دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۰
نظرات: ۰
۱
-
توافق ترامپ می‌تواند ایران را به شدت تضعیف کند؟/ بازی برای تهران تازه شروع شده است

دولت ترامپ به تمام اهداف خود از جنگی که همراه اسرائیل علیه ایران راه انداخت نخواهد رسید. اما می‌تواند با گذشت زمان به یک پیروزی مهم و راهبردی دست یابد.

دنیس راس از مقام‌های ارشد پیشین ایالات متحده در دولت‌های رونالد ریگان، جورج بوش (پدر و پسر) و بیل کلینتون و دستیار ویژه باراک اوباما و هماهنگ‌کننده امور مناسبات آمریکا و ایران بوده است. او به تازگی در یادداشتی برای انستیتو سیاست واشنگتن (که در روزنامه واشنگتن پست هم منتشر شد)، توصیه‌هایی به تیم دونالد ترامپ برای استفاده بهینه از فرصت توافق کرده است. گرچه این یادداشت پیش از نهایی شدن توافق ایران و آمریکا نوشته و منتشر شده، اما می‌تواند برای مسئولان سیاست خارجی و امنیتی ایران نکته‌هایی مهم داشته باشد.

*****

هیچ توافقی با ایران هرگز ساده به دست نمی‌آید. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، همچنان ادعا می‌کند دستیابی به توافق نزدیک است - حتی با اینکه ایالات متحده و اسرائیل ضربات نظامی محدودی را با ایران رد و بدل کرده‌اند - و بار دیگر ثابت می‌کند که تلاش‌های فعلی برای باز کردن تنگه هرمز و تمدید آتش‌بس نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

تنها زمانی که خصومت‌ها واقعاً پایان یابند، می‌توان به طور کامل عملکرد را ارزیابی کرد. در کوتاه‌مدت، ایران به طرز شگفت‌آوری در استفاده از اهرم خود ماهر بوده است. اما در درازمدت، ناهماهنگی داخلی و شکست‌های ریشه‌دار جمهوری اسلامی ممکن است منجر به تغییرات تاریخی به سمت بهتر شدن در تهران شود.

در این مرحله، واضح است که ایران دو اهرم قدرتمند دارد که قبل از این درگیری فکر نمی‌کرد از آنها استفاده کند: اختلال در ترانزیت از طریق تنگه هرمز و حمله به تأسیسات نفتی همسایگان عرب خلیج فارس. این اهرم جدید، دستاوردهای روشنی را از جنگ برای ایران به ارمغان می‌آورد. اما ایران همچنین متحمل خسارات عمیقی در توانایی‌های نظامی و پایگاه صنعتی دفاعی خود شده و اقتصاد بیمار، نیازی به گفتن ندارد.

کمتر کسی تصور می‌کرد ایرانی‌ها بتوانند پس از ادعای ایالات متحده و اسرائیل مبنی بر اصابت بیش از ۱۳۰۰۰ هدف در ایران، تا این حد از نفوذ خود استفاده کنند. ناتوانی ترامپ در تصمیم‌گیری در مورد اینکه آیا هدف او تغییر رژیم است یا صرفاً تضعیف ابزارهای رژیم برای تهدید دیگران، به ایجاد این واقعیت جدید کمک کرد. اگر ترامپ فقط موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز، موجودی پهپادها و تأسیسات تولیدی ایران را هدف قرار می‌داد - و تهدید علیه رهبری رژیم را در حالت آماده‌باش نگه می‌داشت - می‌توانست توانایی‌های ایران برای تهدید همسایگانش را تضعیف کند، حتی در حالی که به رهبران ایران دلیلی برای نبستن تنگه می‌داد.

از سال ۱۹۸۷-۱۹۸۸، ایرانی‌ها هیچ تلاشی برای بستن تنگه هرمز نکردند، دقیقاً به این دلیل که رهبران ایران می‌دانستند انجام این کار منجر به جنگی می‌شود که می‌تواند رژیم را تهدید کند و بقای رژیم همیشه بالاترین اولویت جمهوری اسلامی بوده است. اما هنگامی که ترامپ به سمت سرنگونی رفت، رهبران ایران دانستند که چیزی برای از دست دادن ندارند و بستن تنگه به ​​نقطه اصلی اهرم استراتژیک آنها تبدیل شد.

ترامپ با تأخیر برای کاهش اهرم تهران با اعمال محاصره بر صادرات و واردات آن اقدام کرد. اما تنها با استفاده از نیروهای آمریکایی برای بازگشایی تنگه - چیزی که او به طور خلاصه با پروژه آزادی که به سرعت لغو شد، تهدید کرد - ترامپ می‌توانست این اهرم را از ایران سلب کند و محاسبات آن را تغییر دهد.

باز کردن تنگه زمان می‌برد و با توجه به تهدید مین‌ها، قایق‌های تندرو، پهپادها و موشک‌های بالستیک و کروز ایران، گفتنش بسیار آسان‌تر از انجام دادنش است. علاوه بر این، چند کشور خلیج فارس احتمالاً نگرانی‌های خود را ابراز کردند مبنی بر اینکه تلاش برای انجام این کار باعث انتقام ایران علیه آنها خواهد شد - و متقاعد نشدند که ایالات متحده می‌تواند از آنها محافظت کافی کند. در هر صورت، ترامپ شبیه چند مقطع دیگر در جنگ، عقب‌نشینی کرد و با این کار به دیپلماسی خود بیشتر آسیب زد.

علاوه بر این، حتی اگر ایرانی‌ها عبور عادی از تنگه را بپذیرند، هیچ‌کس نباید تعجب کند اگر پس از چند ماه، آنها شروع به به چالش کشیدن برخی کشتی‌ها به دلیل نقض قوانین ایران یا درخواست «هزینه‌های ناوبری» کنند. ایرانی‌ها بازی‌هایی را انجام خواهند داد تا به همسایگان خود نشان دهند که به وضعیت قبلی برنمی‌گردند - با درک (احتمالاً درست) که ترامپ به دلیل نقض جزئی توافق به زور متوسل نخواهد شد.

بسیاری از این موارد به این بستگی دارد که ترامپ چه مقدار از یک شریان اقتصادی را به شکل کاهش تحریم‌ها یا پذیرش صندوق بازسازی به ایران ارائه می‌دهد. آمریکایی‌ها می‌گویند تا زمانی که ایران در مورد مسئله هسته‌ای - به ویژه حذف ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با خلوص ۶۰ درصد - پاسخگو نباشد، هیچ کاهش واقعی تحریم‌ها وجود نخواهد داشت. (ممکن است این توافق بر اساس آنچه به نظر می‌رسد برداشت‌های متفاوتی در مورد همین موضوع است - و همچنین موارد دیگر، از جمله آتش‌بس ناپایدار در لبنان، از هم بپاشد.)

اما حتی اگر ترامپ به اهداف اعلام‌شده خود - که در زمان‌های مختلف شامل «تسلیم بی‌قید و شرط» ایران، محدود کردن بازسازی برنامه موشک‌های بالستیک و زیرساخت‌های دفاعی تهران و متوقف کردن حمایت ایران از شبکه نیابتی آن بوده - دست نیابد، ممکن است در یک زمینه به بیش از آنچه اکنون در پی آن است، برسد: پتانسیل تغییر در داخل ایران. بازسازی ایران پس از جنگ به منابع عظیمی نیاز دارد که با نیازهای اقتصادی، بحران بیکاری گسترده و ناتوانی مزمن در برآورده کردن اساسی‌ترین الزامات حکومتداری سازگار نخواهد بود.

اما حتی با کمک‌های مالی، توانایی تهران برای مدیریت مشکلات داخلی‌اش محدود می‌ماند و فشارهای داخلی افزایش می‌یابد. این فشارها ممکن است به فروپاشی رژیم منجر نشود، اما می‌تواند چیزی را که رهبری ایران به شدت از آن می‌ترسید، ایجاد کنند: ظهور یک گورباچف ​​ایرانی - کسی که می‌خواهد توسعه داخلی را در اولویت قرار دهد، با مردم ارتباط برقرار کند و به عنوان اصول سازماندهی، به رویارویی با جهان خارج پایان دهد.

مطمئناً راه‌های بهتری برای تشدید تضادها در جمهوری اسلامی وجود داشت. اما جنگ انتخابی ترامپ ممکن است در نهایت به تغییر واقعی در تهران منجر شود.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی