به گزارش اطلاعات آنلاین، در نخستین قسمت از نسخه جدید «سالار مگسها»، جک -یکی از پسران بزرگتری که پس از سقوط هواپیما در جزیرهای متروکه گرفتار شدهاند- جسد خلبان را از بالای صخره به پایین پرتاب میکند. این اولین جرقه از آن خشونت عریانی است که معرف داستان ماندگار ویلیام گلدینگ محسوب میشود. جک در توجیه این کار به دوستانش میگوید: «یک خلبان درست و حسابی یا یک مرد واقعی هرگز چنین اشتباهی نمیکرد.»
سریال «سالار مگسها» که زمستان امسال از بیبیسی پخش شد و بهزودی در نتفلیکس هم در دسترس قرار میگیرد، جدیدترین اثر از موج سریالهایی است که مفهوم «مردانگی» را به چالش میکشند. این دومین همکاری جک تورن با این حالوهواست؛ او پیش از این در سال ۲۰۲۵ درام اثرگذار «نوجوانی» را نوشته بود.
دنیای این دو داستان تفاوت زیادی با هم دارند: در سریال «نوجوانی» که در انگلستان امروزی میگذرد، با پسر ۱۳ سالهای طرف هستیم که به قتل همکلاسیاش متهم شده و تحت تأثیر فضای مسمومِ «مردسالاری مجازی» قرار گرفته است؛ اما در «سالار مگسها»، فشار اصلی از سوی الگوهای سنتی دهه ۱۹۵۰ و انتظارات پدرانِ این پسران میآید. با این حال، هر دو اثر در یک نقطه به هم میرسند: نشان دادنِ اینکه پسران نوجوان چقدر در برابر نفوذ دیگران بیدفاع هستند.
نیک ایلز، مدیر مرکز تحقیقات مردان و پسران در بریتانیا، معتقد است که تمرکز بر بحران مردانگی در این آثار، دست روی یک «ترس عمیق از خشونت مردانه» میگذارد. او میگوید: «معمولاً تصور عمومی این است که پسرها خودشان دردسرسازهستند، اما این برنامهها میخواهند نشان دهند که اتفاقاً پسرها «دچار دردسر» شدهاند و نیاز دارند تا درک شوند.»
گفتی است تورن ۱۵ سال پیش هم قصد داشت این رمان را بازسازی کند، اما خانواده گلدینگ اجازه را صادر نکردند. این بار اما او با یک ایده متفاوت آنها را راضی کرد که روایت داستان در چهار قسمت، که هر کدام از نگاه یکی از پسرانِ ساکن در جزیره است، روایت میشود.
کارگردانی هر چهار قسمت این مینیسریال بر عهده مارک موندن بوده است.