تحلیل شرایط کنونی کشور، بدون توجه به چشمانداز جنگ خاموشی که هنوز دوام دارد، امکان پذیر نیست. در یادداشت دوشنبه با عنوان «تابآوری تاریخی» به این نکته اشاره شد که حاکمیت، دولت و ملت باید در مقابل فشار آمریکا و خواستههای نامعقول او تابآورد تا با گذشتن از یک دوره دشوار، بتوان استقلال و اقتصاد و امنیت کشور و بالاتر از آن، حیثیت کشور و پیوندهای اجتماعی و تاریخی که ایران را شکل داده است، حفظ کرد. بنابر این، مذاکرات که از ضرورتها و الزامات چنین جنگ و آتشبس تاریخی و گستردهای است، باید معطوف به توافقی باشد که احتمال هرگونه تجاوز یا جنگ دوباره را از بین ببرد یا به حداقل ممکن کاهش دهد.
توافقی که فقط محاصره دریایی را برای مدتی بشکند و نتواند به رفع واقعی تحریمها و آزاد شدن منابع مالی ایران بینجامد، بیگمان ما را باز هم در همین نقطه رویارویی با همین دشمنان و متحدان آنها قرار خواهد داد. میان مذاکره و مقاومت البته نسبت روشنی برقرار است. باید توان تحمل فشارهای اقتصادی و اجتماعی در جامعه افزون شود و فرهنگ همبستگی و تعاون برای دفاع از میهن در برابر تجاوزگران، به فرهنگ غالب بدل گردد.
جامعه در وضعیتی است که هر روز با مشکلات معیشتی و اجتماعی و شاید بحران بیکاری و فقر و تورم بیشتری دست و پنجه نرم کند. جامعهای که باید شداید پیشرو را تحمل کند و از گذرگاههای سخت عبور نماید، ضرورتاً میباید هزینه و ظرفیت پذیرش درد و فشار را نیز داشته باشد و این هزینه و ظرفیت، بدون امید و عدالت و همبستگی ممکن نخواهد بود.
مسئولین و ساماندهندگان به مسائل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی باید یک نکته را زودتر متوجه شوند؛ یک روایت واقعگرایانه، مقبول برای تمام مردم و فراگیر، در این زمان باید سرآغاز یابد و به تدریج جانشین روایت شعاری و سطحی گردد تا به موازات روایات حماسی و امیدبخش، میان اکثریت قاطع مردم، انسجام و قدرت برای پشتیبانی از نیروهای لشکری و کشوری ایجاد کند.
روایتسازی باید تمام مردم را در برگیرد و روایت موجود که یک جانب و یک زاویه دارد، تنها گروهی را در بر میگیرد و ممکن است در لحظههای دشوار که هزینههای واقعی جنگ و فشار اقتصادی به بدنه جامعه منتقل میشود، قدرت اقناع نداشته باشد و با واکنش طبقاتی از عامه مواجه شود. این مسأله در حالی است که دولت پزشکیان با وجود مشکلاتی که دارد، تا امروز توانسته است بسیاری از آحاد جامعه را به خوبی مدیریت کرده و بخش قابل توجهی از عموم مردم نیز در شهرها و سراسر ایران به رغم سختی معیشت با تمام توان همچنان پشتیبان مقاومت در جنگ بودهاند.
مقاومت ملی باید به مشارکت و همبستگی ملی ارتقا یابد. نباید بازی پیشباخته در ماههای پس از جنگ ۱۲ روزه را که یک اقلیت متعصب به جامعه و حکومت تحمیل کردند، دوباره آغاز و تکرار کنیم. با تشدید مشکلات اقتصادی، گروههای مشکوکی که مباحث اختلاف افکن یا غیرضروری را مطرح میکنند و شکافهای اجتماعی را به اضطرابهای جوانان و نوجوانان در خانوادههای ایرانی میافزایند، احتمالاً دوباره همان همبستگی عظیم و بیمانند را به سوی مخاطرات غمانگیز پیش از جنگ رمضان سوق خواهند داد. باید مراقب این تندروهای نادان یا مشکوک باشیم. اینها جامعه را مضطر و بسیاری از مسئولین را مقصر جلوه میدهند و به جای پرداختن به ریشهها، شاخههای فرعی و حتی مسائل نامربوط را به عنوان معضلات بنیادین پیش میکشند. هدف آنها مخدوش ساختن فضا و در نزاع برای مقصریابی در شرایطی است که همه باید یک صدا و تکیهگاه هم باشد.
درست در زمانی که قیمت دلار و بازار ارز در نوسان است و اخبار ضد و نقیض و بسیار شبههناک درباره جنگ و توافق و آتشبس به صورت شایعه بر بازارها اثر میگذارد، حمله به برخی امور نادر اجتماعی و انگشت نهادن بر موضوعات فرعی به نام دین، غیرت و غیره، جز ایجاد شکاف و گسست میان مردمان مضطرب و گرفتار، با دولتی که هزاران کمبود و مشکلات و ناترازی دارد نیست.جنگ و شرایط کنونی، ما را وا میدارد تا تصمیمات سخت و تنظیمات تازه داشته باشیم. توان مقاومت اقتصادی و اجتماعی را افزایش دهیم و فرهنگ و ادبیات تازهای برای گفتگوی میان مردم و همبستگی ملی اتخاذ کنیم. دولت الزاماً باید با ارتباط منظم و به موقع در هر هفته، به صورت شفاف و دقیق، واقعیتها را با ملت در میان بگذارد.
شعارگرایی و حرف درمانی بیهوده و پنهانکاری ممکن است بهای سنگینی به کشور تحمیل کند. برای کاهش مصرف، حمایت از معیشت و تأمین تمام نیازهای ضروری برای طبقات و دهکهای نیازمند و نیازمند شده، جلب مشارکت و تعاون عمومی و تابآوری اقتصادی باید صراحت و برنامه داشت. زیرا جنگ است.