اطلاعات - اسما پورزنگیآبادی: بُراقحاجب، مؤسس سلسله قراختاییان کرمان، از نمکپروردگان دربار خوارزمشاهی بود که با خدماتی از جمله به قتل رساندن «شجاعالدین اعور»، حاکم کرمان و بعد هم فرستادن سر بریده غیاثالدین، برادر سلطان جلالالدین خوارزمشاه برای «اوکتای قاآن» مغول، کرمان را از شر مغولان رهانید و مجوز تأسیس حکومت قراختاییان کرمان را نیز از آنها گرفت.
اکنون حدود هفت قرن از آن روزگار میگذرد. این را که کرمان مورد تاختوتاز مغول قرار نگرفت بیشتر در منابع تاریخی میخوانیم اما در دل یکی از محلات قدیمی این شهر، ایوان نیمهجانی با کاشیهای معرق چشمنواز وجود دارد که به ما میگوید کرمان در آن دوران، دانشگاه داشته و پایگاه علم و معرفت و دانش و فرهنگ بوده است.
این ایوان که سالیان دراز، تکوتنها پشت دیواری فرسوده به تماشای گذر ایام و رهگذران نشسته، بقایای بنایی است که امروزه آن را «قُبه سبز» میخوانیم؛ دانشگاهی عظیم که بزرگان ایران در اوایل قرن هفتم هجریقمری در آنجا تدریس میکردند. آنطور که منابع تاریخی مینویسند، همت و حمایت ترکانخاتون، حاکم فرهنگدوست کرمان در آن دوران بود که باعث شد بنیان این مدرسه نهاده شود. ترکانخاتون یکی از پادشاهان قراختایی است که به گفته پژوهشگران، بیش از ۴۰ سال بهطور مستقیم و غیرمستقیم در کار حکومت کرمان دخالت داشت.
نام قبهسبز در گذشته، مدرسه قطبیه، مدرسه عصمتیه یا عصمهالدنیا بود و در این مدرسه، آموزههای دینی، ریاضیات، نجوم، فلسفه و دیگر علوم تدریس میشد.
پایگاه علمی قرن هفتم
محمدعلی گلابزاده، پژوهشگر تاریخ و مدیر مرکز کرمانشناسی در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات میگوید: ارزش و اهمیت قبهسبز تا بدان حد است که برخی تاریخنگاران مینویسند اگر کرمانیها هیچ چیز برای افتخار کردن و بالیدن نداشته باشند، وجود همین دانشگاه برای همه کرمان و همه روزگاران آن کفایت میکند. قبهسبز بعد از جندیشاپور، یکی از بزرگترین پایگاههای علمی و فرهنگی و اجتماعی سرزمین ایران به حساب میآمد.
وی میافزاید: اهمیت دیگر قبهسبز از این بابت است که در روزگاری ساخته شد که مغول در این مملکت بهویژه در نیشابور، فجایعی را به بار آورده بود و عجبا که ما در آن دوران، امنترین و آرامترین روزهای تاریخ کرمان را گذراندیم که آن هم به همت ترکانخاتون، بانی دانشگاه قبهسبز و براقحاجب، همسر او بود.
بنا به گفته این پژوهشگر تاریخ، قبهسبز، پایگاه بزرگ علمی، فلسفی، ریاضی و اجتماعی روزگار خود به شمار میرفت و استادانی همچون مجد خوافی، تورانپشتی یزدی و حتی به روایتی، شیخ محمود شبستری در این دانشگاه تدریس میکردند. نقل است که ترکانخاتون آنقدر بر ارتقای وجاهت علمی این دانشگاه اصرار داشته که وقتی شنید «سیفالدین باخرزی» در دانشگاه هرات کرسی فلسفه دارد، مجموعهای نفیس بهعنوان هدیه برای او میفرستد و خواهش میکند که به قبهسبز بیاید.
گلابزاده با اشاره به این که ترکانخاتون یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ کرمان است، ادامه میدهد: در حالی که ما امروزه بهدنبال راهاندازی و رونق گردشگری فرهنگی و ادبی هستیم، ترکانخاتون این کار را ۷۰۰ سال پیش دنبال میکرد. او گفته بود یکی از اهدافم از ساخت قبهسبز، رونق گردشگری فرهنگی کرمان است. او در جوار این دانشگاه، خوابگاه و مسجد و بازار و حمام ساخته بود.
معماری ناشناخته قبهسبز
از این شهر دانشگاهی قراختایی در کرمان، جز ایوان، چیزی باقی نمانده است. گفته میشود این بنا بهدلیل زلزله مهیبی فرو ریخته است، برخی اما این احتمال را هم میدهند که قاجاریان، بنا به رسمی که داشتند، آن را تخریب کرده و دوباره به جایش چیزی ساخته باشند. برای شناخت دقیق معماری آن، نیاز به کاوشهای باستانشناسی و پژوهشهای بسیاری است که در مقطعی در اواسط دهه ۹۰ خورشیدی و با حمایت علیرضا رزمحسینی، استاندار وقت کرمان آغاز شد اما ابتر ماند. تنها اطلاعاتی که فعلا موجود است و بسیاری از کارشناسان بر آن اتفاقنظر دارند این است که کاشی معرق قبهسبز، قدیمیتر از مسجد کبود تبریز است که آن را قدیمیترین بنای دارای کاشی معرق معرفی میکنند.
از گنبد این بنا عکسی وجود دارد که سرپرسی سایکس، جهانگرد و شرقشناس انگلیسی، آن را در جریان سفر خود به کرمان در حدود سال ۱۸۹۷ میلادی ثبت کرده و به استناد این تصویر، آن را نمونهای از گنبد ساقبلند میدانند که تکنیک ساخت آن در فلات مرکزی ایران، یک نوآوری دوران قراختایی بهشمار میرود. علاوه بر کاشیکاری معرق، در تزئینات قبهسبز، طلاکاری هم انجام شده بود. همه این تزئینات و عناصر معماری در زیر خاک مدفون و یک محله جدید بر روی آن بنا شده است.
گلابزاده درباره معماری این بنا میگوید: سرپرسی سایکس، عکسی از گنبد دولایه این مجموعه گرفته و گفته وقتی در مسجد صاحبالزمان در شرق شهر کرمان میایستادم، میتوانستم بلندی این گنبد را ببینم. نکته دیگری که وجود دارد این است که کاشیکاریهای مارپیچی درِ شرقی مسجد جامع مظفری کرمان را از روی کاشیکاریهای قبهسبز الگوبرداری کردهاند. همچنین، برای ساخت مجموعه ربع رشیدی تبریز که یکی از بزرگترین مجموعههای وقفی جهان به شمار میآید، از قبهسبز کرمان الگو گرفته شده است.

کارشناسان بر این باورند که با انجام کاوشهای باستانشناسی، شاید بتوان معماری این دانشگاه را که محل دفن هفت تن از پادشاهان قراختایی نیز بوده شناسایی کرد، این پروژه اما به منابع مالی نیاز دارد. در میانه دهه ۹۰ خورشیدی، علیاکبر ولایتی که پیش از این از قبهسبز و ارزشهای آن آگاه بود، در جریان سفری که به کرمان داشت برای بازسازی قبهسبز و تبدیل آن به واحدی وابسته به دانشگاه آزاد موافقت کرد اما این ایده به سرانجام نرسید.
تعطیلی دانشگاه
درباره این که دانشگاه قبهسبز چند سال فعال بوده، اطلاعات موثق و دقیقی در دست نیست اما میدانیم قراختاییان حدود ۱۳۰ سال بر سرزمین کرمان و بلوچستان حکومت میکردند. مدیر مرکز کرمانشناسی درباره تعطیلی این مدرسه میگوید: ترکانخاتون یک پدر و پسر به اسم شهابالدین و تاجالدین را برای تدریس به مدرسه آورد. شهابالدین در جریان وقایعی که از جزئیات آن صرفنظر میکنم، تهمتی به ترکانخاتون زد و این زن نیکوکار و فرهنگدوست، فداکارانه گذشت کرد اما او، دشمنی را ادامه داد و بعد از مرگ ترکانخاتون، تمامی وقفیات مدرسه را از بین برد؛ وقفیاتی که نهتنها تکلیف چگونگی کمک به پیرزنان سرپرست خانوار را مشخص میکرد بلکه درباره کمک به اداره مدرسه هم دستورالعملهایی داشت. همه اینها را شهابالدین سوزاند و مدرسه را تعطیل کرد.
رویای سایت موزه قبهسبز
اگر ارادهای در مسئول یا نهادی شکل بگیرد که بخواهد دانشگاه قبهسبز را بازسازی کند، باید یکی از بزرگترین پروژههای کاوش، پژوهش، مرمت و احیا را در محله تاریخی خواجهخضر شهر کرمان تعریف و دنبال کند تا پس از چند سال فعالیت، غبار سنگین تاریخ از چهره این شهر دانشگاهیِ گمشده زدوده شود.
امید ابراهیمی، کنشگر میراثفرهنگی و مدیرعامل انجمن دیدهبانان میراث و تمدن کارمانیا در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات تأکید میکند که اگر چنین ارادهای شکل بگیرد، نباید قبهسبز را بهصورت یک تکبنا ببینیم، بلکه یک محور و محدوده باید بازآفرینی و احیا شود.
او با اشاره به وجود یک خانقاه با قدمت صفوی و چند خانه تاریخی ثبتملیشده و بقایای بازار تاریخی شمالیجنوبی کرمان موسوم به بازار عزیز در نزدیکی قبهسبز توضیح میدهد: بخش زیادی از بنای بازار عزیز با خیابانکشیهایی که طی دهههای متوالی صورت گرفته، از بین رفته و اکنون تنها قسمتی از آن باقی مانده است. شهرداری بافت تاریخی کرمان میتواند پروژهای برای اتصال این بازار به محور قبهسبز تعریف و آن را سنگفرش و جدارهسازی کند.
وی ادامه میدهد: در سالهای اخیر، دو استاندار کرمان برای احیای قبهسبز تلاشهایی داشتهاند اما به نتیجه نرسیده است. تنها در مقطعی، کاوشهایی صورت گرفت و محدوده تقریبی بنا معلوم شد. قرار بود ملکهایی که در آن محدوده ساخته شدهاند تملک و آزاد شود تا کاوشهای جدی برای پیدا کردن معماری این دانشگاه در زیر خاک انجام گیرد و در نهایت به یک سایت موزه برسیم اما متأسفانه این پروژهها متوقف شده است.
قبه سبز کرمان بیش از آن که صرفا یک بنای تاریخی باشد، جایگاه رفیع علم و فرهنگ در تمدن ایرانی را یادآوری میکند. این بنا شاهدی است بر درایت و بلندنظری حاکمان گذشته که سرمایهگذاری در دانش و فرهنگ را اولویت خویش قرار میدادند. توجه به این میراث گرانبها، بهخصوص این که توسط یک زن ساخته شده، نهتنها ادای دینی به گذشتگان است، بلکه چراغی روشن برای آیندگان خواهد بود تا تاریخ علم و علمآموزی در ایران را به خاطر داشته باشند.