روزنامه خراسان نوشت: آمارهای تازه نشان میدهد سرطان در ایران دیگر یک تهدید حاشیهای نیست، بلکه به یکی از جدیترین چالشهای سلامت عمومی تبدیل شده است. برآوردها از تشخیص روزانه حدود ۳۸۹ مورد جدید و بیش از ۱۴۰ هزار مورد در سال حکایت دارد؛ عددی که وقتی در کنار روند رو به رشد سالمندی جمعیت، آلودگی هوا، تغییر الگوی تغذیه و مصرف دخانیات قرار میگیرد، تصویری نگرانکننده از آینده سلامت کشور ترسیم میکند. اما مسئله فقط تعداد بیماران نیست. آنچه بار بیماری را سنگینتر میکند، ترکیب همزمان سه عامل است:
۱-افزایش عوامل خطر
۲- تشخیص دیرهنگام
۳-نابرابری در دسترسی به درمان
همین سهگانه باعث میشود سرطان در ایران، فراتر از یک بیماری، به یک مسئله اقتصادی و اجتماعی هم تبدیل شود.
روزانه ۳۸۹، سالانه ۱۴۰ هزار تشخیص جدید
معاون بهداشت وزارت بهداشت در توضیح ابعاد این بحران روز گذشته گفته است: «سالانه بیش از ۱۴۰ هزار مورد جدید سرطان در کشور شناسایی میشود و روزانه بهطور میانگین ۳۸۹ مورد جدید داریم.» این آمار، اگرچه بهتنهایی هولناک است، اما زمانی معنای دقیقتری پیدا میکند که بدانیم بخش مهمی از آن با سیاستهای پیشگیرانه قابل کاهش است؛ از کنترل مصرف دخانیات و اصلاح سبک زندگی گرفته تا کاهش مواجهه با آلودگیهای محیطی و تقویت برنامههای غربالگری.
ما و مقیاس جهانی
اما یک پرسش اساسی نیز در این نقطه مطرح است، این که وضعیت سرطان در کشور ما در مقایسه با مقیاس و نرم جهانی چگونه است. بررسی ها می گوید، ایران از نظر بروز سرطان، در مقیاس جهانی در موقعیتی متوسط قرار دارد، اما روند رشد بیماری در کشور ما از متوسط جهانی اندکی بالاتر است. برآوردهای جهانی نیز نشان میدهد نرخ بروز سرطان در مردان حدود ۲۱۳ در هر ۱۰۰ هزار نفر و در زنان حدود ۱۸۶ در هر ۱۰۰ هزار نفر است؛ ارقامی که نشان میدهد ایران در مدار همان بحران جهانی حرکت میکند، اما با سرعتی نگرانکنندهتر در برخی گروهها و مناطق.
بلای سبک زندگی سرطان زا
با این حال، صرف افزایش آمار ابتلا نباید به خطای تحلیلی «فقط بیشتر شدن بیمارها» منجر شود. بخشی از رشد ثبتشده میتواند ناشی از افزایش طول عمر و بهتر شدن سیستم شناسایی باشد. اما بخش مهمی از آن به تغییرات واقعی در سبک زندگی بازمیگردد: کمتحرکی، تغذیه ناسالم، چاقی، مصرف سیگار و قلیان و مواجهه مداوم با آلایندههای محیطی. به بیان دیگر، سرطان در ایران بیش از آن که فقط یک مسئله درمانی باشد، آینهای از کیفیت زندگی و سیاستگذاری سلامت است.
یک غصه
در سوی دیگر ماجرا، درمان سرطان نیز با چالش جدی روبهروست. کمبود تجهیزات رادیوتراپی، هزینه بالای داروهای نوین و پوشش ناکافی بیمه، فشار مضاعفی بر بیماران وارد کرده است. دکتر یاشا مخدومی از متخصصان برجسته پرتو درمانی و رئیس انجمن رادیو آنکولوژی ایران، در این باره میگوید: «بیش از ۹۰ درصد تجهیزات رادیوتراپی از خارج تأمین میشود و داروهای جدید، بهویژه داروهای ایمونوتراپی، هزینه بسیار بالایی دارند.» همین جمله، خلاصهای روشن از یکی از اصلیترین گرههای درمان سرطان در ایران است: بیمار نهفقط با بیماری، بلکه با هزینه و محدودیت دسترسی هم میجنگد.
در نهایت، سرطان در ایران را باید در دو سطح دید: سطح پیشگیری و سطح درمان. در سطح اول، سیاستهای سلامت عمومی، آموزش، مالیات بر دخانیات، کنترل آلودگی و غربالگری میتوانند منحنی ابتلا را مهار کنند. در سطح دوم، توسعه زیرساختهای رادیوتراپی، بهروزرسانی پوشش بیمه و دسترسی عادلانه به داروهای جدید، تعیین میکند که بیمار پس از تشخیص چه سرنوشتی خواهد داشت. اگر این دو سطح همزمان اصلاح نشوند، آمارهای امروز در سالهای آینده فقط بزرگتر خواهند شد،
یک خبر خوش
در کنار راهکارهای شناختهشده پیشگیرانه، موضوع استفاده از واکسن برای کاهش خطر برخی سرطانها نیز دوباره مورد توجه سیاستگذاران سلامت قرار گرفته است. معاون بهداشت وزارت بهداشت با اشاره به این ظرفیت گفته است: «برخی سرطانها از طریق واکسن قابل پیشگیری هستند و این موضوع در کمیته ملی واکسیناسیون در حال بررسی است.» این اظهارنظر، اگرچه به معنای ورود فوری یک «واکسن ضد سرطان» به برنامه عمومی کشور نیست، اما نشان میدهد سیاستگذاری سلامت در ایران به سمت تقویت پیشگیریهای نوین نیز متمایل شده است؛ بهویژه در مواردی که منشأ برخی سرطانها با عفونتهای قابل پیشگیری ارتباط دارد.