یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۱
نظرات: ۰
۰
-
[علی دارابی] شش مسأله اصلی ایران در دوران پساجنگ

جنگ تجاوزکارانه، غیر قانونی و ضد بشری آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها علیه ایران، خسارت‌های فراوانی را به‌بار آورده است...

جنگ تجاوزکارانه، غیر قانونی و ضد بشری آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها علیه ایران، خسارت‌های فراوانی را به‌بار آورده است. قدرتمندترین و بزرگترین ارتش دنیا،  آمریکا و دارنده قدرت اتمی در منطقه، اسرائیل با متحدان ثروتمند و در عین حال دارای توانایی های مهم در حوزه نظامی به ایران حمله کردند. در یک سال (۱۴۰۴) در دو نوبت (خرداد – اسفند) که تا فروردین ۱۴۰۵ هم ادامه یافت.

برابر آمار اعلام شده، تعداد ۱۳هزار و ۵۰۰ هدف در ایران بمباران شده است. بیش از ۴۰۰۰ نفر کشته و به شهادت رسیده اند. شهادت رهبر و امام شهیدمان آیت الله خامنه ای (ره) و جمعی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی و مسئولان بلندپایه در کنار مردم عادی و کودکان مظلوم و معصوم مدرسه میناب، بخشی از خسارت‌های انسانی و مادی این جنگ بوده است.

با این حال، این جنگ نیز چون سایر جنگ ها در تاریخی خاتمه می‌یابد و بی‌شک ملت بزرگ ایران پیروز این معرکه خواهد بود. اما اینک «فردای پس از جنگ» و بازسازی خرابی ها و ویرانی‌های بر جای مانده از آن، مسأله اصلی فراروی «حکمرانی و مدیریت کشور» است. این یادداشت نه با هدف ایجاد نگرانی و بیم در افکار عمومی بلکه با این نگاه که توجه «مردم و مسئولان» را به «بازسازی و سازندگی پس از جنگ» معطوف بدارد، به تحریر در آمده است.

«تورم، گرانی، بیکاری، کسری بودجه، کمبود سرمایه، کاهش میزان تولید، تحریم ها و ...» مهم ترین و ملموس ترین چالش‌های پس از هر جنگ برای هر کشوری از جمله ایران است که باید برای هر یک از آنها سناریوها و برنامه‌نویسی‌های لازم را فراهم کرد.

من بر این باورم که مسائل اصلی پساجنگ را در شش موضوع عمده به‌شرح زیر می‌توان دسته‌بندی کرد:

یکم) تجارب آموخته از جنگ ۸ ساله:
جنگ تحمیلی ۸ ساله رژیم بعثی حاکم در عراق علیه ایران، درس ها و عبرت های آموختنی زیادی برای امروز ما دارد: کسری بودجه ۵۱ درصدی، ۱۲ میلیارد بدهی خارجی، کاهش درآمدهای ارزی، نرخ تورم بالای ۲۸%، کاهش شدید ذخایر استراتژیک که امنیت غذایی کشور را به خطر انداخته بود و مناسبات و روابط خارجی ایران با دول جهان که تحت تأثیر جنگ به شدت آسیب دیده بود. راهکارهایی را که برای برون رفت و غلبه بر مشکلات ناشی از جنگ هشت ساله با تدابیر امام خمینی (ره) و مسئولان عالی‌رتبه کشور طراحی گردید، در چند گزاره زیر می توان دید:

ـ بازنگری و اصلاح قانون اساسی، حذف مدیریت شورایی، تمرکز و فرماندهی واحد در حوزه اجرایی
ـ اجماع نخبگانی بر تشکیل دولت سازندگی با مدیریت زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان معماری سازندگی ایران پس از جنگ با حمایت قاطع رهبری 
ـ بازنگری اساسی در سیاست خارجی بر پایه واقعگرایی و عمل‌گرایی، تنش زدایی و گسترش و بسط مناسبات با جهان که نقش مهمی در رفع محدودیت‌ها و موانع بازسازی کشور ایفا کرد. 

حال این درس‌ها، رهیافت ها و آموزه‌ها در اکنون و فردای پس از جنگ در ۱۴۰۵، تجارب ارزنده ای در حافظه تاریخی ملت ایران محسوب می شود. بی شک نقد و ارزیابی سیاست‌های تعدیل یا تثبیت اقتصادی دولت سازندگی در جای خود نیز از جمله درس‌های آموختنی جنگ هشت ساله است.

دوم) حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی:
بی تردید، پس از پایان هر جنگ، پرسش‌هایی درباره چرایی وقوع آن در میان نخبگان، احزاب سیاسی، مطبوعات و بدنه اجتماعی مطرح می‌شود. برخی به دنبال مقصریابی و محکوم ‌کردن این یا آن هستند و یا اینکه درباره شایستگی و صلاحیت مسئولان عالی‌رتبه سخن ها بر سر زبان ها می افتد! 

تقابل روایت‌ها، ناگفته ها و ناشنیده های جنگ، دستاوردهای جنگ و ناکامی های آن، از جمله پرسش های متعددی است که بی‌تردید فضای افکار عمومی را در بر می گیرد. درباره این قبیل پرسش ها، شبهات و ابهامات سخنی نیست. در جامعه زنده و پویا، سکون و ایستایی نگران کننده است، اما آنچه که باید در همه این فراز و فرودها، تضارب آراء و جدال ها، مد نظر باشد، آن است که مخل «وحدت ملی و اتحاد مقدس ایرانیان» نباشد، بلکه «مقوّم و عامل مهم در افزایش و تقویت سرمایه اجتماعی» کشور باشد. امری بسیار دشوار و پیچیده که نیاز به طراحی و برنامه‌ریزی دارد. 

سوم) انفتاح فضای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشور:
تجارب زیسته ملت هایی که با جنگ‌های مختلف مواجه بوده‌اند با ایدئولوژی‌ها و نظام‌های سیاسی مختلفی که داشتند، این است که به جای «محدودساختن و تحمیل و تشدید شرایط انقباظی جامعه»، «باز کردن فضای سیاسی کشور» را سرلوحه قرار داده اند. چرا که روش نخست (محدود کردن) به ناچار به ساز و کارها، ابزارها وروش های مبتنی بر اجبار، زور و نظامی‌گری می‌انجامد که پایدار نیست و جواب نمی دهد. در حالی که روش دوم (باز کردن فضای سیاسی) دستاوردهای بزرگ را به دنبال دارد. 

این قضیه البته مشارکت گسترده و داوطلبانه مردم را می طلبد که بزرگترین سرمایه اجتماعی است. در نتیجه این رویکرد، رسانه‌ها و مطبوعات مستقل، آزاد و حرفه ای رشد می یابند، احزاب و تشکل‌های سیاسی کارآمد شکل می‌گیرد، نخبگان وارد عرصه می‌شوند و آشتی ملی و پیوند همگانی بزرگترین مدد کار برای حل بحران های ناشی از جنگ می شود. سوگ‌های متراکم و غم های بی پایان، بلاتکلیفی در هویت یابی و آرمانگرایی بخشی از جامعه، و افسردگی آسیب های اجتماعی ناشی از جنگ را در چنین فضا و اتمسفری که به مثابه گفتمان مسلط و غالب جامعه پس از جنگ است، می توان حل و فصل کرد. 

چهارم) سیاست خارجی واقعگرایانه بر پایه گسترش مناسبات با جهان: 
شک نداشته باشید که سیاست خارجی، بازتاب دهنده سیاست داخلی هر کشور است. «آینه تمام نمای حکمرانی و مردم‌سالاری در برابر جهانیان». تصویری که استکبار جهانی، صهیونیسم بین‌الملل و برخی کشورهای مرتجع منطقه از ایران در دنیا ترسیم کرده اند و بنگاه های سخن پراکنی و امپراطوری رسانه‌ای در اختیار استکبار به دروغ و غلط از ایران به نمایش گذاشته است، مبتنی بر «ایران هراسی، شیعه هراسی و بیم از انقلاب اسلامی» است. درحالی که ایران همواره در خدمت به صلح، ثبات، علم و فناوری در جهان، از گذشته تا کنون سهم بسزایی داشته است. 

سیاست خارجی کشور ما باید بر پایه «عزت، حکمت و مصلحت» که رهبر شهیدمان آن را «سازه اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی» برشمرد، قرار گیرد. ائتلاف های گسترده در جهان، کاهش تهدیدها، حضور و مشارکت فعال در نهادها و سازمان‌های بین‌المللی، اهتمام شایسته برای رفع تحریم های فلج کننده و ویرانگر و از همه مهم تر، دستگاه دیپلماسی کشور و تمرکز اختیارات در وزارت امور خارجه، آن را به یک نهاد کارآمد، فعال و مبتکر در عرصه سیاست خارجی تبدیل می‌کند. بدون اصلاحات رویکردی و ساختاری در سازمان و ساختار سیاسی خارجی کشور، امیدی به حل مشکلات داخلی وجود نخواهد داشت.

پنجم) دگرگونی و اصلاحات بنیادین در حکمرانی و مدیریت کشور:
باید این اصل را پذیرفت که تغییرات بنیادین در تحولات جهانی، جابه‌جایی نسل ها و تغییرات ارزش ها و هنجارهای حاکم در جامعه، ظهور رسانه ها و شبکه  های نوین اجتماعی و رسانه‌ها، شکل‌گیری ابر رسانه های جهان و کاهش و افول مرجعیت رسانه‌های سنتی، مقدمه واجب در اصلاحات ساختاری کشور است. 

حذف، ادغام و انحلال بسیاری از سازمان ها، بنیادها و نهادهای موجود، کوچک‌سازی و در عین چابک سازی، افزایش کارآمدی و تأثیرگذاری بخش دولتی، تقویت و اقتدار بخشی و قدرت‌یابی بخش خصوصی و غیر دولتی، تمرکز بر قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی، حذف و خاتمه بخشی به بسیاری از شوراها و ستادهای غیر کارآمد و هزینه زا و حاکمیت همه‌جانبه «قانون، نظم، شفافیت، پاسخگویی» در نظام حکمرانی و مدیریتی کشور را نیز باید سرلوحه این تغییرات قرار داد. «اصلاح قانون اساسی» سرآغاز این اصلاحات می تواند باشد. 

ششم) افزایش قدرت آفندی و پدافندی کشور:
جنگ آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها ثابت کرد که باید در حوزه دفاعی، امنیتی، اطلاعاتی و نظامی، بیش از گذشته، سرمایه‌گذاری کرد و نسبت به گسترش زیرساخت های مربوطه اهتمام ورزید. موقعیت ژئوپولتیک، مخازن و منابع انرژی، وجود ۱۵ کشور با نظام های سیاسی مختلف در اطراف ایران، وجود دشمنان متجاوزی چون آمریکا و اسرائیل و ... ما را بر آن می‌دارد تا نسبت به افزایش قدرت دفاعی، موشکی، پهپادی و نظامی کشور، بیش از گذشته توجه و اهتمام داشته باشیم.

باید امنیت، ثبات، بازدارندگی و قدرت دفاعی ایران را به گونه‌ای بسازیم که برای قرن ها، هیچ دشمن متجاوزی فکر تجاوز به ایران را  در سر نداشته باشد. این همه در کنار زیرساخت ها، پالایشگاه‌ها، معادن، حمل و نقل هوایی، ریلی و جاده  ی باید مورد توجه قرار گیرد. همانطور که در حوزه علم و فناوری نانو و تکنولوژی باید اقتدار جهانی داشته باشیم. خلاصه این‌که برای نظام مسائل، چالش ها و بحران های پسا جنگ، که واقعی و برآمده از متن جنگ است باید مردان مرد، برجستگان و نخبگان و دلسوزان ایران را در اقصی نقاط کشور فراخواند. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی