دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
نظرات: ۰
۰
-
داستان جنگ ایران به صد رسید؛ ۱۰۰ روز تعیین‌کننده دیگر در پیش است؟

۱۰۰ روز از حمله هماهنگ ایالات متحده و اسرائیل به ایران با هدف تغییر رژیم می‌گذرد. ​​از ماه آوریل، آتش‌بس شکننده‌ای برقرار شده است - آتش‌بسی که مرتباً با تبادل آتش نقض شده است. تنگه هرمز همچنان بسته است و جنگ در لبنان ادامه دارد.

به گزارش اطلاعات آنلاین، در این مرحله، صلح همچنان دست‌نیافتنی است زیرا اهداف هر دو طرف محقق نشده است. هدف واشنگتن و تل‌آویو نه تنها از بین بردن برنامه هسته‌ای ایران، بلکه تضعیف دستگاه امنیتی و نظامی ایران و در نتیجه ایجاد فضایی برای تغییر سیاسی داخلی بوده است. برای تهران، هدف اصلی حفظ نظام و تضمین تداوم آن بوده و از این نظر، خود را در موقعیت برتر می‌بیند.

تلفات از هر دو طرف

این جنگ جان بیش از ۳۴۰۰ شهروند ایرانی، از جمله ده‌ها رهبر ارشد در حوزه‌های سیاسی و نظامی را گرفته است. در دو هفته اول درگیری، حملات موشکی و پهپادی ایران 90 درصد کاهش یافت، زیرا عملیات‌های ایالات متحده و اسرائیل، پرتابگرها را سریع‌تر از آنکه بتوان آنها را جایگزین کرد، هدف گرفت. برنامه هسته‌ای هم که قبلاً در جنگ 12 روزه آسیب دیده بود، با حملات بیشتر روبه‌رو شد.

اما این جنگ همچنین خساراتی چشمگیر برای دشمنان ایران به همراه داشت. موشک‌ها و پهپادهای ایرانی به چند پایگاه آمریکایی در منطقه اصابت کردند و محدودیت‌های حفاظت ایالات متحده را آشکار ساختند. کشورهای خلیج فارس به یک درگیری‌ کشیده شدند که طالب آن نبودند و در خاک خودشان مورد حمله قرار گرفتند. تضمین‌های امنیتی که اساس اتحاد آنها با واشنگتن را تشکیل می‌دهد، کمتر از گذشته قابل اعتماد به نظر می‌رسد.

بنابراین، ماندگارترین تأثیر جنگ ممکن است کمتر از آسیب به قابلیت‌های ایران، عدم قطعیتی باشد که در معماری امنیت منطقه‌ای ایجاد شده است.

از ضعف نظامی تا اهرم اقتصادی

در عرض چند روز پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل، ایران شروع به محدود کردن ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز کرد، تنگه‌ای که تقریباً یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان را از طریق دریا منتقل می‌کند.

ایالات متحده در ماه مارس با یک عملیات هوایی برای بازگشایی این آبراه واکنش نشان داد و در ماه آوریل، محاصره دریایی را بر بنادر ایران اعمال کرد. با وجود این تلاش‌ها، تنگه همچنان بسته است. تنها به چند کشتی که از سوی ایران بررسی شده‌اند، اجازه عبور داده شده است.

چالش‌های دیپلماتیک وضعیت نظامی را پیچیده‌تر کرده است. هنگامی که واشنگتن از ناتو و شرکای اروپایی و آسیایی خود برای تأمین امنیت مسیر درخواست کمک کرد، آنها امتناع ورزیدند. دولت‌های اروپایی این درگیری را خارج از حوزه خود توصیف کردند.

برای تهران، این نتیجه نشان داد که قدرتی که به هسته حکومت ایران ضربه زده بود، قادر به بسیج متحدان خود برای بازگشایی حتی یک خط کشتیرانی نبود. بنابراین، بسته شدن تنگه هرمز در ایران نه تنها به عنوان یک اهرم اقتصادی، بلکه به عنوان یک شکست سیاسی و راهبردی برای ایالات متحده و اسرائیل تفسیر می‌شود و به عنوان گواهی بر مؤثر بودن راهبرد تحمیل هزینه بر دشمنانش عمل می‌کند.

ایران با احساس جسارت، درخواست‌های ایالات متحده برای تسلیم بی‌قید و شرط و ادامه مذاکرات را به جای تسلیم شدن رد کرده است. حمایت مداوم روسیه و چین، از جمله در سازمان ملل، تهران را قادر ساخته است جنگ را به عنوان بخشی از یک رقابت گسترده‌تر بر سر نظم بین‌المللی نه به عنوان یک درگیری منزوی، قالب‌بندی کند.

در جبهه داخلی، جمهوری اسلامی با نشان دادن تداوم، توانسته است ثبات را حفظ کند. پس از ترور آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، پسرش، سیدمجتبی ظرف چند روز به جانشینی او منصوب شد. حتی با اینکه غیبت طولانی‌مدت رهبر جدید از انظار عمومی سوالات بیشتری ایجاد می‌کند، جمهوری اسلامی توانسته است تصور ثبات و انسجام را حفظ کند.

آنچه در ادامه می‌آید

تهران با معیارهای خودش، خود را در موقعیت برتر می‌بیند. از نظر رهبری‌، ناتوانی دشمنانش در سرنگونی نظام حاکم اهمیت دارد؛ تا زمانی که جمهوری اسلامی پابرجاست، سایر خسارات قابل جبران تلقی می‌شوند.

به نظر می‌رسد ایران اکنون به دنبال آن است که بقا را به احیای نسبی جایگاه منطقه‌ای تبدیل کند، به‌ ویژه با پیوند دادن هر گونه حل و فصل مناقشه به پایان جنگ لبنان. می‌خواهد خود را یکی از شرکت‌کنندگان در کاهش تنش منطقه‌ای معرفی کند.

هدف، متوقف کردن فرسایش نفوذ در چند سال گذشته، به‌ ویژه از دست دادن جایگاهش در سوریه، و تبدیل اهرم باقی‌مانده به اهمیت مداوم است. با این حال، شکست بازدارندگی نظامی متعارف آن، این استدلال را در رهبری ایران تقویت کرده که تنها یک توانایی هسته‌ای می‌توانست از حملات آمریکا و اسرائیل جلوگیری کند. این دیدگاه، حل مسئله هسته‌ای را دشوارتر می‌کند و بنابراین می‌تواند مذاکرات با آمریکا را پیچیده‌تر کند.

چند سوال مهم باقی مانده است: آیا رهبری که بقای نظام را با پیروزی برابر می‌داند، می‌تواند به صلح پایدار دست یابد؟ یا به این نتیجه خواهد رسید که تنها یک موضع قاطعانه‌تر و احتمالاً یک سلاح هسته‌ای می‌تواند آینده آن را تضمین کند؟ ۱۰۰ روز آینده ممکن است پاسخ‌ها را به ما بدهد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی