یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۷
نظرات: ۰
۰
-
عاصم منیر؛ سپهبد پاکستانی که حافظ قرآن و میانجی صلح بین ایران و آمریکاست

فرمانده ارشد پاکستانی که مرد قدرتمند اسلام‌آباد محسوب می‌شود، روابط خود را با تهران حفظ کرده، در حالی که دونالد ترامپ او را «سپهبد محبوب من» می‌نامد.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از ال‌پایس اسپانیا، دونالد ترامپ در ۲۱ آوریل، کمی پیش از انقضای آتش‌بس بین آمریکا و ایران، در شبکه‌های اجتماعی از تمدید آن خبر داد و در پیام خود از افراد کلیدی که برای نجات اوضاع از فروپاشی تلاش کرده بودند، نام برد: «به درخواست فیلد مارشال عاصم منیر و نخست‌وزیر شهباز شریف از پاکستان، از ما خواسته شده است حمله خود به ایران را تا زمانی که رهبران و نمایندگان آنها بتوانند پیشنهادی یکپارچه ارائه دهند، متوقف می‌کنیم.»

ژنرال عاصم منیر اغلب مرد قدرتمند واقعی اسلام‌آباد شناخته می‌شود. او قدرتمندترین چهره نظامی در کشوری است که مستعد قدرت نظامی بیش از اندازه است، جایی که برخی تحلیلگران نسبت به حرکت فعلی به سمت یک رژیم ترکیبی که عملاً با ارتش کنترل می‌شود، هشدار می‌دهند. اما او مورد توجه ترامپ قرار گرفته و با مقام‌های ایرانی هم ارتباط دارد. این افسر حرفه‌ای و کهنه‌کار اطلاعاتی را در مرکز مذاکرات بین واشنگتن و تهران قرار داده است.

اگر پاکستان به عنوان میانجی غیرمنتظره ظاهر شده، منیر مجری این مذاکرات است. او از جایگاه خود موفق به ایجاد روابط با هر دو طرف شده و از معدود افرادی است که توانایی بازدید از هر دو پایتخت، پاسخ دادن به تماس‌ها و انتقال پیام‌ها را دارد. او شخصاً از جی‌دی ونس، معاون رئیس جمهوری آمریکا، در فرودگاه برای دور اول مذاکرات صلح در اسلام‌آباد استقبال کرد. اما پس از شکست دور اول و در انتظار نتیجه دور دوم، کاملاً مشخص نیست که او در جایی که بسیاری دیگر پیش از او شکست خورده‌اند، بار دیگر موفق باشد.

منیر، متولد ۱۹۶۸، فرزند یک معلم مدرسه و یک امام جماعت است. او به سرعت در مدرسه افسران خود را متمایز کرد و به خاطر دانش‌آموختگی با رتبه برتر کلاس خود، نشان شمشیر افتخار را دریافت کرد. سپس به یک واحد پیاده‌نظام رفت و دوره‌هایی را در دانشگاه دفاع ملی و مؤسسات نظامی در ژاپن و مالزی گذراند. او وابسته نظامی پاکستان در عربستان سعودی بود، جایی که قرآن را آموخت و حافظ کلام‌الله مجید شد.

رئیس جاسوسی نظامی

سپهبد منیر سال ۲۰۱۷ به سمت مدیر اطلاعات نظامی منصوب شد و یک سال بعد رئیس سرویس‌های اطلاعاتی پاکستان بود. گرچه او خیلی زود برکنار شد، اما سال ۲۰۲۲، با افزایش تنش‌ها در پی سوءقصد به جان عمران خان، نخست‌وزیر سابق، به سمت رئیس ستاد کل ارتش، تأثیرگذارترین مقام در امنیت و سیاست اسلام‌آباد، ارتقا یافت. سال ۲۰۲۴، پنجمین کشور پرجمعیت جهان - یک کشور هسته‌ای که با بحران اقتصادی و تورم افسارگسیخته دست و پنجه نرم می‌کند - انتخاباتی برگزار کرد که نشانگر بازگشت خانواده شریف به قدرت بود. تحت نفوذ آنها، منیر و ارتش قدرت خود را تثبیت کردند.

نزدیکی منیر به ترامپ با پیشرفت او در سلسله‌مراتب نظامی همزمان بوده است. پس از جنگ کوتاه ماه مه 2025 با هند، منیر که در آن زمان رئیس ستاد ارتش بود، به چهره‌ای تبدیل شد که بسیاری در اسلام‌آباد آن را پیروزی قاطع علیه دشمن اصلی خود می‌دانستند: یک «سرباز شجاع»، همان‌گونه که محمد مهدی، رئیس اندیشکده پاکستانی سوچ، در یک تبادل پیامک او را توصیف کرد. منیر بلافاصله از ژنرال چهارستاره به مقام فیلد مارشال ارتقا یافت و اولین افسری شد که از زمان ایوب‌خان در سال 1959 این رتبه را کسب کرد.

قمر چیما، مدیر مؤسسه صنوبر مستقر در اسلام‌آباد، می‌گوید: «من فکر می‌کنم [پیروزی در برابر هند] لحظه‌ای بود که رئیس جمهوری آمریکا متوجه شد سپهبد پاکستان فردی قدرتمند با ارتشی قدرتمند است که همه چیز را کنترل می‌کند.» یک ماه بعد، ترامپ او را به ناهار در کاخ سفید دعوت کرد: اولین بار در تاریخ که یک رئیس جمهوری آمریکا میزبان یک فرمانده نظامی پاکستانی بدون حضور رئیس دولت بود.

در آن جلسه، منیر خواستار اعطای جایزه صلح نوبل به ترامپ به خاطر سهمش در پایان دادن به درگیری با هند شد. بر اساس بیانیه ارتش پاکستان، آنها در مورد «تجارت، توسعه اقتصادی و ارزهای دیجیتال» بحث و در مورد تنش‌های فزاینده بین اسرائیل و ایران گفتگو کردند. پس از این جلسه، ترامپ تأکید کرد که پاکستانی‌ها «ایران را خیلی خوب، بهتر از بیشتر مردم می‌شناسند». سه روز بعد، در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵، او دستور حمله آمریکا به سه تأسیسات هسته‌ای ایران را در عملیات «چکش نیمه‌شب» صادر کرد.

از آن زمان، این مرد نظامی بار دیگر در کنار نخست‌وزیر پاکستان به کاخ سفید بازگشته و ترامپ او را غرق در تعریف و تمجید کرده است؛ «مردی استثنایی»، «جنگجوی بزرگ» و «سرلشکر محبوب من». این نزدیکی، تغییر رویکرد جدید واشنگتن به سمت پاکستان را به اوج می‌رساند، کشوری که به ترکیبی جذاب از ژئوپلیتیک و تجارت تبدیل شده است.

در ماه فوریه، دولت آمریکا قراردادی را با اسلام‌آباد برای توسعه مشترک ساختمانی در منهتن - هتل روزولت - متعلق به پاکستان امضا کرد. این ساختمان متروکه به دلیل ظرفیت‌های توسعه شهری‌اش حدود یک میلیارد دلار ارزش دارد. مسئول مذاکره استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ بود که آشکارا توافق هتل را در یک محیط غیرمعمول اعلام کرد: افتتاح هیئت صلح غزه، پروژه ترامپ برای بازسازی نوار غزه، که پاکستان پس از تعهد به پرداخت یک میلیارد دلار، موافقت کرد به آن بپیوندد.

در ماه ژانویه، زاخاری ویتکاف، پسر فرستاده ویژه ترامپ، برای امضای تفاهمنامه بین دولت پاکستان و یک پلتفرم بحث‌برانگیز ارز دیجیتال که او به همراه دو پسر ترامپ تأسیس کرده بود، به اسلام‌آباد سفر کرد. در عکسی از این جلسه، ویتکاف جوان در میان چهره‌های برجسته کشور لبخند بر لب دارد: سمت راست او، با لباس خاکی، فیلد مارشال منیر دیده می‌شود.

در تهران، با عصای فرماندهی

منیر در ۱۵ آوریل، با لباس نظامی وارد تهران شد تا رهبران ایران را به ازسرگیری مذاکرات بی‌نتیجه صلح اسلام‌آباد متقاعد کند. میانجیگری او پیش از این، پس از تهدید ترامپ به نابودی یک تمدن، آتش‌بس را تضمین کرده بود. او سه روز را در پایتخت گذراند و با رئیس جمهوری ایران، وزیر امور خارجه، رئیس مجلس و فرماندهی قرارگاه خاتم دیدار و بر اساس اعلام ارتش پاکستان، بر لزوم پایبندی به گفتگو برای «دستیابی به صلح پایدار در منطقه» تأکید کرد.

اسلام‌آباد منافع مستقیم در ایجاد ثبات در منطقه دارد. این کشور با ایران مرز مشترک ۹۰۰ کیلومتری و همچنین پیوندهای تاریخی، مذهبی و فرهنگی دارد؛ پس از ایران، دومین جامعه بزرگ مسلمانان شیعه در جهان را در خود جای داده و هر دو در لحظات حساس از یکدیگر حمایت کرده‌اند: ایران اولین کشوری بود که پس از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷ آن را به رسمیت شناخت و اسلام‌آباد اولین دولتی بود که پس از انقلاب ۱۹۷۹ که منجر به سرنگونی محمدرضا پهلوی شد، همین کار را با جمهوری اسلامی انجام داد.

عقیل شاه، استاد دانشگاه جورج تاون، در مقاله اخیر خود هشدار می‌دهد که پاکستان رهبری را «در امور امنیتی، روابط خارجی و حتی سیاست اقتصادی» به ارتش واگذار کرده و نسبت به حرکت به سمت «رژیم ترکیبی» که در آن قدرت عالی به جای غیرنظامیان منتخب در اختیار نیروهای مسلح است، هشدار می‌دهد. او منیر را «رئیس بالفعل قوه مجریه و مسئول دیپلماسی» تعریف می‌کند. او تغییر قطعی را نوامبر 2025 می‌داند، زمانی که اصلاحیه قانون اساسی برای ارتقای او به سمت تازه فرمانده نیروهای دفاعی تصویب شد و به منیر نظارت بر تمام شاخه‌های ارتش، از جمله زرادخانه هسته‌ای و تضمین مصونیت مادام‌العمر را اعطا کرد.

پس از شکست دور پیشین مذاکرات، باید دید منیر تا چه اندازه می‌تواند در کاهش شکاف بین ایران و ایالات متحده پیش برود. برخی معتقدند همین که آنها دور هم نشسته‌اند، خود یک موفقیت است. در واقع، وظیفه پاکستان این است که هر دو طرف را پای میز مذاکره نگه دارد تا امید زنده بماند و آنها بر بی‌اعتمادی غلبه کنند. حالا همه چیز به خودشان بستگی دارد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی