مخاطبان پر و پا قرص پلتفرم‌ها، آرمین خزائلی را این اواخر با بازی در سریال «محکوم» به یاد می‌آورند، اما او در جدیدترین تجربه حضورش در سینما در فیلم «نیم‌شب» محمدحسین مهدویان بازی کرده است؛ فیلمی که روایتی واقعی و مستندگونه از یک اتفاق در جنگ ۱۲روزه است. خزائلی که همکاری با مهدویان و تیم  نیم‌شب  را یکی از خوش‌شانسی‌هایش می‌داند، از شخصیت علیرضا، نقشی که در این فیلم بازی کرده است، می‌گوید.
***
علیرضا یکی از شخصیت‌هایی است که در سکانس‌های زیادی از فیلم «نیم‌شب» حضور دارد. از تجربه بازی این نقش برایمان بگویید.
بله، علیرضا در فضای بیمارستان حضور دارد و بخشی از قصه از زاویه نگاه او روایت می‌شود. 
موضوعی که در ایفای این نقش برای من جذاب بود، این بود که نقش کاملاً در دل یک فضای واقعی و ملموس قرار گرفته و همین باعث می‌شد مسئولیت بیشتری نسبت به اجرای آن احساس کنم. از طرف دیگر، حال‌وهوای مستندگونه فیلم هم تجربه خاصی ایجاد می‌کرد. وقتی می‌دانید  اتفاقاتی که روایت می‌شود، ریشه در واقعیت دارند و مردم آن را تجربه کرده‌اند، ناخودآگاه حس‌وحال بازی هم متفاوت می‌شود. علیرضا به نظرم فقط یک نقش معمولی نبود که صرفاً بخواهید دیالوگ‌ها را اجرا کنید؛ باید آن فضا را درک   و حسش را منتقل می‌کردید. همچنین همکاری با محمدحسین مهدویان برایم افتخار بزرگی است، چون علاوه بر فضای حرفه‌ای، نکات زیادی از نگاه و شیوه کارشان یاد می‌گیرم.
این فیلم چندمین همکاری شما با آقای مهدویان بود؟
اگر پروژه‌ای را که ایشان در آن به‌عنوان مشاور حضور داشتند هم حساب کنیم، این سومین همکاری من با آقای مهدویان بود. واقعاً احساس می‌کنم خوش‌شانس بودم که از همان ابتدای مسیر بازیگری توانستم کنار یک تیم حرفه‌ای وارد این فضا شوم، چون حضور در چنین پروژه‌هایی باعث می‌شود آدم خیلی سریع‌تر رشد کند و یاد بگیرد. وقتی با یک گروه حرفه‌ای کار می‌کنید، ناخودآگاه تجربه‌های زیادی به دست می‌آورید؛ چه از نظر بازیگری، چه از نظر نظم کاری و حتی نگاه حرفه‌ای به سینما. پیش از این بیشتر در پروژه‌های سریالی و پلتفرمی حضور داشتم، اما این فیلم تجربه متفاوتی برایم بود. برایم خیلی جالب بود که یک پروژه سینمایی در این ابعاد، با این حجم از جزئیات و فضای سنگین، در مدت حدود ۲۰ روز تا یک ماه جمع‌بندی شود.
«نیم‌شب» از نظر احساسی چه تأثیری روی شما داشت؟ به هر حال شما هم آن روزها و فضای جنگ را تجربه کرده بودید.
بله، دقیقاً همین‌طور است. ما آن روزها در تهران بودیم و طبیعتاً فضای جنگ، صدای پدافند، استرس مردم، شلوغی‌ها و نگرانی‌هایی که وجود داشت را از نزدیک حس کردیم. خیلی‌ها شاید به شهرهای دیگر رفته بودند، اما ما در همان فضا ماندیم و این باعث شد حس‌وحال آن روزها را کاملاً لمس کنیم. برای من این موضوع کمک بزرگی بود، چون می‌توانستم شرایط کاراکتر را بهتر 
درک کنم. البته اتفاقاتی که برای شخصیت علیرضا رخ می‌دهد، متفاوت است، اما آن اضطراب عمومی، فشار روانی و استرسی که مردم تجربه می‌کردند، چیزی بود که همه ما آن را حس کرده بودیم. همین تجربه واقعی باعث شد بتوانم راحت‌تر به فضای نقش نزدیک شوم و احساساتش را واقعی‌تر اجرا کنم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی