دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۷
نظرات: ۰
۰
-
[وجیهه تیموری] کانون؛ پناهگاه قدیمی تخیل کودکان

نمایشگاه حضوری کتاب کودک و نوجوان که این روزها با همکاری «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان در تهران برگزار شده...

نمایشگاه حضوری کتاب کودک و نوجوان که این روزها با همکاری «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان در تهران برگزار شده، بیش از آنکه یک رویداد فروش کتاب باشد، تلاشی است برای بازگرداندن کودک به تجربه جمعی قصه. برگزارکنندگان از «کتاب‌تئاتر زندگی» حرف می‌زنند؛ تجربه‌ای که در آن قصه از صفحه بیرون می‌آید و با اجراهای صحنه‌ای یا نمایش فیلم‌ها و انیمیشن‌های اقتباسی، وارد بدن، بازی و تخیل کودک می‌شود. همین تصویر ساده، شاید بهترین تعریف برای «کانون» باشد؛ نهادی که از ابتدای تأسیس در دی‌ماه ۱۳۴۴تا کنون، برای چند نسل از ایرانی‌ها فقط یک کتابخانه یا مرکز فرهنگی نبوده، بلکه پناهگاهی برای تخیل بوده‌است.

بسیاری از پدر و مادرهایی که امروز فرزندانشان را به این نمایشگاه آورده‌اند، خودشان روزی در یکی از مراکز کانون کتاب امانت گرفته‌اند، فیلم دیده‌اند یا در کارگاه نقاشی و قصه‌نویسی نشسته‌اند. اما اهمیت این نمایشگاه فقط در برانگیختن نوستالژی نیست. در طرح این پرسش است که آیا تجربه فرهنگی کودک را می‌توان کاملا به فضای مجازی سپرد؟ زیرا همزمان با این رویداد، نمایشگاه مجازی کتاب تهران نیز فعال بوده‌است و بسیاری از همین ناشران آثار خود را در آن عرضه کرده‌اند. اما کودک یا نوجوان به خرید آنلاین کتاب، به‌عنوان یک امکان برای تسهیل دسترسی به یک کالای فرهنگی نگاه نمی‌کند و اصولا چنین فرصتی برای او جاذبه ندارد.

پژوهش‌های حوزه روان‌شناسی رشد و مطالعات ادبیات کودک نشان می‌دهد رابطه کودک با کتاب، پیش از توانایی کامل خواندن شکل می‌گیرد؛ از طریق لمس، مشاهده، شنیدن و مشارکت اجتماعی. نظریه «سواد نوظهور» در مطالعات خواندن تأکید می‌کند که کودک ابتدا باید کتاب را به‌عنوان بخشی از جهان بازی و تجربه زیسته خود بشناسد. به همین دلیل است که در بسیاری از کشورهای جهان، نمایشگاه‌ها و کتابخانه‌های کودک، صرفا محل عرضه کتاب نیستند، بلکه به فضاهای تعاملی تبدیل شده‌اند. در نمایشگاه کتاب کودک بولونیا در ایتالیا، سال‌هاست که اجراهای نمایشی، کارگاه‌های تصویرگری و قصه‌گویی در کنار فروش کتاب برگزار می‌شود. در کشورهای اسکاندیناوی نیز کتابخانه‌های کودک به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که فضای بازی، اجرا و گفت‌وگو را با تجربه خواندن پیوند بزنند. در واقع، کودک زمانی به کتاب نزدیک می‌شود که احساس کند کتاب بخشی از زندگی واقعی اوست، نه صرفا ابزاری آموزشی.

از این منظر، آنچه امروز در مرکز کانون رخ می‌دهد، نوعی بازآفرینی نقش تاریخی این نهاد است. کانون از دهه چهل خورشیدی یکی از معدود نهادهایی بود که کودک را نه صرفا دانش‌آموز، بلکه مخاطبی خلاق و مستقل می‌دانست. نگاهی به تاریخ سینمای ایران، ادبیات کودک و حتی گرافیک و تصویرگری معاصر نشان می‌دهد که کانون چه نقش مهمی در شکل‌گیری فرهنگ مدرن کودک در ایران داشته است. بسیاری از مهم‌ترین فیلم‌سازان و نویسندگان ایرانی از جمله عباس کیارستمی و بهرام بیضایی، بخشی از تجربه حرفه‌ای خود را در کانون شکل داده‌اند. کانون در روزگاری که آموزش رسمی عمدتا بر حفظ‌کردن و انضباط استوار بود، فضایی فراهم کرد که در آن تخیل مشروعیت داشت؛ به همین دلیل هنوز هم نام کانون برای بسیاری از ایرانی‌ها با نوعی امنیت عاطفی همراه است. با این حال، پرسش مهم امروز این است که آیا کانون هنوز همان جایگاه گذشته را دارد؟ جهان کودکی تغییر کرده است. کودکان امروز میان صفحه‌های موبایل، ویدئوهای کوتاه و بازی‌های دیجیتال رشد می‌کنند. رقابت برای جلب توجه آنها دشوارتر از همیشه است. روان‌شناسان کودک از مفهوم «تجربه تنانه» یاembodied experience سخن می‌گویند؛ اینکه یادگیری کودک فقط ذهنی نیست و از طریق حرکت، تماس، بازی و حضور اجتماعی شکل می‌گیرد. نمایشگاهی که کودک در آن بتواند کتاب را ورق بزند، نویسنده محبوبش را ببیند، نمایش اجرا کند و با دیگر بچه‌ها وارد گفت‌وگو شود، تجربه‌ای می‌سازد که هیچ الگوریتم فروش آنلاینی قادر به جایگزینی کامل آن نیست.

در این نمایشگاه، چنین تجربه‌هایی کم نیست. کودکی را می‌شود دید که با هیجان منتظر است «خود نویسنده» کتابش را امضا کند و با او صمیمانه حرف بزند و عکس بگیرد. حتی برخی نوجوانان با اشتیاق در جستجوی جلد تازه مجموعه محبوبشان هستند. این صمیمیت، بخشی از فرآیند کتابخوان شدن است. کودک وقتی نام نویسنده را به چهره‌ای واقعی پیوند می‌دهد، آرام‌آرام با مفهوم «جهان مؤلف» آشنا می‌شود.

شاید مهم‌ترین ارزش این نمایشگاه همین باشد که یادآوری می‌کند فرهنگ کودک فقط مسأله بازار نشر نیست؛ مسأله آینده اجتماعی است. کودکانی که امروز پشت آن پرده سفید نمایش عروسکی می‌خندند، شاید فردا کتابخوان‌تر، خلاق‌تر و مشارکت‌جوتر باشند. اما اگر این تجربه‌ها محدود و پرهزینه شوند، جامعه به‌تدریج بخشی از حافظه فرهنگی و قدرت تخیل جمعی خود را از دست خواهد داد.

کانون هنوز برای بسیاری از ایرانی‌ها همان پناهگاه قدیمی تخیل کودکان است برای رها شدن از جهان خشک و پراضطراب بیرون و ورود به سرزمین قصه. زنده ماندن این پناهگاه، یعنی توسعه بخشی از زیرساخت آینده یک جامعه.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی