دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۱
نظرات: ۰
۰
-
قدرت نرم یا «گل‌به‌خودی» ترامپ؛ جام جهانی صحنه نمایش یک سیاستمدار خودشیفته است

جام جهانی ۲۰۲۶ بیشتر صحنه‌ای برای خودستایی دونالد ترامپ است که تفرقه و تنش را مبنایی برای سرگرمی قرار می‌دهد و نهاد حاکم فیفا که رئیس آن جیانی اینفانتینو بیش از اندازه در سود تجاری بازی‌ها سرمایه‌گذاری کرده است.

به گزارش اطلاعات آنلاین، برای طرفداران فوتبال، جام جهانی فیفا چیزی فراتر از ورزش است. هر چهار سال یکبار، لحظه‌ای وحدت‌بخش را رقم می‌زند - مردم را از زبان‌ها، فرهنگ‌ها و جغرافیاهای مختلف با اشتیاقی مشترک برای بازی گرد هم می‌آورد. برای کشورهای میزبان، جام جهانی اغلب یک سوپرشارژر قدرت نرم است. این جام که میلیاردها نفر در سراسر جهان تماشاگر دارد، فرصتی عالی برای نمایش کشور، فرهنگ و ارزش‌های یک کشور است.

اینها همه بخشی از چیزی است که دیپلماسی ورزشی یا در این مورد «دیپلماسی فوتبال» شناخته می‌شود. فراتر از جام‌ها، دولت‌ها در فوتبال سرمایه‌گذاری می‌کنند تا در خارج از زمین هم پیروز شوند، از نظر تقویت روابط بهتر، جذب سرمایه‌گذاری و کسب اعتبار جهانی. شکی نیست که ایالات متحده می‌تواند در حال حاضر پس از ۱۸ ماه رهبری دوقطبی دونالد ترامپ، از چنین تقویتی استفاده کند.

اما، تفاوت اساسی بین قدرت نرم و نمایش وجود دارد. نشانه‌های اولیه نشان می‌دهد که جام جهانی ۲۰۲۶ برای آمریکای ترامپ، بیشتر از نوع دوم آن را ارائه خواهد داد - رویدادی که قدرت (نه از نوع نرم)، ادای احترام، محرومیت و منافع شخصی را برجسته می‌کند.

قدرت نرم ورزش

اصطلاح «قدرت نرم» در دهه ۱۹۹۰ از سوی جوزف نای جونیور، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه هاروارد، ابداع شد. این بدان معناست که قدرت یک کشور فقط از نیروی نظامی یا وزن اقتصادی (که «قدرت سخت» نیز شناخته می‌شود) ناشی نمی‌شود، بلکه در توانایی آن برای تأثیرگذاری از طریق جذب هم وجود دارد. به پدیده کی‌پاپ کره جنوبی، دانشگاه‌های معتبر بریتانیا و پذیرش پایداری، حکومتداری خوب و ارزش‌های مترقی کشورهای شمال اروپا فکر کنید.

در اصل، این قدرت ناملموس ملت‌هاست تا دیگران را وادار کنند سر میز شما بنشینند و دیدگاه شما نسبت به جهان را در نظر بگیرند، یا حتی از آن حمایت کنند. این مفهوم از زمانی که نای آن را مطرح کرد، به شکلی چشمگیر تکامل یافته و مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. منتقدان به سرعت به پتانسیل خرابکارانه آن اشاره می‌کنند، به ویژه هنگامی که در کشورهای اقتدارگرا با انگیزه‌های کمتر خوش‌خیم به کار گرفته می‌شود.

کریستوفر واکر و جسیکا لودویگ، دانشمندان علوم سیاسی، اصطلاح دیگری به نام «قدرت تیز» را معرفی کرده‌اند تا توصیف کنند چگونه کشورهایی مانند روسیه و چین از نفوذ خود نه برای جذب دیگران، بلکه برای دستکاری آنها استفاده می‌کنند. نای اخیراً با بازنگری در این موضوع، اذعان کرد که قدرت نرم پیچیده‌تر شده است. او اعتراف می‌کند که می‌توان آن را به بازی گرفت، بد تعبیر کرد یا به روش‌هایی به سمت درون سوق داد که همان گشودگی‌ را که به آن وابسته است، تضعیف کند.

این تمایز امروزه مهم و نشان‌دهنده تغییری گسترده‌تر در نحوه استفاده ملت‌ها از فرهنگ و نمایش به عنوان ابزاری برای منافع شخصی و تسلط بر دیگران در جهانی با حاصل جمع صفر است. با فرمت گسترده‌تر ۴۸ تیم که رکورد ۱۰۴ مسابقه را در ۱۶ شهر در سه کشور به ثبت رسانده‌اند، جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، مسابقات امسال را «بزرگ‌ترین رویدادی که بشر تا به حال دیده است» نامیده است.

با این حال، با شروع بازی‌ها، از دیدگاه دیپلماسی ورزشی و قدرت نرم، این فرصت از دست رفته است. برای شروع، این رویداد باید جشنی برای مشارکت آمریکای شمالی بین سه میزبان، ایالات متحده، مکزیک و کانادا باشد. اما از زمانی که دولت ترامپ تعرفه‌های ۲۵ درصدی بر کالاهای کانادا و مکزیک وضع کرد، تنش‌ها بالا بوده است.

ترامپ به جای تلاش برای کاهش تنش با روحیه وحدت، همتایان خود در مکزیک و کانادا را آزار و اذیت کرد و گفت که این تعرفه‌ها جام جهانی را «هیجان‌انگیزتر» می‌کند و ادعا کرد «تنش چیز خوبی است».

بیانیه مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در مورد افتتاحیه جام جهانی، تنها اشاره‌ای سرسری به ایالات متحده دارد. در همین حال، کلودیا شینباوم، رئیس جمهوری مکزیک، در همبستگی با مکزیکی‌های عادی که توانایی پرداخت قیمت گزاف بلیت (تعیین‌شده در فیفا) را ندارند، در مسابقه افتتاحیه در مکزیکوسیتی شرکت نکرد.

چشم‌انداز فوتبال برای متحد کردن جهان - شعار اعلام‌شده فیفا - جای خود را به تورنمنتی داده است که با شرکت چه کسی و چه کسی شرکت نمی‌کند، تعریف می‌شود. پروفسور ژول بویکاف، نویسنده کتاب «کارت قرمز: جام جهانی ۲۰۲۶، شستشوی ورزشی و ماشین طمع فیفا»، آن را یک «پارادوکس عظیم» توصیف می‌کند: از یک سو، این رقابت بیش از هر زمان دیگر شرکت‌کننده دارد. از سوی دیگر، به دلیل سیاست‌های دولت ترامپ، این تورنمنت بیشتر شبیه یک جام جهانی حذفی است تا فراگیر.

این موضوع فراتر از افزایش قیمت بلیت است. روادید بسیاری از هواداران کشورهایی که از آفریقا و خاورمیانه به این تورنمنت راه یافته بودند، بدون هیچ توضیحی رد شد. ویزای برخی از کادر پشتیبانی تیم ایران نیز رد و از ورود داور سومالیایی، عمر آرتان، به میامی جلوگیری شد و رویاهای او برای اولین داور سومالیایی در جام جهانی نقش بر آب شد.

بدتر از همه، نگرانی‌ها در مورد ماهیت انحصاری این تورنمنت تاکنون با بی‌اعتنایی جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، مواجه شده است. وقتی از اینفانتینو در مورد وضعیت آرتان سوال شد، او گفت که «مایه تاسف» است که به او اجازه ورود داده نشده، اما افزود: گاهی خوب است که فقط کمی استراحت کنیم و آرامش داشته باشیم.

اینفانتینو همچنین در مورد رفتار ایالات متحده با تیم ایران که ناگهان از کمپ تمرینی خود در ایالات متحده به مرز مکزیک منتقل و در آخرین لحظه بلیت هوادارانش توسط فیفا باطل شد، حرف زیادی برای گفتن نداشت. پاسخ اینفانتینو چیست؟ او گفت که خودش تیم را با اتوبوس از ایران می‌برد تا مطمئن شود می‌توانند بازی کنند. اما ظاهراً هواداران تیم را نه.

صحنه‌ای برای خودستایی

قدرت نرم، در بهترین حالت خود، از طریق گشودگی واقعی، گفتگوی دوطرفه و همکاری - ایجاد درک، اعتماد و احترام در طول مسیر - عمل می‌کند. برای مثال، در طول میزبانی استرالیا از جام جهانی زنان ۲۰۲۳، پنی وانگ، وزیر امور خارجه، توانست رهبران جهان را گرد هم آورد تا در مورد برابری جنسیتی موضع بگیرند و توجه را به وضعیت اسفناک زنانی که تحت رژیم سرکوبگر افغانستان زندگی می‌کنند، جلب کنند.

اما به نظر می‌رسد جام جهانی مردان ۲۰۲۶ چیز دیگری را ارائه می‌دهد. صحنه برای خودستایی آماده شده است، با حضور یک رهبر سیاسی که تفرقه و تنش را مبنایی برای سرگرمی قرار می‌دهد و یک نهاد حاکم که بیش از حد در سود تجاری سرمایه‌گذاری کرده است تا نگران شکاف‌های اجتماعی ایجادشده آن باشد. این قدرت نرم نیست. اما مطمئناً صحنه‌های دیدنی زیادی وجود خواهد داشت.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی