چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۳
نظرات: ۰
۰
-
[محمدرضا نادری گیسور] نقشه راه مدیریت بحران در تهران و کلانشهرها

هفته محیط زیست امسال که از روز شنبه ۱۶ خرداد آغاز شده، به درستی شعار «حفظ محیط زیست؛ حفظ امنیت ملی» را برای خود برگزیده تا در بحبوبه مشکلات زیست‌محیطی و جنگ نظامی دشمنان علیه ایران...

هفته محیط زیست امسال که از روز شنبه ۱۶ خرداد آغاز شده، به درستی شعار «حفظ محیط زیست؛ حفظ امنیت ملی» را برای خود برگزیده تا در بحبوبه مشکلات زیست‌محیطی و جنگ نظامی دشمنان علیه ایران، به همه ما یادآوری کند که حتی در صورت خاتمه جنگ کنونی، جنگی فراگیرتر با مشکلاتی همه جانبه در کمین کشورمان است که اگر اوضاع بخوبی مدیریت نشود، می‌تواند خسارت‌ها و پیامدهای بسیار وسیع‌تر، عمیق تر و ویران کننده‌تر از جنگ‌های ۴۰ روزه و ۱۲ روزه و ..... برجای بگذارد.

برای آنکه صدای این جنگ بزرگ را بشنویم، کافی است این روزها هنگامی که از تهران خارج می‌شویم، دقیق‌تر به وضعیت جنگل سرخه حصار در شرق، چیتگر در غرب و یا حتی، پارک‌های بزرگ پایتخت در هر نقطه این کلانشهر بنگریم یا به کیفیت آب و وضعیت استنشاق هوا توجه نشان دهیم. جنگل‌هایی که روزگاری ریه پایتخت حساب می‌شدند و در فصول گوناگون، پناهگاهی سبز و خرم برای شهروندان بودند، این روزها چنان خشک، بی‌برگ و بر، آشفته و سوخته هستند که گویی، لشکرهای مغول و تاتار آنها را آتش زده‌اند و سال‌ها است پای هیچ بشری به آنجا نرسیده است. برای کسانی که تا همین چهار سال پیش به این مناطق می‌رفتند، این جنگل‌ها امروز تابلویی از آه و حسرت و افسوس و بی توجهی به محیط زیست و هوای پاک پایتخت هستند. عجیب آنکه، در برابر فاجعه‌ای با این همه عظمت و گستردگی، صدای اعتراض هیچ مقام و نهاد مسئولی بر نمی‌خیزد، هیچ توضیحی از سوی شورا و شهرداری به مردم داده نمی‌شود و حتی، هیچ انجمن زیست محیطی اعتراض نمی‌کند تا در سایه این سکوت دهشتناک، پهنه درختان خشکیده و زمین‌های سوخته هر بار وسعت بیشتری بگیرد.

گویی، دست‌هایی نامرئی پشت این فاجعه تمام عیار برای تهران درحال کار هستند تا پس از خشکاندن این همه درخت زیبا و کاج‌های بلندی که حالا چنان خشکیده‌اند که حتی کلاغ روی آنها نمی‌نشیند، خیلی زود ساختمان‌ها و شهرک‌ها و مجتمع‌های تجاری و تفریحی بزرگ و رویایی! روی گورستانی از پیکر درختان بی‌گناه بنا کنند تا میلیون‌ها شهروند جدید را از شهرها و روستاهای اقصی نقاط کشور به پایتخت بکشانند  و ترافیک در هم تنیده‌تر، هوا غیرقابل تنفس‌تر، آب آشامیدنی نایاب‌تر، مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی پیچیده‌تر و امنیت آن، غیر قابل کنترل‌تر شود!

اگر در ادبیات کلاسیک، امنیت ملی با مفاهیمی چون مرزهای جغرافیایی، قدرت نظامی و ثبات سیاسی گره خورده، در قرن بیست و یکم، تعریف «امنیت» دستخوش تحولی بنیادین شده است که بیش از همه ریشه در محیط زیست دارد. امروز، تهدیدهای نوظهور که از دل تخریب‌های زیست‌محیطی برمی‌خیزند، چنان  ثبات و پایداری کشورها را هدف گرفته‌اند که می‌توان با قاطعیت گفت: «بدون محیط‌زیست سالم، امنیتی وجود نخواهد داشت.» و در این میان، تهران، آیینه‌ای تمام‌نما از این بحران‌های انباشته زیست محیطی در کشور است.

تهران، پایتخت سیاسی و اقتصادی ایران، امروز با چالش‌هایی دست‌وپنجه نرم می‌کند که فراتر از دغدغه‌های شهری، به مسائل «امنیت انسانی» بدل شده‌اند. بزرگ شدن بی‌رویه و لجام‌گسیخته‌ تهران، این کلان‌شهر را به چنان جزیره‌ای گرمایی و آسیب‌پذیر تبدیل کرده است که هر روز زندگی آحاد مردم را سخت‌تر و دشوارتر می‌سازد. خشک شدن جنگل‌های اطراف و تبدیل باغات حاشیه به بلوک‌های سیمانی، نه‌تنها ریه‌های تنفسی شهر را از بین برده، بلکه فرسایش خاک، خطر سیلاب‌های مخرب و گسترش فرونشست‌های زمین را نیز به شدت افزایش داده است. برای درک این موضوع، کافی است به خبرهای حوادث رسانه‌ها نیم نگاهی بیندازیم.

کمبود آب در تهران دیگر نه یک پیش‌بینی دوردست، بلکه واقعیتی ملموس و حکایت هر روزه ساکنان پایتخت است. افت سطح آب سفره‌های زیرزمینی، فرونشست زمین را در دشت‌های اطراف تهران سرعت بخشیده؛ پدیده‌ای که می‌تواند زیرساخت‌های حیاتی (مانند خطوط انتقال نیرو، راه‌آهن و حتی ساختمان‌های مسکونی) را در میان‌مدت با خطر جدی مواجه کند. در کنار آن، آلودگی هوای مزمن، نه یک مساله بهداشتی ساده، بلکه به عاملی در کاهش بهره‌وری نیروی کار و افزایش هزینه‌های درمانی ملی تبدیل شده است که نتیجه نهایی آن، تضعیف تاب‌آوری جامعه در برابر بحران‌هاست.

این رخدادها آشکارا نشان می‌دهد که «امنیت زیست‌محیطی»، به رکن اصلی قدرت ملی در کشور ما تبدیل شده است. اگر ثبات و امنیت ملی می‌خواهیم، هیچ چاره‌ای نداریم جز آنکه به مساله محیط زیست بطور جدی بیندیشیم. وقتی منابع حیاتی مانند آب به حد خطرناکی کاهش می‌یابد، تنش‌های اجتماعی فزونی می‌گیرد. وقتی هوای شهر برای زیستن ناامن می‌شود، مهاجرت نخبگان و نیروی کار متخصص شتاب می‌گیرد. وقتی از تاب‌آوری شهر در برابر بلایای طبیعی (به دلیل تخریب پوشش گیاهی و مدیریت نادرست منابع) کاسته می‌شود، با هر حادثه کوچک، دولت با هزینه‌هایی گزاف و بحران‌های مدیریت‌نشده روبرو خواهد شد. از این رو، امنیت ملی یعنی تضمین ادامه‌ی حیات؛ و محیط‌زیست، بستر این حیات است.

برای خروج از این وضعیت، چاره‌ای نداریم جز آنکه از «توسعه‌محوری صرف» به «پایداری‌محوری» تغییر پارادایم دهیم. با چنین نگاهی، انجام اقدامات ذیل می‌تواند یک نقشه راه برای مدیریت بحران در تهران و دیگر کلانشهرها باشد:

۱. توقف کامل تغییر کاربری و احیای کمربند سبز: باید با وضع قوانین سخت‌گیرانه، از گسترش افقی تهران و دیگر شهرهای بزرگ کشور جلوگیری کرد و به جای آن، سیاست «بازآفرینی شهری» را پیش گرفت. احیای جنگل‌های پیرامونی نه یک کار زینتی، بلکه یک اقدام پدافند غیرعامل برای کنترل سیلاب و تلطیف هواست. هیچ توجیهی ندارد که جنگل های ارزشمند تهران در بی‌توجهی کامل مسئولان و مردم رها شود، فضای سبز آن از بین برود و لابد، چند صباحی بعد، ساختمان‌هایی بلند از خاکستر آن جنگل‌ها سر برآورد. باید نهادی فراتر از شهرداری‌ها در کشور باشد که از آنها بپرسد چرا هزاران درخت بدون هیچ توجیه و توضیحی در برابر چشم همگان خشک شده و چشمه‌ها، قنات‌ها و منابع آبی این مجموعه‌های جنگلی ناپدید می‌شود یا به جایی غیر از جنگل‌هایی که به آن تعلق دارند، انتقال می‌یابد.

به دلیل آثار و پیامدهای گسترده و خطرناک این روند، مجلس، دولت و دستگاه قضایی در این زمینه مسئولیتی مضاعف دارند و باید گزارش‌های نوبه  ای به مردم ارایه دهند. شهرداری‌ها نباید چنان آزاد باشند که هر کار دلشان خواست با درخت‌ها و پارک‌های طبیعی و جنگلی انجام دهند و به کسی پاسخگو نباشند. هر پروژه عمرانی باید یک پیوست زیست محیطی از نهادهای فراتر از شهرداری‌ها داشته باشد.

۲. مدیریت هوشمند منابع آب: انتقال آب از حوزه‌های دیگر به شهرهای بزرگ از جمله پایتخت، مسکن‌های موقتی است. راهکار اصلی، اصلاح شبکه فرسوده آبرسانی، استفاده از پساب تصفیه‌شده برای فضای سبز و صنعت، و پیاده‌سازی جدی الگوی «آبخیزداری شهری» است تا نزولات جوی به جای تبدیل شدن به سیلاب، سفره‌های زیرزمینی را تغذیه کنند.

۳. تمرکززدایی از پایتخت: تداوم تمرکز جمعیت و صنایع در تهران، با ظرفیت زیستی این اقلیم همخوانی ندارد. امنیت ملی در گرو توزیع عادلانه فرصت‌ها در سایر مناطق کشور است تا فشار جمعیت بر دشت تهران کاهش یابد.

بی‌توجهی به طرح‌ها و اسناد بالادستی در تهران برای انطباق توان جمعیت‌پذیری با دارایی‌ها و منابع زیستی آن، شرایطی حساس و شکننده برای این کلانشهر به وجود آورده که آلودگی هوا و محدودیت منابع آب تنها دو نمونه از عواقب و پیامدهای آن است. این در حالی است که از زمان تصویب نخستین طرح جامع تهران در سال ۱۳۴۷ تا امروز بارها طرح‌های جامع و ساماندهی پایتخت در دولت های مختلف به تصویب رسیده ولی همواره، سقف‌های جمعیتی مصوب نادیده گرفته شده و به جای تمرکززدایی و جلوگیری از رشد کانون‌های بزرگ جمعیتی پیرامون تهران، بارگذاری در پایتخت ادامه یافته است. نتیجه آن، وضعیت امروز تهران و فراموشی شاخص‌های محیط زیستی آن از جمله بهبود کیفیت هوا و آب پایدار است.

۴. تغییر نگاه به امنیت: و از همه مهم‌تر، دستگاه‌های امنیتی و حاکمیتی باید «تخریب محیط‌زیست» را به عنوان یک «تهدید امنیت ملی» در ردیف تهدیدات کلاسیک قرار دهند. این امر به ویژه در شرایطی که دشمنان با شیوه‌های گوناگون، تهدیدها، فشارها و اقدامات خصمانه خود را علیه ایران افزایش داده اند، اهمیتی مضاعف دارد. امنیتی کردن محیط زیست باعث خواهد شد پروژه‌های عمرانی بزرگ در صورت فقدان پیوست‌های زیست‌محیطی جدی به سرعت متوقف شود و از پیامدهای خطرناک آن جلوگیری به عمل آید.

یادمان باشد اگر امروز برای ترمیم زخم‌های تن شهر اقدام نکنیم، فردا با فقدان امنیتی مواجه خواهیم بود که در پای بحران‌های زیست‌محیطی قربانی شده است. حفظ طبیعت، هزینه‌کردن نیست؛ سرمایه‌گذاری برای بقای ملی است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی