به گزارش اطلاعات آنلاین، جولیان بورگر - ستوننویس ارشد گاردین - در تازهترین تحلیل خود با اشاره به چرخشهای پیاپی دونالد ترامپ در دنیای سیاست خارجی نوشت:
آخر هفته تماماً درباره جنگ بود و ترامپ اصرار داشت ایران هنوز بهای کافی نپرداخته است. سهشنبه پروژه آزادی بود که در قالب یک ژست بشردوستانه بزرگ برای اجازه دادن به کشتیهای گرفتار و خدمه آنها در فرار از خلیج فارس طراحی شده، اما هدف آن هم تضعیف تسلط ایران بر تنگه هرمز بود. در ساعات اولیه چهارشنبه، ما به صلح بازگشتیم. رئیس جمهوری آمریکا اعلام کرد «پیشرفت بزرگی در جهت توافق کامل و نهایی حاصل شده است». بنابراین پروژه آزادی متوقف میشود تا به مذاکرات فرصتی داده شود.
هر سه رویکرد در سه روز متوالی حداقل یک وجه مشترک دارند. همه آنها تلاشی برای مقابله با مجموعهای از حقایق سخت هستند: بعید است حکومت ایران فروبپاشد یا حق غنیسازی اورانیوم را واگذار کند، مهم نیست چند بمب روی آن ریخته شود. تهران ظرفیت خود را برای بستن تنگه هرمز نشان داده و محاصره کامل تنگه همزمان با فلج کردن ایران، به اقتصاد ایالات متحده آسیب میرساند.
این حقایق تلخ، در کنار هم، اضلاع یک جعبه فولادی را تشکیل میدهند که دولت ترامپ، عمدتاً با اقدامات خود، خودش را در آن گرفتار میبیند. تغییرات مکرر سیاست در روزهای اخیر نشان میدهد او در این تله دست و پا میزند، از دیوارها بالا میرود و به دنبال راه خروجی غیر از تحقیر یا جنگ ابدی است.
هنوز خیلی زود است که بگوییم آیا ترامپ اکنون راه خروجی را که به دنبالش بوده پیدا کرده است یا نه. تهدید او مبنی بر بمباران «در سطح و شدت بسیار بالاتر»، در صورتی که ایران شرایط اولیه را نپذیرد، نشان از عصبی بودنش دارد، چرا که این کار عملی نخواهد شد.
پیش از جنگ، ایران پیشنهاد توقف غنیسازی اورانیوم برای پنج سال را ارائه میداد و ایالات متحده خواستار ۲۰ سال بود. پیشنهاد جدید نشاندهنده مصالحهای ۱۲ یا ۱۵ ساله است. هر گونه توافقی در نهایت باید با معیار توافق هستهای چندجانبه ۲۰۱۵ که ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را لغو کرد، ارزیابی شود. طبق مفاد این توافق، ایران اورانیوم غنیشده با غلظت بالا نداشت، اما به یک برنامه هستهای تحت نظارت دقیق و کاملاً محدود پایبند میماند.
اگر ترامپ بخواهد پیروزی خود را اعلام کند، میتواند به این واقعیت اشاره کند که حتی توافق ۲۰۱۵ فاقد توقف طولانی غنیسازی بود که دیپلماسی او فراهم خواهد کرد. اما هر گونه دستاوردی از این دست، به بهایی گزاف به دست آمده است. بیش از ۵۰۰۰ کشته، از جمله ۱۲۰ کودک دبستانی که در روز اول در میناب کشته شدند و تلفات در لبنان را هم باید در نظر گرفت.
با توجه به اوضاع فعلی، ناشناختههای بیشتری نسبت به شناختهها در مورد این پیشرفت احتمالی وجود دارد و هر گونه پیشرفتی بسیار شکننده خواهد بود. اما حتی اگر جنگ به پایان برسد و ترامپ طرح صلحی را که در گزارشهای امروز ترسیم شده به دست آورد، به نظر میرسد این جنگ مطمئناً در فهرست بیمعنیترین درگیریهای تاریخ قرار خواهد گرفت.