شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۳
نظرات: ۰
۰
-
خشکسالی به اعماق زمین رسید!

آب های زیرزمینی در ایران به دنبال سال ها خشکسالی کاهش یافته است.

به گزارش اطلاعات آنلاین، وابستگی کشور ما به منابع آب زیرزمینی بسیار زیاد است. اگر روزی این منابع تمام شوند، با مشکلات زیادی رو به رو خواهیم شد. با نگاهی به آمار تراز سطح آب های زیرزمینی در نواحی دشتی، متوجه می شویم که در بیشتر دشت ها، سطح این آب ها به طور مداوم در حال پایین رفتن است. اکنون، در بیش از سه چهارم مساحت خشکی ایران، میزان آب های زیرزمینی رو به کاهش است چون مقدار آبی که از منابع زیرزمینی این نواحی برای مصارف انسانی برداشته می شود بیش از مقداری است که طی فرایند طبیعی جایگزین می شود.

علاوه بر برداشت مقادیر بسیار زیادی آب از منابع زیرزمینی، بسیاری از نقاط به دلیل وقوع تغییرات آب و هوایی، دوره های خشکسالی طولانی مدتی را تجربه می کنند.

مدیریت نادرست منابع آبی، فشارهایی که صنعت کشاورزی ناکارآمد روی سفره های آب زیرزمینی نواحی نسبتاً کم آب آورده است را تشدید می کند. بدون انجام یک اقدام فوری، وقوع بحران اجتناب ناپذیر خواهد بود. تداوم مدیریت ناپایدار آب های زیرزمینی در ایران، می تواند اثرات جبران ناپذیری را بر محیط زیست به دنبال داشته باشد و امنیت منابع آبی، غذایی و اجتماعی ـ اقتصادی کشور را مورد تهدید قرار دهد. پیامد بارز سوء مدیریت در حفظ منابع آبی، تشدید خشکسالی ها است. منابع آب زیرزمینی به حدی تخلیه شده ‌اند که بازگشت به تعادل طبیعی تقریباً غیرممکن است..

منابع آب زیرزمینی به دو بخش تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر تقسیم می شوند. بخش تجدیدپذیر، آن مقدار از آب زیرزمینی است که سالانه بر اثر بارش و نفوذ آب به آبخوان اضافه می شود و بخش تجدیدناپذیر، آبی است که در طول میلیون ها سال در سفره های آب زیرزمینی انباشته شده است. اگر مقدار برداشت از آب های زیرزمینی از میزان تجدیدپذیر فراتر نرود، با کاهش افت سطح آنها روبرو نخواهیم شد اما در بسیاری مواقع میزان برداشت، بیشتر از میزان آبی است که به طور طبیعی به این منابع تغذیه می شود.

اگر خشکسالی در مقیاس حوضه آبریز رخ دهد به آن «خشکسالی هیدرولوژیکی» می گویند. این نوع خشکسالی با کمبود دوره ای بارش های جوی بر ذخایر آب های زیرزمینی و سطحی مثل رودخانه ها و دریاچه ها اتفاق می افتد. بنابراین، تناوب و شدت خشکسالی هیدرولوژیک را باید در محدوده حوضه آبخیز بررسی کرد. خشکسالی هیدرولوژیک هم زمان با خشکسالی اقلیمی و کشاورزی رخ نمی دهد و نسبت به آنها تأخیر دارد، چون زمان طولانی تری مورد نیاز است تا کاهش بارندگی ها بتواند خود را در اجزاء سیستم هیدرولوژیک از جمله کاهش رطوبت خاک، جریان آب رودخانه ها و سطح آب دریاچه ها و مخازن نشان دهد. سیستم های هیدرولوژیک حلقه اتصال مناطق مختلف به یکدیگر هستند و کمبود بارش در یک منطقه ممکن است مناطق خارج از آن محدوده را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به عنوان مثال، کمبود بارش در مناطق بالادستی حوضه آبخیز، تمامی حوضه را با خطر خشکسالی مواجه می کند.

مصرف بی رویه آب های زیرزمینی برای بالا بردن سطح زیر کشت، فشاری دو چندان بر منابع آب زیرزمینی وارد می کند و این فشار فزاینده باعث افت محسوس سفره های آب زیرزمینی می شود. در سال های خشکسالی استفاده از این منابع دو برابر می شود که پیامد آن افت شدید سطح سفره های آب زیرزمینی در حد بحران است.

در ایران تعداد چاه های به ثبت رسیده که از طریق آنها آب های زیرزمینی برای آبیاری زمین های کشاورزی استخراج می شوند در طول یک و نیم دهه پیش دو برابر شده است. درست در طول همین سال ها، برداشت از آب های سطحی و رودخانه ای کاهش پیدا کرد. این نشان می دهد که از سفره های آب زیرزمینی بیش از اندازه بهرده برداری می شود.

تصور عمومی این است که بارش های فراوان و شدید باعث افزایش ذخایر آب های زیرزمنی و جبران برداشت های بی رویه آب می شود. در چنین شرایطی حتی بارش‌ های شدید و کوتاه‌ مدت به افزایش ذخایر آب منجر نمی‌ شوند. بارش های شدید اغلب به جای نفوذ به زمین، به سیلاب‌ های ویرانگر تبدیل می ‌شوند و خسارت ‌های گسترده ‌ای به بار می ‌آورند. خاکی که در اثر برداشت بی ‌رویه، تخریب پوشش گیاهی و فشردگی مداوم ناشی از کشاورزی ناپایدار، نفوذپذیری خود را از دست داده است، باران را به رواناب و سیلاب تبدیل می ‌کند، نه به تغذیه پایدار آبخوان‌ ها. حتی بارش‌ های ۱۵ تا ۲۰ میلی‌ متری در مناطق کوهستانی می ‌تواند به سیلاب منجر شود، زیرا زمین ظرفیت جذب ندارد. مسأله آب ایران، فراتر از «بارش کم» یا «بارش زیاد» است. سال ‌هاست که بیش از ۹۰ درصد آب تجدیدپذیر کشور برداشت می ‌شود؛ در بسیاری از دشت ‌ها حتی فراتر از توان طبیعی آنها.

به طور کلی عامل اصلی کاهش آب های زیرزمینی در ایران، نیاز زمین های کشاورزی به آب بوده است. نواحی غرب، جنوب غرب و شمال شرق کشور با بیشرین میزان کاهش رو به رو هستند؛ یعنی نقاطی که کشاورزان محصولات استراتژیکی مثل گندم و جو را کشت می کنند.

راهکارهای کوتاه مدت و بلند مدت

راه حل پیشنهادی کوتاه مدت پژوهشگران ایرانی، مسدود کردن چاه های عمیق غیر مجاز است، اما در درازمدت و در اجرای برنامه های سازگاری با کم آبی باید یک تحول کشاورزی بزرگ ایجاد شود؛ چون با وقوع تغییرات اقلیمی، دیگر نمی توان با شیوه های سنتی کشاورزی را پیش برد. این تحول، از طریق اقداماتی مانند بهبود روش های آبیاری و انتخاب الگوهای کشت که با محیط و آب و هوای ایران سازگار باشند میسر می شود. برای مثال، باید از انجام کشت های دوم و سوم و کاشت محصولات پرآب بر خودداری شود. برای ایجاد تغییر در وضعیت کشاورزی باید از کشت محصولات در بستر رودخانه ها جلوگیری کرد. همچنین به دلیل محدودیت منابع آبی زیرزمینی و سطحی، نباید از موتور تلمبه های بدون حقابه استفاده کرد. تغییر الگوی کشت از راه های دیگری مانند کنترل اضافه برداشت آب از چاه های مجاز، نصب کنتور هوشمند روی چاه های کشاورزی، تغییر آبیاری سنتی به مدرن و صرفه جویی در مصرف آب نیز امکان پذیر است.

 نبود بارندگی کافی و ذوب برف، ذخیره آبی را به ویژه در مناطق کوهستانی کاهش داده است؛ بنابراین مصرف آب باید اولویت بندی شود. برای اجرای روش های مقابله با خشکسالی باید مزارع کشاورزی پایش شوند، سیستم های نوین آبیاری به کار روند و ابزار و ادوات بیشتری در اختیار کشاورزان قرار گیرد. پیش بینی می شود که با اجرای برنامه های سازگاری با کم آبی، در 5 سال آینده بتوان عدم تعادل در منابع آب های زیرزمینی را در کشور جبران کرد.    

بذرهای هیبرید و اصلاح شده در برابر خشکی، تنش کم ‌آبی و شوری آب مقاوم هستند. اگر این خصوصیات را به ارث ببرند می ‌توان همان محصولات پرآب ‌بر را با میزان آب کمتری به ثمر رساند که موجب صرفه‌ جویی در مصرف آب و کاهش برداشت آب‌ های زیرزمینی می ‌شود.

وضعیت آب های زیرزمینی ایران در دنیای امروز، مشتی نمونه خروار است. همه کشورها باید بدانند چگونه منابع آبی خود را مدیریت می کنند؛ چون یک تصمیم نادرست مانند یک مهره دومینوی در حال سقوط بقیه تصمیمات و شرایط را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی