‌شود. او قبل از حمله، در سفر به فلوریدا گفت برای اولین بار جایزه ملی اسرائیل را در ماه مه (اردیبهشت) به یک غیراسرائیلی خواهد داد و این بخاطر نقش استثنایی ترامپ است.

فراتر از بهره‌برداری نتانیاهو، آنچه جلب توجه می‌کند، بی‌اعتقادی ترامپ به کارشناسان و نهادهای حکومتی و تصمیم‌گیری براساس حس خود است. هرچند که شرایط بین‌المللی، منطقه‌ای و ملی با جنگ دوم جهانی کاملاً متفاوت می‌باشد اما پژواک روانشناسی سیاسی هیتلر را در ترامپ می‌توان دید. او نیز گزارش کارشناسان و ژنرال‌ها را می‌شنید اما خلاف آنها و براساس حس خود تصمیم می‌گرفت .در مورد ترامپ، علاوه بر روانشناسی تحقیر کارشناسان باید گفت که ضدیت با کارشناسی، بخشی از ایدئولوژی راست‌گرایان افراطی آمریکاست. سال پیش، تام نیکلاس پژوهشگر آمریکایی، کتابی تحقیقاتی و درخور توجه با عنوان «مرگ کارشناسی» بچاپ رساند.

مظهر آن ایده را در سامانه تصمیم‌گیری در تجاوز به ایران می‌توان مشاهده کرد. بحث روانشناسی سیاسی تجاوز به ایران، بدون تحلیل روانشناختی نتانیاهو، ناقص است. این موضوع نوشتار بعدی خواهد بود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی