در میان انبوه خبرهای روزمره، گاهی خبری منتشر میشود که بیش از یک رویداد اداری یا اجرایی، یادآور یک مسئولیت اجتماعی و انسانی است. افتتاح نخستین پردیس توانمندسازی کودکان کار و در معرض آسیبهای اجتماعی در تهران توسط سازمان بهزیستی از همین دست خبرهاست؛ خبری که ما را وادار میکند بار دیگر به کودکانی فکر کنیم که سالهاست کودکیشان را میان دود خودروها، هیاهوی خیابانها و نگرانیهای بزرگسالانه گم کردهاند.
برای بسیاری از ما دیدن کودکان کار به بخشی از منظره روزمره شهر تبدیل شده است؛ کودکانی که پشت چراغ قرمز گل میفروشند، آدامس تعارف میکنند یا در متروها و خیابانها به دنبال کسب درآمد هستند. آنقدر به حضورشان عادت کردهایم که گاهی فراموش میکنیم پشت هر چهره کوچک، دنیایی از محرومیت، ترس و فرصتهای از دسترفته نهفته است.
کودکی، دوره آموزش، بازی و شکلگیری شخصیت انسان است اما کودکی که از همان سالهای نخست زندگی ناچار به کار میشود، بخشی از این فرصتها را از دست میدهد. او به جای کلاس درس، خیابان را تجربه میکند و به جای رشد در محیطی امن، با دشواریهای زندگی دستوپنجه نرم میکند.
خیابان فقط محل کار این کودکان نیست؛ میتواند محلی برای شکلگیری انواع آسیبها باشد. کودکانی که بخش مهمی از زندگی خود را در خیابان سپری میکنند، بیش از دیگران در معرض خشونت، استثمار، ترک تحصیل، اعتیاد و آسیبهای روانی قرار دارند. خیابان برای یک کودک، محیطی امن نیست و حضور طولانیمدت در آن میتواند آینده او را تحتتأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، پیامدهای کار کودک، تنها متوجه خود کودکان نیست. هر کودکی که از آموزش بازمیماند و هر استعدادی که فرصت شکوفایی پیدا نمیکند، به معنای از دست رفتن بخشی از سرمایه انسانی جامعه است. جامعهای که نتواند از کودکان خود حمایت کند، در سالهای آینده ناچار خواهد بود هزینههای بیشتری برای مقابله با آسیبهای اجتماعی بپردازد.
به همین دلیل، مسأله کودکان کار تنها یک موضوع حمایتی نیست؛ مسألهای اجتماعی و توسعهای است. هر اقدامی که بتواند این کودکان را به آموزش، مهارتآموزی و محیطی امن نزدیک کند، در واقع سرمایهگذاری برای آینده کشور است. توانمندسازی نیز مفهومی فراتر از کمکهای مقطعی دارد؛ یعنی فراهم کردن شرایطی که کودک بتواند مسیر زندگی خود را تغییر دهد و از چرخه فقر و آسیب فاصله بگیرد.
البته هیچ مرکز یا مجموعهای به تنهایی قادر به حل مسأله کودکان کار نیست، زیرا این آسیب ریشه در فقر، نابرابری، مشکلات خانوادگی و شرایط اقتصادی دارد. با این حال، ایجاد فضاهایی مانند «سرزمین رویش» میتواند گامی مؤثر برای کاهش آسیبها و ایجاد فرصتهای تازه باشد.
شاید مهمترین پیام چنین اقداماتی این باشد که هیچ جامعهای نباید به حضور کودکان کار در خیابانها عادت کند. هر کودک حق دارد درس بخواند، بازی کند، رؤیا داشته باشد و برای آینده خود برنامهریزی کند. اگر این حق از کودکان گرفته شود، تنها آنها زیان نمیبینند؛ جامعه نیز بخشی از آینده خود را از دست خواهد داد.