دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹
نظرات: ۰
۱
-
بی‌حوصلگی برای کودکان بهتر از هوش مصنوعی است؛ نقش پررنگ کسالت در پرورش خلاقیت

بی‌حوصلگی یک حالت گذار و اغلب مقدم بر کنجکاوی، تخیل و تفکر اصیل است، اما هوش مصنوعی به شکلی نظام‌مند آن حالت بیکاری را از زندگی دانش‌آموزان بیرون می‌کند.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، اواخر ماه گذشته، رندی واینگارتن، رئیس فدراسیون معلمان آمریکا، با پیشنهاد اعمال محدودیت‌هایی بر هوش مصنوعی و صفحه نمایش‌های الکترونیکی در مدارس، خواستار تغییر چشمگیر در پذیرش فناوری در نهادهای آموزشی شد. گرچه درخواست او برای اقدام به ممنوعیت کامل ختم نشد، واینگارتن گفت که محدودیت‌ها «برای بهره‌برداری از مزایای فناوری و در عین حال کاهش مضرات آن» ضروری هستند.

مدارس میلیاردها دلار صرف رساندن سریع دستگاه‌ها به دست کودکان کرده‌اند. چنین هزینه‌هایی به ویژه در طول همه‌گیری کووید-۱۹ زیاد و نتایج آن عمیق بود. از سال تحصیلی گذشته، ۸۸ درصد مدارس دولتی گزارش دادند که به هر کودک یک لپ‌تاپ، تبلت یا دستگاه مشابه ارائه می‌دهند. درست سال گذشته، AFT با مایکروسافت، OpenAI، Anthropic و دیگران همکاری کرد تا یک آکادمی ملی ۲۳ میلیون دلاری برای آموزش هوش مصنوعی راه‌اندازی کند که هدف آن کمک به مربیان برای استفاده مسئولانه و مؤثر از هوش مصنوعی در مدارس است.

اما واینگارتن در سخنرانی خود در ۲۷ مه در باشگاه ملی مطبوعات گفت: «تمام این فناوری‌ها آزمایش بزرگی روی بچه‌ها بوده‌اند و آزمایش‌ها می‌توانند اشتباه پیش بروند.» بخش عمده‌ای از بحث‌ها در مورد هوش مصنوعی در مدارس بر از دست دادن مهارت‌های تحلیلی دانش‌آموزان، تخلیه شناختی و کاهش دامنه توجه متمرکز بوده است. این‌ها نگرانی‌های مشروع هستند. اما باید توجه بیشتری به یک عملکرد شناختی ضروری دیگر که به شکل نظام‌مند از بین می‌رود، داشته باشیم: کسالت.

بی‌حوصلگی که اغلب به عنوان یک حالت منفعل اشتباه گرفته می‌شود، یک حالت گذار است که اغلب مقدم بر کنجکاوی، تخیل و تفکر اصیل است. کسالت عمیقاً با توانایی تفکر مستقل کودکان گره خورده است. پیمودن مداوم شبکه‌های اجتماعی و تماشای بی‌پایان کلیپ‌های ویدئویی کوتاه، رسیدن به حالت کسالت را دشوارتر می‌کند. اما هنوز شکاف‌هایی وجود دارد که یک کودک (یا بزرگسال) می‌تواند به کسالت و از آنجا به تخیل سوق یابد.

با این حال، سامانه‌های هوش مصنوعی لحظه بیکاری را پیش‌بینی و رفتار و اولویت‌های ما را برای شخصی‌سازی محتوا تجزیه و تحلیل می‌کنند، سوالات ما را قبل از اینکه ما آنها را تمام کنیم پیش‌بینی و قبل از اینکه بتوانیم با یک مشکل دست و پنجه نرم کنیم، پاسخ‌هایی تولید می‌کنند. هر مکث قبل از اینکه ذهن فرصتی برای پرسه زدن در جایی غیرمنتظره داشته باشد، پر می‌شود. بنابراین، آنها اصطکاک شناختی را که اغلب باعث ایجاد بینش می‌شود، کاهش می‌دهند. روانشناسان این اصطکاک را "مبارزه سازنده" می‌نامند.

برای دانش‌آموزی که مقاله به او محول شده، صفحه خالی نوعی ناراحتی ایجاد می‌کند. از کجا شروع کنیم؟ کدام ایده‌ها ارزش دنبال کردن دارند؟ چه سوالاتی نیاز به پاسخ دارند؟ اگر فردی به اندازه کافی به صفحه خیره شود، کسالت در نهایت جای خود را به ایده‌های نوظهور می‌دهد. اما وقتی چنین نوشتاری به هوش مصنوعی واگذار می‌شود، آن ناراحتی، همراه با اصطکاکی که خلاقیت را برمی‌انگیزد، از بین می‌رود.

سال‌هاست که مربیان با کسالت به عنوان دشمن یادگیری و چیزی که باید حذف شود، رفتار می‌کنند. آخرین چیزی که یک معلم می‌خواهد، یک دانش‌آموز بی‌علاقه یا کسل است، اما بین بی‌تفاوتی و کسالتی که کنجکاوی را در ذهن خالی برمی‌انگیزد، تفاوت وجود دارد. کسالت می‌تواند دانش‌آموزان را تحریک کند تا سوالات غیرمعمول بپرسند، در ایده‌های نیمه‌کاره سرگردان شوند و بکوشند مشکلات را حل کنند یا وظایف را به روش‌های غیرمتعارف انجام دهند. اما تحریک مداوم دیجیتال احتمال این امر را کاهش می‌دهد.

بی‌حوصلگی یک نقص در شناخت انسان نیست. این یک ویژگی عصبی پیچیده است که می‌تواند باعث درون‌نگری، اختراع و فعال شدن شبکه حالت پیش‌فرض مغز شود. این حالتی است که با سرگردانی ذهن، تأمل و تفکر بدیع - و گاهی اوقات الهام گرفتن برای رنگ کردن موهایمان به رنگ نئون - مرتبط است.

کودکان بی‌حوصله یاد می‌گیرند ناامیدی را تحمل کنند، خود را سرگرم کنند و در شرایط عدم قطعیت دوام بیاورند. اینها مهارت‌هایی هستند که بزرگسالانی که قبل از گوشی‌های هوشمند و هوش مصنوعی مولد بزرگ شده بودند، برای کسب آنها نیازی به تلاش نداشتند.

از نظریه‌های نیوتن گرفته تا «فرانکشتاین» مری شلی و تتریس الکسی پاژیتنوف، این خالقان با انگیزه‌ای یکسان به حرکت درآمدند: پر کردن سکوت ذهن با چیزی جدید. اما این امر مستلزم دسترسی به آن لحظه بیکاری است، چیزی که هوش مصنوعی و سایر فناوری‌ها به طور فعال در حال رفع آن هستند.

احتمالاً استدلال مخالف را شنیده‌اید: اینکه هوش مصنوعی با خودکارسازی وظایف روزمره، ما را برای تفکر و خلاقیت سطح بالاتر آزاد می‌کند. با این حال، یک مطالعه در سال ۲۰۲۲ نشان داد مکث‌های پنج دقیقه‌ای، کم‌زحمت و کم‌حواس‌پرتی، بهره‌وری را ۷.۱۲٪ افزایش می‌دهد. در یک مطالعه در سال ۲۰۱۲، محققان دریافتند شرکت‌کنندگانی که یک کار کسل‌کننده را انجام دادند، بعداً در وظایف حل مسئله خلاقانه عملکرد بهتری داشتند. این نشان می‌دهد که وظایف «کسل‌کننده» اتلاف وقت نیستند، بلکه ممکن است تفکر خلاق را افزایش دهند.

مطالعه‌ اخیر دیگری نشان می‌دهد مردم در عصر دیجیتال به طرز متناقضی نسبت به قبل از آن، کسل‌ترند. آنها دریافتند که فناوری، فضای ذهنی بیکار را از بین می‌برد و باعث می‌شود افراد وقتی که محرک مداوم در دسترس نیست، احساس کسل‌تری داشته باشند. مطالعات مختلف نشان داده‌اند که تلاش برای فرار از کسالت، به استفاده‌های مشکل‌ساز از فناوری‌های دیجیتال و کاهش سلامت روان کمک می‌کند.

واینگارتن درست می‌گوید که ما در حال انجام آزمایشی روی کودکان بوده‌ایم. اما در حالی که ممکن است سطح خواندن و نمرات آزمون را پیگیری کنیم، نمی‌دانیم چه اتفاقی برای کودکانی می‌افتد که توانایی نشستن در شرایط ناراحت را به اندازه کافی طولانی که ذهنشان بتواند پرسه بزند، پیدا نمی‌کنند.

پیامدهای بلندمدت محروم شدن یک نسل کامل از این فرصت چیست؟ پادزهر فقط کاهش زمان استفاده از صفحه نمایش نیست، هر چند که این بخشی از معادله است. ما باید کسالت را بپذیریم، آن را به زندگی خود، برنامه‌های درسی و طراحی فناوری مورد استفاده دانش‌آموزان بازگردانیم.

پاسخ‌ها می‌تواند شامل فضاهای بدون دستگاه، زمان مدرسه بدون ساختار، بازی در فضای باز، به چالش کشیدن دانش‌آموزان برای حل مسائلی که با ابزارهای دیجیتال قابل حل نیستند، گنجاندن ۱۵ تا ۲۰ دقیقه سکوت مراقبه‌ای روزانه، افزایش فعالیت بدنی یا معرفی عمدی اصطکاک، تأخیر و لحظاتی باشد که باعث تأمل و ایده‌پردازی انسان در فناوری‌های هوش مصنوعی می‌شوند.

ما باید اختیار سیستم‌هایی را که برای ریشه‌کن کردن کسالت از زندگی ما طراحی شده‌اند، پس بگیریم. واینگارتن باید بداند که دانش‌آموزان اگر صفحه نمایش‌هایشان را از آنها بگیرند، شکایت می‌کنند که حوصله‌شان سر رفته است. و وقتی این کار را می‌کنند، معلمانشان می‌توانند به آنها بگویند که نکته همین است و یک صفحه خالی به آنها بدهند. زیرا آنچه در مرحله بعد می‌آید همان چیزی است که ما سعی در حفظ آن داریم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی